۱۴ پاسخ

اینااول باید کلاس اخلاق میرفتن بعدکادردرمان میشدن واقعا بعضیاشون خیلی رو مخن ولی ادم چاره نداره باید سکوت کنه

تبریک میگم ایشالاه به زودی و سلامتی بغلش کنی

تبریک میگم عزیزم امیدوارم به سلامتی جفتتون مرخص بشین

وقتی مرخص شد بچه ت
ی چند تا حرف حسابی بهش بزن تا حالش گرفته بشه
حالم بهم میخور از کادر درمان بداخلاق

عزیزم جنسیت بچه چیه؟
چند کیلو بود؟

چه بیشعور

عزیزم چرا رفته دستگاه؟

بعضی وقتها اونام حق دارن موقع زایمان زن داداش من یه بچه آوردن اونقد زود به دنیا اومده بود که دستاشو پنبه پیچ کردن تا استخوانهاش آسیب نبینه و نفسش رو به زور برگردوندن مادربزرگ بچه میگفت اول بذارین عکس بندازم پرستاره قاطی کرد که ما اینجا بچه رو به زور زنده نگه داشتیم تو دنبال عکس گرفتنی

چ بیشور

ان شاالله که زود مرخص میشه عزیزم نگران نباش .
کاش یه کم با خانمای باردار و کسایی که تازه زایمان کردن یه کم مهربون تر بودن ، اخه مگه نمیفهمن چه بار و استرسی رو دوش ادم هست

کی زایمان کردی

چقدر بیشعور

نگران نباش انشالله حالش خب میشه طبیعی زایمان کردی

ان شالله با سلامتی کامل بیاد پیشت

سوال های مرتبط

مامان معین🩵 مامان معین🩵 ۵ ماهگی
*پارت چهارم*

آل خانی دوباره اومد گف پاشو معاینت کنم ببینم چند سانتی خانوم دکتر گفته هر اقدامی لازم براش انجام بدین حتی بی دردی اذییت نشه گفتم ن من بی دردی نمیخام گف چرا گفتم شنیدم عوارض داره گف ن حالا خانوم فلانی متخصص بی دردی هستن میان باهاتون حرف میزنن صداش زد اومد گفت ن عزیزم عوارض نداره من ب کمرت نمیزنم ب انژوکتت میزنم ی حالت گیجی و منگی بهت دست میده نگران عوارضش نباش چون نداره گفتم فعلا ک میتونم تحمل کنم نمیخام گف باشه ، آل هانی اومد گف دوباره معاینه گفتم ن دیگ گف برو اول دسشویی بیا گفتم ندارم گف باشه حالا تو برو رفتم یرمم ب دستگاه بود گف باهم دستگاه بکش برو داخل ب ی بدبختی رفتم و اومدم دستگاه ارور میداد اونم غرغر میکرد خراب شد ای مریضا هروقت میرن دسشویی میان دستگاه خراب میکنن گفتم من ک گفتم ندارم تو گفتی برو گف برو رو تخت معاینت کنم گفتم وااای باز دوباره گف اره مخام کیسه آبت بزنم تا دردات پر زور تر بشه بی دردی باهات شروع کنیم زایمان کنی زودتر دیگ،اصلا براش مهم نبود میگفتی مثلا ن الان معاینه نکن تازه معاینه کردی هروقت دوست داشت میومد ی دستی میکرد داخل هی تحریک میکرد بدتر
خلاصه کیسه آبم زد دردا گف بگیر ک اومد تو چهارسانت کیسم زد من تا 4سانت هیچ دردی نداشتم ، داشتم ولی خیلی کم بود قابل تحمل اصلا درد حساب نمیشد در برابر این دردا گف نوار قلب میخام بگیرم گفتم ن نمیتونم رو تخت تحمل کنم گف ن نمیتونب بیای پایین دردا میگرفت تندتند ول میکرد من ناله میکردم با تنفس هعی کنترل میکردم دیگ طاقت نیاوردم گفتم بیا بی دردی بزن زنگ زدن ب ماماهمرام گفتن بیا مخایم بی دردی بزنیم گف من مادرم حالش بده نمیتونم زنگ بزنین ب مرکز ینفر دیگ بفرستن زنگ زدن سریع ینفر دیگ اومد