۵ پاسخ

من که تا دیروز خونه مادرم بودم اومدم خونه خودم مادر شوهرم دیونه ام کرده بود که شما نمیایید یا توی بیمارستان همش میگفت مادرت پیشته منم میخوام بیام خب یکی نیست بهش بگه شاید من با تو راحت نیستم

خونه مادرم تا بچه تکون میخورد مادرم بیدار بود و ساکتش میکرد دیشب بعد از اینکه چند بار بچه بیدار شده و گریه کرد و خودم ساکت کردم آخر حوصلم سر رفته ساکتش نکردم طفلک بچه ام انقد گریه کرد تا خانم خانما بیدار شد و اونم اومد کنارم نشست کاری نکرد 😂😂😂😂 دلم میخواد یه کتک مفصلی بهش بزنم ولی حیف که ادب حکم میکنه نزنم

وای قربون مادر شوهرم پس پریروز اصلا نخوابیده بودم شوهرم‌گفتش بیا بمون امشب بچه رو بگیر ما بخپابیم بخدا تا خود صب بچه دستش بود فقط شیرش میدادم میبردش یا وقتی خونشونم ب غیر این کلی کارا خونمم میکنه و تمیزکاری و اینا

من ۱۲روز خونه خودم بودم
۱هفته خونه مامانم ۲روز رفتم خونه مادرشوهرم.
دوباره اومدم خونه خودم
نمیگم حواسش بود خدایی ولی هیچی مادر خود آدم نمیشه..
کمکم کرد ولی آدم با مادر خودش خیلی راحت تره خیلی

وای بالاخره رفتی خونه مادرشوهرت🥲فردا صبح برگردین خونتون

مادرشوهرا همه همینجورن من ک اومدم خونه مادرم تا چهل روزم تموم شه برم اونجا دیگ سختی نده خودت بلن شو برو پیش مادرت زنگش بزن بیاد ببرتت

سوال های مرتبط

مامان آنیسا مامان آنیسا ۹ ماهگی
مامان مهنا مامان مهنا ۶ ماهگی
مامان لیانا کوچولو💖 مامان لیانا کوچولو💖 روزهای ابتدایی تولد
مامان آریا مامان آریا روزهای ابتدایی تولد