۱۰ پاسخ

بگو اره بگو خیلی دوسشون داشته و دیده ک دخترت برداشته ی چک بکن ازش سوال کن اگه پیش اونه بیار براش

آره بهش بگم

منم یبار تازه ازدواج کرده بودیم دختر خواهر شوهرم اومد خونمون خرسی که شوهرم ولنتاین گرفته بود برداشت برد خواهر شوهرم گفت بعدا پس میدم الان بچس نمی‌فهمه الان چند ساله پس نداده منم هیچی نگفتم یبارم خودش اومد خونمون رفتی هوا سرد بود کاپشن منو پوشید گفت اومدی می‌زارم کنار دیگه نداد منم نگفتم ولی بنظرم کارش خیلی زشت بود من خودم خیلی اون خرس و دوس داشتم چون اولین ولنتاین شوهرم برام خریده بود یادگاری نگه داشتم

اره باید بگی دیگه. اگر روت نمیشه به شوهرت بگو زنگ بزنه به خواهرش.بگو شب شوهرت بره بگیره از خواهرش.

11سال که دیگه نباید از این کارکنه بعدشم بالاخره اون وسیله رو میبره خونه یعنی مامانش نمیبینه بگه از کجا آوردی به نظرم خواهرشوهرت بی خیاله وگرنه خودش باید تذکر میداد وسیله رو پس میداد،بهش بگو دخترم وسیله هاشو میخواد

اره بگو عزیزم چند تا از وسیله هایی ک تیدا خیلی دوسشون دارع و همش باهاش بازی میکنه رو فک کنم دخترت اورد خونتون اگ میشه بیارش.تیدا هی بهونه میاره

بگو من خواهر شوهرم میاد خونمون پسرش همشه وسایل پسرمو برمی‌داره بعد میرن خونه مادرشوهرم اونجا مادرشوهرم قائم میکنه ما میریم خونشون میاریم

بگو دخترت وسیله‌ای ک تیدا خیلی دوستداره و همش باهاش بازی میکنه‌رو برداشته آورده خونتون لطفا پس بده آخه دخترم بهونه میگیره خیلی کار زشتی میکنه یعنی چی آخه مامانش باید بهش تذکر بده ک تکرار نکنه ۱۱ساله بزرگ شده دیگه باید بدونه ک نباید وسایل بقیه‌رو برداره

چرا نگی بگو بذار سری بعد نذارع ک بچس وسیله بببره

بگو اصلا هم زشت نیست
بگو دخترم بهونه فلان وسیله اشو گرفته گفته دخترت برداشته

سوال های مرتبط

مامان دلانا❤قلب مادر❤ مامان دلانا❤قلب مادر❤ ۳ سالگی
مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۲ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما