۱۲ پاسخ

پسر من خود به خود دیگه پستونک نخورد اذیت نشدم حتی چند روز بعدش بهشدادم از دهنش پرت کرد بیرون

پسرم ده ماهش بود روزی یکی براش می‌گرفتم چون دندون می‌خاست در بیاره با سر پستونک فشار میداد به دندونش و پارش میکرد گفتم ولش کن تا پاره بشه کامل جوری شد که پستونک دو نصف شد قسمت سیلیکونی🤣منم نخریدم همونو گذاشتم دهنش دید میوایسه میپره بیرون خودش هم نخاست دیگه

سلام من خیلی راحت گرفتم حتی یه روزه
یه پستونک بدرنگ و شکلش با همون که قبلا براش میخریدی بخر دیگ نمیگیرض مثلا اگ ارتودنسی میگرفتی حالا معمولی یکم بزرگتر براش بگیر دیگ خوشش نمیاد
البته منم یهویی شد همیشه خودم براش میخریدم سری اخر به شوهرم گفتم بخر رفت یه پستونک بزرگ و معمولی گرفت با رنگ طوسی یه بار گذاشت دهنش درش اورد دیگ تا دو روز دستش بود بعد پسرم خودش انداختش اشغالی گفت نمیخوامش دیگ تموم شد

باید شکمشون سیر باشه که بتونه بخوابه
خوراکی که دوست داره براش بگیر سرش گرم بشه
از خوابشون نگذره که بهونه خیلی نگیرن
و اینکه خیلی صبوری میخواد برای بهونه گیریاش
حوصله بازی باهاش رو داشته باشی

وقتی میخوای شروع کنی کاملا حال خودت و بچه خوب باشه.
امیدوارم به راحتی بتونی بگیری❤️

پسر من برای خوابش وابسته پستونک بود جیغ و گریه میکرد تا پستونک میگرفت آروم میشد و میخوابید
این اواخر دیگه تو روز هم میخواست و وابسته شده بود


من از خواب ظهرش شروع کردم و پستونک رو پاره کردم با قیچی گفتم پیشی خورده با غر زیاد خوابید اما همیشه دوساعت تقریبا میخوابید اما بدون پستونک ۴۰ دقیقه خوابید
بیدارشد شدیدا بهونه گرفت خوراکی دادمش بیرون بردمش خلاصه باید سیر باشن و از وقت خوابشون نگذشته باشه
شب اول ۱ ساعت و نیم گریه کرد و نخوابید تا بهش دادم و خوابید و انداخت بیرون
اما از شبای دیگه با لالایی و روپا و قصه و اینا خوابید گریه و بهونه داره تا چند شب اما خب باید صبوری کنی تا دورش بگذره
الان بعد تقریبا ۱۵ روز از ترک پستونکش پذیرفته که نیست و بهونه نداره الان عروسکش بغل میکنه میاد بوس و بغل و بعد میزارم رو پام میخوابه
کیفیت خوابش هم داره اکی میشه تازه
چون قبلا نصفه شب هم بیدار میشد برای دوباره خوابیدن نیازش داشت الان دیگه بدون اون میخوابه و خودم آرامش بیشتری دارم
همش استرس داشتم یه وقت جایی برم و نباشه یا گم بشه نصفه شبی چیکار باید میکردم

منم پسرم به شدت بهش وابسته بود،از داروخانه قطره تلخک گرفتم زدم بهش،روشم فلفل زدم یکی دوبار خواست بهش دادم دیگه نخوروپد،هروقتم بهانش میگرف خوراکی میدادم بهش یا میرفتیم بیرون

من یکسالگی گرفتم
سرش قیچی کردم خودش میزاشت دهنش پسش میزده دو روزه از سرش افتاد

وای منم گرفتم ازش راحت شدم .
پاره شده بود بهش گفتم از ماشین پرت کن بیرون آشغالها .پرت کرد .اومدیم خونه موقع خواب خواست .بهش گفتم محمد قلی جیش کرده با خودش برده .خدارو شکر بهانه نگرفت خوابید .وای تا به مدت می‌گفت منم هر بار همینو بهش گفتم اونم قبول میکرد .دیگه کم کم یادش رفت

دخترمن تایک ماه پیش میخورد،یه شب ازخونه مامانم اینامیومدیم ازماشین که پیاده شدیم جلودرپستونکش افتادتوجوب توخونه یدک داشت یدونه ولی وقتی خواستم بخوابونمش بهش گفتم افتاده توجوب دیگه نداری همونجوری خوابیدفرداشم همونجوری بهش گفتم هرازگاهی سراغشومیگیره ولی بهش میگم افتاده جوب وبهش آدامس میدم یکم میجوعه

منم دخترم خیلی وابستشه اصلن نمیتونم ازش بگیرم دیگه گفتم ولش خودشون میذارن کنار..

من پستونک رو ۱۸ماهگی گرفتم

من هیچکدوم نگرفتم دوبار گرفتم اتفاقی افتاد نشد هنوز میخورن تا خودشون بزارن کنار

سوال های مرتبط