۶ پاسخ

مرسی عزیزم

ما ی مدت همسایه مسجد بودیم
حلما جزو خادمای مسجد بود
چایی میدادن قند و شکلات و خرما ...
پخش میکرد مراسمی بود
چندماه اسباب کشی کردیم از اون محله

باز پسر من از بس گفتم برو تعارف کن کلا پذیرایی رو دوست داره بعد جوری شده ک هرچی داره میخاد ب بقیه بده باز هی میگم اونا ک دوست داری مال خودته خوراکیات ندی ب کسی ما از اینور پل افتادیم 😆😆

دخترمنکه دهنمو سرویس کرده خجالتی ب شدت جایی میری حرف نمیرنه مهد نمیمونه نمیدونم چیکارکنم اصلا

معمولا مهد ها این برنامه ها رو برگذار میکنند
تحت عنوان یه مهمانی دور همی
یا عصرانه سالم

آفرین 👌.میریم مغازه خرید میکنیم کارت رو میدم دست اون قل که خجالتی تره و میگم بده و رمزش بگو.مرتب تکرار میکنم اینکارو بلکه یخش باز شه😁.تصمیم دارم دفعه بعد خودم بیرون بمونم کلا خودش بره خرید

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پرتوقعی در کودکان
پارت دوم
به کودکانتون سپاسگزاری رو آموزش بدید
بهشون بگید که تا بخاطر چیزهایی که دارن قدردان و سپاسگزار و خوشحال نباشن، خبری از وسایل جدید نیست( من خودم اینطور گفتم به رزا که اگه مدام به اسباب بازی های که داری فک کنی و خوشحال باشی از داشتنشون و مراقبشون باشی که خراب نشن خدا به مغز من دستور میده که برات بازم بگیرم، دلم میخواد با مفهوم شکر نعمت نعمات افزون کند آشنا شده... و تا حدی واقعا موفق بودن
چون درخواست‌های شبانه روزیش کم شده
مثلا میتونید باهاش اسباب بازی هایش رو بشمارید و مثلا نقاشیشون کنین تا بفهمه چه نعمت های داره
از مراحل سپاس گزاری در بزرگسالان نوشتن و دیدن نعمتهای زندگیمون هست
پس اینو میتونیم تعمیم بدیم به بچه ها و لباس ها و وسایلشون
وقتی یه لیست از دارایی همشون دارن, کمتر نداشتن فلان اسباب بازی اذیتشون میکنه

من خودم چون مامانم آدمی بود که از دوربین ناسپاسی اطرافش رو نگاه میکرد مدام فقط کمبودها و میدید پس بخاطر داشته ها شکر نمی‌کرد بخاطر نداشته هاش غر میزد!! یا مثلاً می‌گفت هیییی خدایا شکرت😅😅😅
پس به منم آموزش داده منم دوربینم منفی نگره
ولی نمی‌ذارم رزا ازین دوربین نگاه کنه
براش یه دوربین جدید خرید دوربین مثبت نگری
باید بتونه داشته هایش رو ببینه تا نداشته عاشق اذیتش نکنه و بتونه لذت داشته هایش رو ببره
#دوربین منفی نگری رو بندازین دور، ارث ندیدنش به بچه هاتون

ببینین بچه ها بازم رسیدیم به اهمیت الگوی مناسب بودن برای بچه ها
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت دوم
کتاب مادر یک دقیقه ای

یادتون بیاد از زمانی که کارنامتون رو می‌بردین خونتون، احتمالا از بین ده تا درس پنج تاش ۲۰ بود، سه تاش ۱۷ و یکی ۱۵ و یکی ۹
خب قطعا اون چند نمره خوب اصلا توسط والدین ما دیده نمیشدن
چه حجم استرسی به ما وارد میشد

خب این کتاب چی میگه؟؟
مادر یک دقیقه ای با دیدن کارنامه بچه، میگه وااای تو پنج تا درس رو ۲۰ گرفتی و سه درس ۱۷
این واقعا خوشحال کنندس
چقدر عالی واقعا مشخصه که خیلی تلاش کردی حتما خودت هم از داشتن نمره ۲۰ خیلی حس خوبی داری؛ حالا باید برای داشتن این نمره ۲۰ تو کارنامت حسابی جشن بگیری و امروز بازی کنی
بعد از اتمام اون روز
در روزی که برای هدف‌گذاری مشخص شده به کودک میگیم خب حست از داشتن نمره ۲۰ چی بود؟ از داشتن نمره ۹ چی بود؟ و قراره چه برنامه ای براش داشته باشی؟

( من خودم یادمه یه بار یه امتحان ریاضی ک بیشتر سوالات هوش بود معلم کلاس پنجم ازمون گرفت، من ۱۱ شدم بیشترین نمره کلاس و بقیه همه ۴ و ۵ شدن، و مامان و بابام به شدت منو دعوا کردن!! من تا چند روز استرس داشتم و ریشه الان استرسی بودنم هم قطعا یکیش برمیگرده به این موضوع ها)