۱۲ پاسخ

من همسرم قبول نکرد ک خانواده م چیزی بخرن ب اسمه سیسمونی،گفت بچه ی منه،چرا اونا بخرن.حالا هدیه دلشون خواست اشکال نداره اما سیسمونی نه

من روز عروسیم دو ماهم بود هنوز عرقشون خشک نشده برام سیسمونی خریدن الان همش خونشونم چون خوردم زمین پام شکسته ☹️☹️☹️قبلشم ب زور میرفتم خونمون 😕من برای مامانم ی تیکه طلا بعد از عروسی گرفتم الانم ک سیسمونی کرفته ب احتمال همین کارو کنم😑چون واقعا دیگه سنگ تموم گذاشتن برام🥺🥹

من ک یه ساله پدرم فوت شدن و مامانم بنده خدا همه سیسمونی رو کامل گرفت واقعا الان چشمم میخوره به اون همه لوازم خجالت میکشم کاش این رسوم ک خانواده باید سیسمونی بدن نباشه

منم دوساله ازدواج کردم،همشم خونه مامانمم،کلیم برای سیسمونی گرفتن،میفهمم حالتو

ما رسم ندارم سیسمونی بدیم اما گناه داره مامانم من یکی یه دونه نه خواهر نه برادر مامانم برا دخترم سه شالکه کل سیسمونی وتا الان خرج بچم گردنه اونه والان برا این پسره هم خرید من بهش گفتم همچی دارم گفت نو بگیریم گفتمش از دخترم خیلی چیزها دارم

سر فرصت ببرشون مشهد با خرج خودت

خوب خودت به مامانت بگو یه قسمتیش رو خودت تهیه میکنی

هیچی عزیزم فقط بهشون بگو چقد این کارشون برات ارزشمنده و خوشحالی بابت داشتنشون

منم دقیقا یکسال و خورده ایه عروسی کردم بنده خداها چقدر جهاز داد همه چی رو هم پدر مادرم گرفتن زرت هم حامله شدم بعدشم سیسمونی الانم دوباره کادو 🫠خیلی غصه میخورم به قول شما دستشون به دهنشون میرسه ولی عذاب وجدان دارم

روزی که بعداز زایمان حالا هرچندماه دیگه خاستی بری خونت یه سکه گرمی درحد توانت براش بخر

یه تیکه طلا اگه میتونی واسه مامانت بگیر به عنوان تشکر منم میخوام یه کادو اگه طلا باشه بهتر براش بگیرم خیلی چون سرکلاژم داره زحمت میکشه کلیم سیسمونی خریده

نمدونم فهمیدی ب منم بگو مامان منم یکسال پیش کلی جهاز خرید الانم با ذوق داره سیسمونی میخره خجالت زده ام پیششون🥺

سوال های مرتبط