مامانا شما بودید چه عکس العملی نشون میدادید
خواستم برم دستشویی دخترم جیغ و داد که باهات میام شوهرمم خواب بود
حمام و دستشویی مون یکیه
اگه تنهاش میذاشتم و میرفتم میدونم که کلی کارای خطرناک میکرد ناچارا بردمش و گذاشتم تو حموم گفتم بازی کن و پشتت به من کن
یه کم با شیر حموم ور رفت یه دفعه وقتی که من مشغول شستن خودم شدم و دیگه عذر میخوام دستم کثیف بود شروع کرد تمام اشیای توی حموم و دستشویی رو میزد تو سرم و میخندید
منم کاری ازم برنمیومد داد زدم و ازش میگرفتم و میخواستم ادامه بدم یه دفعه مثلا صندلی حموم میزد تو سرم
ناچارا طوری که دستم بهش نخوره به کمک آرنج با بدبختی از دسشویی بردمش بیرون برگشتم ادامه کارم دیدم عروسکش اورد پرت کرد تو دسشویی
در رو بستم دستم بشورم دیدم از نرده همه چی رو پرت کرد پایین و آشغال دونی رو انداخت زمین و درش باز شد
منم دستم شستم با یه حالت جنون آمیزی زدمش از عصبانیت داشتم منفجر میشدم عروسکش که خیلی دوست داشت پرت کردم
چند بار دیگه از لج کارای این مدلی میکرد و من میزدمش اونم فقط میخندید و گاهی به کم گریه میکرد
آخرش دیگه بی خیال شدم و فقط باهاش قهر کردم
الانم از اینکه زدمش از عذاب وجدان دارم میمیرم

۱۳ پاسخ

چرا فک میکنی بچه دوساله میخواد حرصتو دربیاره و از قصد اینکارارو میکنه؟
بچه های این سنی چون نمیدونن چجوری احساستشونو بروز بدن اینکارارو میکنن.
اولا چرا خونت امن نیست؟ چی واجب تر از بچه که خونتو امن نمیکنی؟؟
دوما چرا بچه تو این سن باید بیدار باشه تا صبح؟
میدونی چقدرررر به رشد و مغز و اعصابش آسیب میزنه؟
سوما چرا عذاب وجدان وقتی میگی همیشه میزنیش؟؟ اصن چرا قبل از کارای بچه به خودت خرده نمیگیری که شاید مشکل از تربیت و رفتارای خودت باشه و چرا خودتو نمیزنی؟؟
بردن بچه تو دستشویی اشتباهه
امن نبودن خونه اشتباهه
نخوابیدنش، نبردنش به دکتر و دارو نگرفتن واسه خوابش (اگر مشکل جای دیگه نباشه) اشتباهه
زدنش اشتباه در اشتباه در اشتبااااااهه!
اول دنبال حل کردن و درست کردن اشتباهات خودت باش.
بعد توقع داشته باش از بچت...

ب نظرم درست ترین کار این بود شوهرت رو صدا کنی
بگی بچه رو بگیر من برم دسشویی
نمیشخ ک اون بخابه و تو تنهایی بیدار
حداقل 5 دقیقه نگهش می‌داشت بری دسشویی
خونتو امن کن
من دسشویی بخام برم بچم تو اتاق پذیرایی راحته هیچی دم دستش نیست
تلوزیون بالا مبل ها جم تخت خاب جم شکستنی هیچی ندارم دم دست
همه رو جم کردم بچم راحت باشه هی نخام بگیرمش
ب هر حال اقتضای سنشون هست دیگه لجباز و کنجکاون
ولی منم گاهی دیونه میشم میزنم😂 طبیعی تو همه

این عکسو ببین دخترم حدودا یک و نیم سالش بود نمیدونم من مشغول چی بودم یهو اومدم دیدم اینجوری کرده بود آردو از کابینت در آورده بود هیچی بهش نگفتم فقط بهش خندیدم گفتم چجوری تونستی اینکارو کنی بعدش همشو جارو کشیدم ۱۰ دیقه نکشید تمیزش کردم نه اعصاب خودمو بهم ریختم نه اونو ترسوندم

تصویر

عذر میخام توعم مادری نمیخام قضاوتت کنم بالاخره همه‌ی بچه ها یه جا کفر آدمو در میارن متاسفانه ناخواسته دست روشون بلند میکنم ولی به نظرم تو روش تربیتتو عوض کن بزنه بشکنه بریزه هیچی بهش نگو فقط ولش کن بعد چند دیقه بشین براش توضیح بده مطمئن باش برخورد آرومتو ببینه اونم تغییر میکنه منم اولاش خیلی عصبی میشدم ولی از وقتی تو اینستا با یه پیجه روانشناسی و تربیت کودک آشنا شدم خیلی خیلی عوض شدم اون روز منو دخترم نشسته بودیم داشت بازی میکرد یکم گذشت دیدم اومد افتاد به جونم هی منو زد این ور اومد اون ور رفت داشت منو اذیت میکرد که ببینه من چیکار میکنم منم هیچکاری نکردم با بی توجهیه کامل فقط بهش نگا کردم طولی نکشید دیدم اومد دستشو انداخت گردنم منو انقد بوسید بعدش یه لبخند بهم زد و رفت پیشه اسباب بازیاش اگه من مدام ازش تکرار میکردم که نکن نکن یا عصبی میشدم اون بیشتر انجام میداد باور کن با بیخیالی و بی توجهی اصلا بی تربیت بار نمیان بچه همینه دیگه باید فقط صبور باشی

اصلا خودتو ناراحت نکن آدمی دیگه مغزت ک از فولاد نیست بتونی تحمل کنی

پیش میاد منم این کارو میکنم
خیلی زود عصبی میشم
براهمین دخترم خیلی بدشده و کتک زدن رو یادگرفته

دیدی پرت میکنه سرت مهربون ولی قاطع بهش تذکر میدادی اگه نتونی مسلط باشی رو اعصابت مطمئن باش اون بدتر میشه بچه ها نمیتونن احساسسون کنترل کنن و‌بروز بده صبر هم ندارن اگه ما نتونیم اونا از ما بدتر میشن

پسر منم دوهفتس خوابش بهم ریخته شبا دیر میخوابه اونم باید ی روز ک شبش دیرهوابیده زودتر بیدارش کنم تا چرت روزش بیاد قبل ساعت ۴تا شب زود بخوابه عزیزم تو این شرایط یچی زیرش پهن میکردی یچی ک دوست داره میدادی دستش سرش گرم شه عیبی هم نداره دستشویی کرذنت ببینه یاد میکیره دیگه مجبور بودی دبگه

یعنی خدا صبر بهمون بده واقعا سخته دختر من اینی که تو میگی رو هزار برابر کن دائم درگیرم بچه نق نقو اصلا نیست گریه کنه و لوس باشه برعکس فرض کن یه پسر بچه تقص اینجوریه یعنی یه وقتهایی از دستش آنقدر خودم رو میزنم واقعا توان ندارم دیگه

عزیزم اولا چرا ت این سن بچه الان باید بیدار باشه اصلا

پیش میاد دیگه خودت ناراحت نکن گلم

دختر منم چند باری اینکار کرده واقعا کارشون رو مخ منم مجبورشدم بزنم دست خودمون نیست

اینم بگم شبا تا صبح بیداره و به شدت کمبود خواب دارم و خیلی خسته ام
موقعیت خونه هم خیلی بده پر از خطر
چه عکس العملی نشون بدم اینجور مواقع؟

سوال های مرتبط

مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
برای من امروز یه چالشی که همیشه فکرش رو میکردم راحت گذشت

من رو دشتشویی حموم وسواس دارم .خونه مادرشوهرم یکم کوچیکه و قدمیه دستشوییشون ...
من خودم سعی خودم رو تو این شش سال کردم که نرم دستشویی اونجا .
دخترم که به دتیا اومد همش دغدغه م این بود که وقتی دارم از پوشک میگیرم اونجا چطور ببرمش دستشویی...
(همیشه خودم دخترم رو پوشک میکردم میبردم دستشویی .هیچ وقت شوهرم نبرده .فقط الان که دارم از پوشک میگیرم ‌یکی دوبار بردش دستشویی )
امشب که بعد گرفتن پوشک اولین بار بود بردمش خونه اونا ..به همسزم فقط لحظه اخر گفتم باید اونجا با من همکاری کنی تو بردن دستشویی ...منظورم این بود بچه رو بگیره لباس تنش کنه تا من دستامو بشوره مراقب باشم به جایی نخوردم .
بچه رو که خواستم ببرم .گفت بیا .دیدم خودش رفت تو دستشویی گفت بوه بهم ..من اصلا نرفتن تو ...
شاید برای شما چیز کوچکی باشه ...
اما برای من که دغدغه ذهنیم بود اینقدر مزه داد .اینقدر حس خوب گرفتم...
دیگه راحتم بریم اونجا میدونه خودش باید ببره...😃😃😃
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام خوبید؟
همونجور که قول دادم میخوام در مورد از پوشک گرفتن بگم .من دو ماهه دارم آموزش میدم به مهراب چون نمیخوام فشار بیارم بهش که بدتر بکنه .مهراب اولش از دستشویی هم می‌ترسید جیغ میزد و گریه میکرد تا انقدر با آرامش برخورد کردم باهاش و تایم های کم میبردمش و اینکه به بهانه مسواک زدن چون دوست داره مسواک زدن رو و اینکه میگفتم دستمون هم میشوریم میبردمش ولی اصلا از روش بازی امتحان نکردم مثل بازی با رنگ یا برچسب چون حس کردم این محیط دستشویی و من دارم آموزش دستشویی میدم نه آموزش بازی و غیر از این ها هم بگم تو آموزش دستشویی باید خیلی خیلی صبور باشی نباید تند برخورد کنی که چرا اینجا جیش کردی چرا پی پی کردی چرا کثیف کردی یا هزار تا حرف دیگه تمام این ها میره تو مغز بچه و این میشه که خودش رو نگه میداره تا پوشکش کنی بعد دستشویی بکنه .من روش شعر خوندن و دست زدن رو امتحان کردم .بعد اینکه میگفتم تو جیش بکن تا دست بزنیم .اول عکس العملی نشون نمی‌داد. ولی بعد کم کم فهمید من قرار نیست دعواش کنم اصلا .حتی یکبار بیرون دستشویی جیش کرد ترسیده نگاه من کرد دید من براش دست زدم فهمید قراره پیش من بهش خوش بگذره بعد حالا من خودم تایم جیش کردن مهراب رو بیشتر کردم یعنی مهراب هر ده دقیقه جیش می‌کرد منم هر ده دقیقه تا یه ربع اوایل می‌بردم بعد کم کم تایم جیشش رو بیشتر کردم یعنی کردم هر بیست دقیقه بعد نیم ساعت اینجوری مهراب هم کم کم فهمید میتونه بیشتر خودش رو نگه داره بعد هم همش میگفتم مهراب جیش داری بگو با هم بریم یا باباش هم میگفت منم دارم میرم جیش بکنم توام میای بیا با هم بریم بعد متوجه شد محیط بدی نیست و ترسناک هم نیست .منم دوتا شورت آموزشی گرفته بودم خیلی خیلی کمکم هستش .
ادامه تو تاپیک بعد
مامان هلن مامان هلن ۲ سالگی
مامانا اضطراب جدایی بچه های شماهم زیادتر شده؟؟دختر من دیگه تازگیا از حد گذرونده!!همه کاراشو مبگه مامان بکنه حتی نمیذاره برم دسشویی خیلی ببخشید درو باز میکنه میاد تو با گریه منو کشون کشون میاره بیرون!!امروز خونه مامانم رفتم حموم خیر سرم گفتم تو خونمون تنهاس اینجا سرش گرمه اومد گریه زاری جیغ که بیا بیرون بعدشم گریه کرد لباسی که من دوس دارم بپوش گفتم تو خونمونه نیاوردم دیگه اصلا آروم نشد و دو ساعتبکوب گریه میکرد و خودشو میزد منو میزد چنگ میزد صورتشو موهای من و خودشو میکشید و... خودشم هی میگفت اشکامو پاک کن پاک میکردم دوباره جیغ و گریه که دوباره گریه کردم پاک کن!!بعضی وقتا به سلامت روانش شک میکنم ولی میگم اخه وقتی خونمون ارومه و حتی یبار هم صدای من و شوهرم رو همدیگه بالا نرفته وقتی بچه تو ارامشه چرا باید روانش مشکل داشته باشه!!دکتر هم میگه بعداز جدا کردن از شیر ۸-۹ماه طبیعیه این حرکات گاه و بیگاه و میگه نذار گریش شدت بگیره که نتونی اروم کنی ولی اخه منم ادمم گاهی نیاز دارم برم حموم و دسشویی و...!!روزا هم نمیخوابه حداقل اونموقع برم!