یه مدت اصلا سر به سرش نذارید خیلی فشار نیارید بهش خودش آرام میشه من چند سری لج کردم به زور بردمش خیلی بدتر شد
مثلا عروسی دختر عموم بود لباس نمیپوشید بریم به زور پوشیدمش تا آخر عروسی گریه کرد و اصلا نفهمیدم چی به چیه
چند سری لج کرد به نظرش احترام بذار بگو باشه عزیزم هرچی تو بگی
ولی بعدش از بیرون مثلاً از بازار یا خانه بازی یا مثلاً خونه ی عمه تعریف کن
بگو قبلا میرفتیم انقد خوش میگذشت برات خوراکی میخریدم لباس میخریدم یا خانه بازی کلی بچه هست بازی میکردی
مثلا پسر من عاشق کتابه تا میگفتم بریم بازار برات کتاب بخرم فوری حاضر میشد
یا عاشق پارک بود
ولی جاهایی که خاطره بدی داشت نمیومد
مثلا خونه پدر شوهرم با پسر عمش دعوا کرده بودن میگفت خونه بابابزرگ دوست ندارم باهاش حرف میزدم میگفتم امیر عباس اونجا نیست دیگه بابابزرگ برات شکلات گرفته راضی میشد
کلا با اینجور بچه ها باید آرام حرف بزنی و گولشون بزنی
پسر منم یه مدت اینجوری شده بود تقریبا 4 5 ماهی جیگرمو خون میکرد قشنگ 2 ساعت التماسش میکردیم لباس عوض کنه میگفت دوست ندارم بریم بیرون خونمون خوبه تا میرفتیم نیم ساعت بعدش گریه و جیغ که بریم خونمون
خودش خوب شد الان تا میگم بریم فلان جا سریع میاد لباس میپوشه میریم
پسر منم یه دوره اینجوری شد، ما هم اصلا بهش اصرار نمیکردیم برای بیرون رفتن در حقیقت باهاش لج نکردیم از سرش افتاد الان تا حرف بیرون میشه خودش میره لباسهاشو میاره
باز برعکس دخترم ۱۲ یک شب گریه میکنه بریم بیرون حتما باید دورشو بزنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.