۷ پاسخ

واقعا خسته شدم از دست شوهرم دیوانم کرده نه کاری نه اخلاقی نه پولی نه محبتی امروز هم فامیل شوهرم زنگ زدن به مادرشوهرم ک بگو فاطمه پادری جدید بخره برای عید کارگر بگیره خونسو تمیز کنه اونکه خودش تمیز نیست نمیکنه دیشب هم براشون میوه قاچ کردم چون کم بود کفتم به همه برسه خاله سوهرم فک کرد من نمیخوام میوه بیارم رقت سر یخچال کفت خیارم هست ک چرا نیاوردی چون پوستش زرد سده بود نیاوردم من موقعی ک من داشتم بچمو عوض میکردم رفته بودن سر یخچال غذایی ک مال دیشب بود تو طرف مونده بود داشتن میریختن دور گفتن بیا یهچالشو تمیز کنیم اینکه نمیکنه بعدم پستم انقد حرف میزنن خاله سوهرم میگفت سرامیک بین کابینت رو من دست زدم خاک نداشته ولی کف اشپزخونه. و بشور ینی چقد دنبال اینن بگردن کجا کثیفه انقد از مهمون داری و شوهر داری و تمیزیشون صحبت کردن و از خودشون تعریف کردن ک حالم بد شد دیگه

مثل فامیلای شوهر منن
حالا من ی بار مریض بودم سر بارداری ماهلین بدجور ویار داشتم شوهرم برد دکتر تو حیات مادرشوهرم اینا خونه داریم خونه ی ما هم بمب ترکیده بود انگار مادرشوهر احمقم رفته بود زن عموی شوهرمو آورده بوده خونه رو نشون داده بود که ببین چقدر شلخته هست

به شخصه خودم خونه مادر شوهرم چون تمیزنیست کاری نمی کنم مثل مهمون میرم مثل مهمون میام

مهمونت بعد این که مدندن خونت پشتت حرف زدن؟😑🔪

کانال غذای کودک در روبیکا .🍲💕.
@food_babyy

این رفتارهافهم ودرک متقابل همسرتونشون میده عزیزم بایددراین مواقع باتوباشه وپشت تونه بابقیه

مهمونت باید خودش میفهمید که دیر وقته خونه ای ک بچه کوچیک داره نباید تا صبح موند
حالا شوهرت یه تعارف کرده نباید ک زود بگن چشم
توام شوهرت ک میگه اگ اینجور هستی چرا مهمون دعوت میکنی مگه تو خبر داشتی ک قراره تا صبح خونت بمونن

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۱۶ ماهگی
چقدر حالم بده 🥲
امروز از صبح مغازه بودیم ۵۰ نفر اومدن رفتن هی گفتن وااای چرا انقدر جیغ میزنه تحمل این خیلی ام سخته واییی تو خونه چیکار میکنی خیلی سخته اینو نگهداشتن
عمو هام رفتن بچه هاشونو اوردن بازی کنه باهاشون انقدر جیغ زد انقدر داد زد اون عموم ک بچش ۲ سالشه ارومه بچش برداشت برد گفت بچمون ترسید بابا جیغ جیغ و

همش یا بهش گفتن جیغ جیغو یا غربتی
دیگه جواب چند نفر و بدم به چند نفر بد نگاه کنم بگم نگید
حتی انقدر بد بود امروز ک بابام و مامانم ک جونشون براش میره گفتم وای سرمون رفت چشه این
نه گوش میداد نه حرف میزد فقط میگفت ولم کنید هرکاری دوست دارم بکنم اونم با جیغ بخدا ۳ بار لباسشو عوض کردم گفتم عیب ندارع بزار اب بازی کنه هرکس اومد گفت واای مریض میشه چرا ولش کردی تو اب گفتم بچست بزار بازی کنه
دیگه الانم ترکیدم بردمش حموم فقط جیغ جیغ داد زدم شوهرم اومد تو گرفتش منم شستم بردمش گفتم عصابمو خورد کردی امروز همه بهت اونطوری بگن به شوهرم گفتم توام ک دهنتو بستی براچی داداشت گفت غربتی گفت خوب چی بگم هست دیگ مردم فرار میکنن از دستش این شیطون باید تحمل کنیم یعنیا دیگ انگاری یکی کتکم زدع با حوله ۱ ساعت زار زدم اللنم خوابوندمش نشستم گریه
میخوام برم ب دکترش بگم باشگامم ول میکنم نمیرم دیگ جایی همه هی یه چیز بهش بگن 😭😭😭

#کودک پروری
#پوشک#شیر خشک # یکسالع #بچه شیطون
مامان آراد💙 مامان آراد💙 ۱۷ ماهگی
مامان دو قلوها🩷🩵 مامان دو قلوها🩷🩵 ۱۴ ماهگی
یه خاطره یادم اومد گفتم ب شما هم بگم
این خاطره مال اونوقتی ک بچه هام ۸ ،۹ ماهشون بود
یه بار صبح که یکی از قل ها زودتر بیدار شد ،من خیلی خسته بودم و به شوهرم گفتم تو یه امروز اینو نگه دار تا من یکم بخوابم دیشب هیچی نخوابیدم.گفت باشه
منم با خیال راحت تو اتاق پیش اون یکی قل خوابیدم
بعدش دیدم هی صدا گریه بچم میاد ولی صدا شوهرم نمیاد که ارومش کنه.هی گفتم شاید داره اروم باهاش حرف میزنه ک من بیدار نشم و منم چون خیالم راحت بود ک شوهرم پیششه نمیرفتم ببینم چه خبره.دیدم خیلی داره گریه میکنه و هی با مظلومیت میگه ماما ماما
دیگه اعصابم خورد شد و رفتم ببینم پسرم چشه.
حالا هرچی تو اتاقو نگاه کردم دیدم بچم نیست و شوهرمم نیست و فقط صدای گریه بچم میاد.یه لحظه دیدم بچم تو تاب هست .
وای اینقدر اعصابم خورد شد و دلم سوخت برا بچم که حد نداشت.اینقد گریه کرد منه خوش خیال فکر میکردم شوهرم پیششه و منم نرفتم پیشش
منم زنگ زدم به شوهرم و کلی بد و بیراه بهش گفتم که چرا بچه رو گذاشتی تو تاب و ول کردی رفتی.
اونم گفت اخه تو تاب خوابید منم کمربندشو بستم و اومدم سرکار
گفتم خو لامصب قبل اینکه بری میومدی بیدارم میکردی ک حواسم بهش باشه،یوقت از تاب نیفته و از تنهایی نترسه
گفت من چه میدونستم که بیدار میشه و گریه میکنه😐