عزیزم مادران همیشه نگران در صحنه
الان قرار نیست تو به فکر همه باشی،باید به فکر خودت و بچت باشی،هر وقت دردت گرفت یا کیسه آبت پاره شد و خواستی بری بیمارستان به مادرت بگو
من وقتی بچم به دنیا اومد به مامانم خبر دادن.
خواهرم کنارم بود
هم ناراحت میشه همین ک اونجا حتما یکی باید باشه ک ادم لازم داره و استرس احساس ترس
مامان منم همینطور
ولی باید بهش بگم بیاد
باید بگی بیاد. نگی که دلش میکشمه. بعد ایناسترس شیرینی هست.
بگو بیاد کنارت باشه منی که مادر ندارم آرزوم بود مادرم بود کنارم و نگرانم بود
من سر هردو زایمان بستری شدم گفتم اومد پیشم تااخر که بدنیا بیاد پیشم بود .اگه نمیومد یا نبود میمردم دلگرمیش ب کنار ماساژ میداد خوراکی میداد بهم حرف میزد باهام همه جوره هوامو داشت .
باز به اخلاقیات مادرت بستگی داره من دخترعمم اصلا به عمم نمیگه چون انقد استرسیه بدتر استرس میده بجای کمک .زایمان میکنه میاد خونه بهش میگه چندروز بیاد پیشش بااین حال بازم همش غر میزنه
من موقع زایمان اولم که طبیعی بود از صبح ساعت ۴ دردام شروع شد از دو روز قبلش رفته بودم خونه مادرشوهرم از ۴ صبح درد کشیدم تا ۸ شب وقتی زنگ میزد انقد اروم باهاش حرف میزدم که نفهمه دارم درد زایمان میکشم مامان منم خیلی استرسیه دلم براش میسوزه نمیخام جوش بزنه ساعت ۸ شب که رفتیم بیمارستان گفتن بخاب الان زایمان میکنی خواهرشوهرم زنگ زد به مامانم سریع اومد بیمارستان نیم ساعت بعدشم بچمو دید🥹🥹🥹
منم دقیقا همین مشکل رو دارم نمیدونم چیکار کنم یکشنبه بستری میشم ولی چیزی نگفتم فعلا 🥺
بنظرم اول خودتون برید شرایطو بسنجید بعد بگید
وای مامانا همه وجود منن بخدا
چرا تنها بری بهش بگو تو بخایی نخایی استرس رو میکشه حداقل بزار خبر داشته باشه
من اگ مامانم نبود اصلا نمیتونستم زایمان طبيعي انجام بدم😑بنظرم بهش بگو
نه عزیزم بگو بیاد کنارت باشه .منم ایشالا موقع زایمانم میگم میاد پیشم
بهش بگومادردلگرمی ادمه همون استرسش باعث میشه دعاکنه برات خدادعای مادرومیشنوه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.