دوستان خواهش میکنم سرزنشم نکنید حالم خرابه ولی به راهنماییتون واقعا احتیاج دارم
من میخواستم پسرم تابستون از پوشک بگیرم اما شرایطی پیش اومد یه کتاب براش خوندم خودش با ذوق گفت پوشک بای بای
خدایی هم دو روز کامل همکاری میکرد تا روز سوم حتی خودش جیش میگفت روز سوم شوهرم نبود از جایی اعصابم بشدت خورد بود و تحت فشار روحی شدیدی بودم پسرمو بردم دستشویی نشست جیش کرد جیشش تیر زد ریخت رو دستش بچه ترسید
بار بعدی بردم نمی‌نشست منم هی گفتم بشین گفت نه خلاصه میومدیم بیرون یه قطره تو شلوار میکرد بعد می‌بردم سرویس نمی‌نشست این ماجرا سه بار تکرار شد کلافه شدم تو دستشویی سرش داد زدم یدونه زدم رو پاش دستم بشکنه خدا لعنتم کنه واقعا تو تحت فشار بودم اون روز بعدم خیلی دعواش کردم
الان دو روز گذشته پوشک خوشش نمیاد نمیزاره از طرفی از دستشویی هم وحشت داره پوشک اگه بزورم بگیرم یذره میکنه میگه پر خودش باز میکنه میندازه دور
دیشب تو خواب یه قطره تو پوشک کرد بیدار شد جیغ و گریه خودش شلوار درآورد پوشک باز کرد یهو تا بخودم بیام گیج خواب کرد ادامه جیشش
منظورم اینه پوشک نمیخواد ولی دستشویی هم نمیاد میترسه استرس شدید داره خدا لعنتم کنه داغونم نمیدونم چیکار کنم درمونده شدم 😞😞😞 خواهش میکنم اگه تجربه ای دارید راهنماییم کنید سرزنش نکنید خودم انقدر عذاب وجدان دارم روزی چندبار گریه میکنم
جایزه همه چیز خریدیم دمپایی جدید ، ماشین ، اسباب بازی ، قصری هم گرفتیم امروز به سلیقه خودش اما نمیشینه میگه نه نه نه لحنش کاملا معلومه ترسیده و استرس داره 😟

۲۲ پاسخ

هی ازش فید بک بگیرید که درسته مامان ؟ اره؟ تو همین حس و داری؟؟ بعد ادامه بده بگو اونروز مامان یکم حالش خوب نبود از چیزی ناراحت بود اشتباه کرد یهو سرشما داد زد یکم خشمگین و عصبانی بود از موضوعی میدونم نباید تورو اذیت میکردم مامان جونم من ازت معذرت میخوام لطفا منو ببخش اگه اونروز ناراحت شدی و ترسیدی
اما میخواستم اینم بهت بگم که تو خیلی پسر قوی ایی هستیا میدونی چرا؟؟ چون تو میخواستی جیشت و پی پیت رو کمکشون کنی بفرستی برن خونشون پیش دوستاشون پیش مامانشون تو خیلی شجاعی آفرین مامان

عزیزم
درکت میکنم
سرزنش نداره ک عزیزم
برا همه ما پیش اومده

من تجربه ایی از پوشک گرفتن ندارم
ولی میخوای بهش بگو جیش میخواد بره خونه خودش ، بیا باهم ببرمیش بره خونه خودش 😬
یا ی چیزی مثل این چیزا ک ترسش بریزه یکم
انشاالله ک موفق باشی

پیشرفتش خیلی خوبه حالا ترسیده بچه است زود از ذهنش میره برچسب بخر براش ببرش تودستشویی بگو که مخصوص دستشوییه یا بگو بیا بریم دستشویی مامان جیش کنه

به زور انجام نده برنامه فیلم کودکانه آموزش از گوگل بزن بگو پسر خوب دستشویی میره آرومش کن ببرش

قصری فعلا نذار تو سرویس بذار بیرون تا ارتباط بگیره

من تجربه ای ندارما وای کارتن مورد علاقشو بذار قصری نبر دسشویی همین بیرون بذار با گوشی کارتن بذار ببینه یا کلیپ های دسشویی با آهنگ ترسش بریزه اصلا فعلا سمت دسشویی نبرش

ببرش حموم آب باز بگو شلوارتو در بیار خبس نشی آب رو باز کن اسباب بازی ببر شروع من به بازی بعد گرم بازی شد بگو عروسکه دیش کن خرس دیس کن بعد اسم پسرتو بگو بگو دیش کن

یکم اوایلش سخته و بچه ها اکثراشون میترسن باید صبور باشی با ملایمت رفتار کن هی تند تند ببرش دسشویی تا ترسش بریزه

میتونی از خودتون داستان بگید که آره منم بچه که بودم ی باری مثل تو شدم و .... داستان با جذابیت بالا و هیجان براش تعریف کنید و مشکل سازی کنید و حل اون روهم تعریف کنید هم شما هم پدرش تا بدونه این مسائل برای شما هم بوده و حل شده
هر نوبت دستشویی داشت بگید بریم بفرستیمشون پیش دوستاشون خوشحال بشن تو دلمون نمونن دلم درد بیاد

بازم براش کتاب بخون و انیمیشن دانلود کن براش باز بیاد

با مشاور صحبت کن

سلام گلم بنظرم الان مسئله ی تو اصلا این نیست که بچتو تشویق کنی واسه دستشویی اینکه قصری خریدی و چیزهای دیگه همشون تشویقه مسئله مهم الان برا شما ازبین بردن ترس بچس
بنظرم بهترین کار حرف زدن با بچتون راجبش ترسش هست اولین کار اینه که ببینید چی تو ذهنش هست خیلی آروم و بدون استرس ازش بپرسید که مامان جونم تو دوست نداری جیش کنی؟ بیای دستشویی ؟ اگه گفت آره دوست ندارم بگید خب چرا عزیزم واسه ی چی دوست نداری مامان؟ خودتون کمکش کنید حسش رو به زبون بیاره شاید بلد نباشه توصیفش کنه بگید آهان فهمیدم مامان تو ترسیدی؟؟ درسته؟؟ اون روز که باهم رفته بودیم دستشویی جیشت خییلی عجله داشت شکمت پراز جیش شده بود یهو پرید برید بیرون بعد دستتم جلوی جیشت بود ریخت روش تو یهو شکه شدی ترسیدی؟؟؟

ی عروسک‌هست

عروسک جیش
اونو بگیر با بازی ببرش
عروسک اب میخوره جیش میکنه عروسکو ببردستشوی جیش کنخ
برچسب بچسبون تو دستشوی اب بازی کن

گلم توی دستشویی براش رنگ انگشتی ببر با بازی وجایزه ترسش میریزه

براش یه سری هدیه بخر کوچولو باشه برچسبی چیزی‌ ک خوشش بیاد بهش بده تو دسشویی شاید اوکی‌شد

من ک هنوز از پوشک نگرفتم ولی نمیرفت تو دسشویی الان با خودمو پدرش میبریم دستشویی میشینه ب پی پی ما میگه برو خونتون برو پیش مامانت 🤣🤣 اینجور‌ی خودمون میگیم اونم تکرار میکنه مث‌بازی داره میشه براش گفتم ذهنیت پیدا کنه برای دوسه هفته دیگه ک‌از پمپرز بگیرک

عزیزم میخوای ببر حموم شاید یواش یواش خودش بگه بریم دستشویی من پسرم از پوشک نگرفتم دستشویی تو راه پله اس نکه سر میشد نمی‌رفت گریه میکرد از وقتی بردم حموم گفتم بچه اش سرما میخوره به کلیه ها شوقت دستشویی بزرگ می‌کنه شلوارشو در میاره می‌ره سمت در که من بفهمم خرابکاری کرده بشورم

صبوری
صبوری
برچسب گرفتی براش؟

من این داستان رو یک‌ماهه با دخترم دارم اصلا قرار نبود از پوشک بگیرمش خودش خواست و تا دوماه خوب و عالی پیش رفت تا اینکه الان نه می‌زاره پوشکش کنم نه شلوار میخواد نه میگه دستشویی دارم دیوانه شدم پیر شدم از دستش هرروزم گریه اس خونه ام نجس شده نمیتونم نماز بخونم همه جا بوی جیش گرفته؛حالم بده؛هرروزدارم تشک و پتو می‌شورم خسته ام با گریه باید شلوار پاش کنم منم لاغرم زورم بهش نمی‌رسه اونم گریه و دست و پا میزنع؛هدیه و تشویق هم هیچ فایده نداشت

بزار یه مدت بگذره ببرش بیشتر اب بازی کنه تو دستشویی یا روی دیوار نقاشی کنه با ماژیک تا کم کم ترسش بریزه بعد به فکر از پوشک گرفتنش باش

من رایان رو دعوا نکرده بودم و نزدمش اما وحشت داشت از دسشویی
صبور باش دختر
طبیعیه
یک ماه و ده روزه گرفتم
الان دیگ مدتیه میگه
اما روزای اول به شدت سخته
یچیزی
من دیدم وحشت داره بردمش با خودم داخل
خودم کردم دید بعد گفتم آخيش سبک شدم مجبور بودم وحشت داشت
خلاصه این موضوع باعث شد تشویق شد دید من کردم ترسش ریخت خودش سریع بعد از اینکه من بلند شدم کرد
ادامه بده
درست میشه

توالت 🚽 براش گرفتی ؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان شاهیار مامان شاهیار ۳ سالگی
خانوم‌ها که تجربه از پوشک گرفتن دارید لطفا راهنمایی کنید من الان تقریبا ۴ ماه دارم آماده میکنم مثلا میگفتم بیا بریم دستشویی کتاب خریدم بردمش خودش شرت انتخاب کرد با هم رفتیم لگن خریدیم باز خودش انتخاب کرد اولا که خوب من دستشوییم یه پله بزرگ از سطح خونه پایین من میخواستم به خاطره اون لگن و بزارم دم در دستشویی که آقا قبول نکردن گفت نه جا جیش دستشویی😐الان چند روز بود باز میزاشتمش ولی خودش میومد میگفت شورت نه پوشک منم اجبار نمیکردم‌پوشک میپوشوندم دیروز از صبح باز بود یه بار خطا داشت اونم یه کوچولو تا کرده بود آمد گفت بدوووو جیشم ریخت بقیه و رفت دستشوی داشتم میبردمش پارک پوشک پوشید بعد تو پارک گفت من و ببر دستشویی سه ساعت پارک بودیم تو پوشک جیش نکرد شب هم از خواب بیدار شد گفت مامان پوشک دارم گفتم اره گفت جیش کنم توش بغلش کردم بردمش دستشویی الان میخوام ببینم باز بیرون میرم و تو خواب همین کار و انجام بدم؟ بعد چقدر زمان میبره یاد بگیره
مامان فندقی😍 مامان فندقی😍 ۲ سالگی