۹ پاسخ

عزیزم واقعا تمام طول روز با بچه بودن خیلی سخت و طاقت فرساست
من خودم د دیگه آخر شبا به یعنی موجود روانی تبدیل میشم
من کارمندم و بعد از مرخصی زایمانم مجبوری میخاستم بزارم مهد با پرستار بگیرم
مادرشوهرم گفت خودم نگهش میدارم تا یه کن بزرگتر شه بعد چون من خیلی استرس داشتم که چجوری بچمو بدم دست یه غریبه
بنظر من با همه سختی هاش تحمل کنیم تا بچه حداقل حرف بزنه و یه کوچولو مستقل بشه خیالمون راحت تره
اونم‌تو این‌اوضاع جامعه

من دو سالگی میزارم باید برم سر کار

منم همینم هم خیلی غرمیزنم هم دوست دارم سریع بذارم مهدواقعادیگه اعصابم نمیکشه

همه همینیم

آره عزیزم من پسرم بزرگ بود گذاشتم ی چیزایی از مهد مثلاً خصوصی می‌گفت که من شاخ دار شدم حتی دولتی که بدتر
نزار بچه رو میزنن غذا نمی‌دن دستشویی نمیبرن اصلا خیلی بده
من که برای دخترم خیلی میترسم

من پسر بزرگم سه سالگی گذاشتم خیلی خوب بود هم بازی میکرد هم آموزش داشت براش رابطه اجتماعی خیلی خوبی برقرار میکرد بعد مهد انشالا پسر کوچیکم برسه سه سال میزارم

تا 5 سالگی نه اصلا حتی برای نیم ساعت

ببین بعضی مامانا تاپیک میزنن میخوام نظر بدم بعد با خودم میگم خفه شو بذار دختر توهم همسنشون بشه بعد نظر بده😁😂یک سال و هفت ماهگی اینجوری شدی؟؟ من فعلا اوکیم

تنها نیستی

سوال های مرتبط