سلام خوبین؟ بیاین بگم امروز چیا ب سرم اومدددد

صبحی با جیغ عرفان پا شدیم ۸ صبح، هرچی گفتم الان اروم میشه، هرچی بغل کردیم ناز کشیدیم باباش برد بیرون، تا ۱۱ ی سره گریه کرد دست اخر دستشو گذاشت رو گوشش گفت گوشم درد میکنه 🥺🥺بردیم بیمارستان همش گریه تااااا چک کزدن و امپول زدن و شربت دادن گفتن قرمزه گوشش، یعنی مغزم داشت منفجر میشد از گریه هاش، ی رب بعدش اروم شد خداروشکر، اومدیم خونه یک و نیم بود ناهار خوردیم داروشو دادم خوابید، خواستم یکم کپه مرگمو بزارم، شوهرم از دسشویی اومد گفت، خانوم من از صبحی دوسه بار دسشویی رفتم ببخشید ادرارم خون بود، واای مردم از استرس، گفتم بریم دکتر گفت نه من نه درد دارم ن چیزی، حالا تا صبح اگه اوکی نشدم میرم، اومدم کلی زدم گوگل دیدم خیلی عجیب نوشتن درموردش، الان گفتم بهتری گفت اره یکم، گفتم فردا بریم دکتر خیلی خطرناکه بی دلیل،،، بعد پرسیدم راستی تو دیروز لبو نخوردی؟؟
گفت چرا خونه پسرعموم بودم خوردم 😑😑😑😑
گفتم الهی مرگ بخوری اشغال عوضی بی حیا نفهم
گفت چتههههه شکمو فردا میخرم برات
دیگه جیییغ زدم که مرررررد من مردم از ظهر تا الان تو لبو خوردی ک ادرارت قرمزه چجوری یادت نبود تو،
شوهرم: 😂😂😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️

من🙄🙄🙄😬😬😬😬😡😡😡😡😡

تصویر
۱۷ پاسخ

خدا نکشتت دختر،عرفان جان خوبه

😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
عالی بود
خداراشکر واسه سلامتیشون

😂😂😂😂😂

منم یه بار کلی لبو خوردم رفتم دستشویی ادرارم رنگ خون شده بود پشمام ریخت پاهام سست شده بود بعد یک ساعت یادم افتاد لبو خوردم😂

خدایا شکرت واسه سلامتی بچه و همسرت

🤣🤣🤣🤣
ایشاالله که گوش پسرت زود زود خپب بشه

از دست این مردا

حال عرفان جون چطوره ؟ الان بهتره؟
دکتر دقیقا گفت چیه؟

😂😂😂😂

وای چقدر خندم گرفت...منم بچه بودم خونه بابا بزرگم لبو خورده بودم بعد رفتم خونه خودمون به مامانم گفتم ادرارم خونه اونم سریع منو برد دکتر..بیچاره چقدر اذیت شد همون شب بعد که جواب آزمایش رو گرفتن گفتن چیزی نیست لبو خورده....البته من خودم میدونستم بخاطر لبوهه ولی دوست داشتم برم دکتر😅

منکه باردار بودم رفتم سرویس تا ادرارم قرمزه گفتم خونریزی کردم داشتم میرفتم دکتر از ترس یادم افتاد لبو خوردم

🤣🤣🤣🤣🤣🤣

اخی عزیزم گوشش عفونت کرده...شوهرتم فک کردم سنگ کلیه داشتع🤣🤣🤣

وایییی😂😂😂

واییی
چه داستان هایی داشتی
عرفان جون الان بهتره؟؟

😂😂😂😂😂اولش ناراحت بودم تا به تهش رسیدم
حالا حال کوچولو چطوره

واییی واییی چقد سخت گذشته بهت

وااای خیلی خنده دار بود ولی واقعا استرس زا بوده خدا صبرت بده خواهر

سوال های مرتبط

مامان آرادکوشولو مامان آرادکوشولو ۳ سالگی
یکم دلدرد کنم شاید اروم شم خواب نمیرم از بس دلم شکسته....😔😔😔😔دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...