برام بی بی چک بگیر گفت باشه فرداش صبح روز دوشنبه ۱۶ آبان 🥺🥺🥺زدم ناشتا گذاشتم موند رفتم چند دیقه بعد اومدم دیدم مثبت وای انقد ذوق کردمااا میپریدم بالا پایین هی بغلش کردم گریه کردم هی نگاش کردم شیرین ترین حس زندگیم بود
من ۹ ماه اقدام بودم
چون پریودیام نامنظمه زیاد پیگیر نبودم
ولی یه هفته بود درد پریودی داشتم ولی نمیشدم.
به دوستم گفتم، گفت حامله ای مطمئن باش
اون موقع گیوی بودیم
اومده بودیم با شوهرم سرعین
سرسره اینا هم سوار شدم 😁
شب خونه خواهر شوهرم خوابیدیم، خونه خالیه.
صبحش بی بی زدم مثبت بود بدو بدو اومدم ییرون بغل و اینا ☺️
فرداش هم به همه گفتم 😄 آغزیم دا مرجی ایسلانماز
من بعد ۳ سال ازردواج باردار شدم اونم با دارو دکتور ، خدا شکر بابت داشتن بچه هام 🥰
من ۶ماه اقدام کردم یه بارم قبل آیسان خود به خود سقط شد.خلاصه هر ماه هی استرس که هستم یا نیستم ماهی که حامله بودم بعد یه هفته تاخیر بیبی چک زدم تولدمم بود .ذوووق ذووق ازیه طرفم ترس داشتم که چیزیش نشه.حاملگیمم خیلی خوب بود حالت تهوع اینا نداشتم ولی جفت پایین و بعدشم آب دور جنین کم شد.و اما بخیر گذشت
کلا استرس و ناراحتی و ترس
چون تو عقد باردار شدم نگم برات ک چقدر ترس داشتمبفهمن ابروم بره تیکه بارم کنن تیروعیدم رفت بالا
من دوماه بعد ازدواج
از ترس اینک تنبلی تخمدان دارم
خودم اقدام کردم
حامله هم شدم
اطرافیان زیاذ خوشال نشدن
حاملگی بذی داشتم همش خونریزی داشتم
استراحت و شیاف و امپول و و و و و
هیچ کسم کمکم نمیکزذ
دست تنها ...
کمکی اصلا نداشتم ...
الانم ب شذت خستم خستم خسته ....
هیچیش خوب نبود😓
منم چهار ماه بود عروسی کرده بودم
همون ماه اول رفتم دکتر ببینم بدنم کمبود ویتامین یا مشکل خاصی نداره که ی وق نفهمیدم باردار شدم مشکلی نباشه
اونم گفت اصلا ن تنبلی داری ن کیست ن هیچی
ویتامین داد منم سه ماه خوردم
بخدا اون ماه اصلا رابطه نداشتیما چون من خونه نبودم شوهرم رفته بود بخاطر کاری تهران
دقیقا اون شب ک اومده بودیم خونمون من گفتم قرصام تموم شد این هفته بریم دکتر بعدش اقدام کنیم
حتی حساب کردم دیدم روزای تخمکگذاریم هست گفتم خیلی سپردم مراقب باش باورت نمیشه همون شب حس کردم که باردار شدم
فرداش به خواهرم زنگ زدم گفتم قرص اورژانسی رو چطور مصرف میکنند چطور میخرن
گف میخای چیکار
گفتم میخام امروز استفاده کنم
گف تو که مشکلی نداری باردار هم بشی
بعدشم از کجا معلوم اصلا باردار بشی نذاشت بخرم
سر ماه دیدم پریود نشدم هی منتطژ بودم چون درد داشتم
چهار روز بعد رفتم خونه دوستم
اومدم پهلوم شدیدا درد داشت
شوهرم فک کرد پریود میشم چون پریودیای من دردناک میشدن حتما قرص یا شیاف میکردم
شوهرم رف قرص آورد گفتم نمیخام بخورم
گف چرا
منم چون تست نکرده بودم نمیخواستم الکی امیدوار کنم
گفتم آخه ی جوری دیک درد میکنه پریودی نیس گریه کردم خابیدم گف خونه دوستت برات یه اتفاقی افتاده
فرداش خودم تست زدم مثبت شد هفته بعدش تولد شوهرم بود منتظژ شدم روز تولدش گفتم اونقد اونقد خوشحال شد بغلم کرد گریه کرد
آخه تو نامه از زبون بچه نوشته بودم من تو دل مامانمم مراقب ما باش که بسلامتی بیام بغلتون
و منی ک قرص ال دی رو قط کردم گفتن طول میکشع ی سال اینا تا حامله شی ماه بعد اینک قرصو قط کردم حامله شدم تر زده شد توحالم🤣🤣🤣
سر هر دو تا بارداریم واقعا بهترین حس دنیا بود
ولی حسرت به دلم موند شوهرم ذوق کنه و بغلم کنه
اما سر هر دو تاش تو افق محو شد و به فکر فرو رفت😂
من ترم اخر دانشگاه بودم کارآموزی پروژه هزارتا کوفت و زهرمار داشتم تازه هم ازدواج کرده بودیم ب دوستم گفتم من بعد عید میخام اقدام کنم گفت اینجپری ک نیست الان اقدام کنی فردا حامله بشی از الان اقدام کن ک تا بعد عید شاید بگیره😑😑منم باور کردم یکی دوبار اقدام کردیم بعد پشیمون شدم ۳ روز از پریودم گذشته بود اما چون علائم حاملگیم مث علائم پریود شدنم بود فکر میکردم میخام پریود شم ب اصرار شوهرم بیبی چکزدم دوتا خطو ک دیدم خیلی ناراحت شدم هر چی شوهرم میگفت بیا بیرون چی شد جواب نمیدادم اخرش عصبی شدم گفتم مثبته چقد رقصید از خوشحالی اما من بدترین روزامو تجربه کردم 😪حاملگی و امتحانات و دانشگاه و اسباب کشی و دیابت جفت پایین خطر زایمان زودرس تیروییدکم کار مشکل خونرسانی ب جنین مسمومیت بارداری هیچی رو رد ندادم😂😂😂
من یه ماه بعد عروسیم باردارشدم و اصلا آمادگیشو نداشتم اوایل ازدواجم باشوهرم خیلی دعوا میکردیم😑😑
وای مال من یادش بخیر ما چهار سال تو اقدام بودیم بعد من هر موقع عقب مینداختم میگفنم حامله هستم بی بی چک میزدم میدیرم نه نیستم بعد پارسال مهر ماه ما عروسی داشتیم رفتم به مو هام دکلره گذاشتم اونم دوبار نگو حامله بودم تو عروسی یه عالمه رقصیدم بعد دیدم ده روز عقب لنداختم همسرم گفت بی بی چک بزن گفتم چه فایده بزنم منفی میشه گفت بزن به دلم افتاده حامله ای زدم دیدم تک خط هست اعصابم خراب شد گریم گرفت بی بی چک و پرت کردم رو شوهرم گفتم دلت خنک شد دیدس حامله نیستم بعد دیدم همسرم خشک شده به بی بی چک نگاه میکنه دیدم میخنده و هم گریه میکنه رفتم جلو دیدم دو خط هست فرداش هم رفتم زود آزمایش دادم دیدم وای حامله هستم هی یادش بخیر با این ته حاملگی پر خطر داشتم ولی خداروشکر که گذشت😍🥰🥰
ما بچه میخواستیم و من ۲سالی اقدام بودمو نشدم.
درکل صبحی که فهمیدم باردارم خیلی حالم خوب بود و دوران بارداریمو باهمه سختیاش دوست دارم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.