۱۳ پاسخ

من حتی نهار شامم درست نمیکنم یا چیزی نیمخوریم یا از بیرون یا حاضری. اصلا هم قصد انجام کار برای عید ندارم چون بچم مهم تره

سلام اظطراب جدایی

من خونه ریختم بهم الان توش موندم
کاش کاری نکرده بودم

فکر کردم فقط پسر من اینجوریه
تازگی اینجوری شده و یکسره در حال نق زدنه و چسبیده بهم حتی یک ظرفم نمی‌تونم بشورم
غذا که پیشکش دو ساعت طول می‌کشه تا یه پیاز داغ کنم و خورشتمو بزارم
خیلی کلافه شدم
ظرف‌های افطار همچنان گذاشته بودم توی سینک که الان برم بشورم رفتم بشورم که اومد چسبید بهم انقدر گریه کرد که اومدم نشست

گل من عزیز دلم دوره زیر دوسال بجه هیچ وقت هیچ وقت دیگ تکرار نمیشه من گریه کن و غر غرو ترین دختر دنیا رو داشتم اون گریه من گریه اون نق من نق
الان ۴ سالشه و من میتونستم اون دوران ب بهترین دوره تبدیل کنم ن بدترین خاطره
بشین کنارش خونه مهم نیست اون الان آغوش گرم مادرش رو میخاد اهنگ بزار خیلی کار های دیگ چشم بهم بزنی این دوران گذشته

دخترمنم تا ماه قبل اروم بود بازی میکرد
الان همش دنبال منه و نق نق میکنه
خیلی هم غذا نمیخوره
انگاری جهش رشدی هست

منم دقیقا همینم چندروزیه امروز دیگه گریه کردم

منم نمیتونم تکون بخورم گریهههه

من پیش میاد ک خودش بازی کنه ها ولی کمتر از قبل ...

من اصلا امسال هیچ کارب نمیکنم با دو بچه خیلی سخته تا کمد باز میکنم جلوتر از من میان منم بیخیال شدم

منم همینم بی خیال خونه تکانی خوش باشن با بچه لذت ببر

دقیقا توی دوره اضطراب جدایی هستن

سلام تبریک میگم ماعین همیم

سوال های مرتبط

مامان دوتا گل پسر مامان دوتا گل پسر ۱۵ ماهگی
سلام خانما اونایی که چندتا بچه دارن یا بچه هم سن پسر من دارن میشه لحظه بیایین میخواستم بپرسم چطوری برنامه ریزی میکنین به کاراتون می‌رسید من صبح بیدار میشم تا شب پسرم همش بغلمه نه تو روروئک نه تو تاب میمونه نه با اسباب بازی مشغول میشه خیلی هنر کنم یکم خونه را جمع میکنم ناهار شام میذارم شبها هم کع بخوابه میفتم خونه ترکیده را جمع میکنم وظرفام میشورم گاز تمیز میکنم میخوابم سر پسر اولم شبها تا دیر بیدار میموندم غذا روز بعدم هم درس میکردم همه کارام میکردم شب روز بعد هر تایمی پسرم می‌خوابید منم میگرفتم میخوابیدم الان نمیشه شبها تا دیر بیدار بمونم چون صبحها یا بزرگه نمیزاره برای خواب یا کوچیکه پسر کوچیکم هم در طول روز خواب آنچنانی نداره پسر بزرگم همش میریزه هم اسباب بازی هم هر چی میخوره هر روز آنچنان که دلم میخواد خونه ام مرتب نمیشه از پایه تمیز نمیشه همش سرسری مرتب میکنم وتمیز اصلا دوس ندارم کسی بیاد خونه ام حس میکنم می‌خندن به اوضاعم هیچ کمکی ندارم شوهرم بیشتر شیفته نیست تنهام با دوتا بچه شبها همش کمردرد وپادرد دارم