۱۳ پاسخ

زنگ بزن بترسونش بگو دستم بریده بیا بریم بیمارستان جیغ و داد کن سرش و.‌.... بترسونش😬

مقصر شوهر بی فکرته ک بچرو می‌زاره تو خونه تنها و می‌ره
می‌دونه تو حمومی شاید تو متوجه اومدنش نمیشدی ی چیزی می‌انداخت دور از جون رو خودش هزار اتفاقه بخدا خیلی خطرناکه

زنگ بزن بگو احمق چرا در بستی دستم بریدن زدم شیشه شکست اگه هز سینه مادرت سیر شدی بیا خونه دست پیش تو بگیر

من بودم جرررش میدادم

چقد بی مسئولیت وقتی گفته بچه رو‌بدع ببرم تو برو‌حنام ینی تا زمانی که کارت تموم بشه و بچه رو بیاره همینجور اومد دید حمامی بچه رو خونه ول کرد دربست رفت نباید بیاد بهت بگه بچه رو اوردم دارم میرم؟ اینقد بیخیالو بی مسولیت؟ بیادو تو اصن غش کرده بودی نباید یه نگاه مینداخت؟ من بودم جر میدادمش

زنگ بزن فحشش بده .

کی قفلش کرده بود
خودش قفل شده
تقصیر اونه ب نظرم
من بودم صبر نمی کردم بیتد خونه همون موقع زنگ میزدم بهش حرف میزدم

عزیزممم

چجوری اومدی بیرون تهشو نگفتی

وای بچه به این کوچیکی معلومه مقصره باباش همینجوری ولش کرده تو خونه رفته

چه کار خطرناکی نگفتی اینه می‌ریزه روی سرش

مگ بچه نرفتی بود؟
کی قفل کرده بود؟

خب مگ شوهرت نگفت بده بچه روببرم ؟چرا نبرد

سوال های مرتبط

مامان آیهان جوجو مامان آیهان جوجو ۲ سالگی
اول صبحی ریدم به خودم از ترس😭
یعنی قشنگ سکته رو زدم شوهرم سر کار رفت صبح بعد دو ساعت یکی کلید انداخت اومد تو رفت دستشویی من گفتم بابا پیمانه شوهرم برگشته پنجره رو باز کردم هر چی صداش کردم جواب نداد یا پیغمبر بچمو چیکار کنم این کیه به خواهرم که نزدیکه زنگ زدم جواب نداد داداشم جواب نداد آخرش خودم با خودم صمیم گرفتم یواشکی در خونه رو باز کنم برم تو حیاط در حیاتم باز کنم اگه دزد بود داد بزنم همون تو کوچه که رفتم دیدیم صاحب خونه بود😐
آخه مرد حسابی یه اِامی اووموی سکته دادی که منه بدبختو
خلاصه شروع روزمون بود تا شب خدا بخیر کنه

#پوشک
#مادر
#بچه
#دکتر
#شیر خشک
#آنومالی
#بارداری
#پوشک
#پوشک
#فرزند پروری
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
مامان لیمو ونخودفرنگی مامان لیمو ونخودفرنگی ۳ سالگی
بچه ها امروز میخاستم بچه هارو ببرم حموم
دخترم خیلی حموم لازم بود
پوشکش هم کثثیف بود دراومده بود لباسش
(یهو اسهال مانند شد)خلاصه بردم که حموم وقتی لباسش رو کامل درآوردم آب هم باز بود
دیدم شکمش و پشتش خیلی گرمه با خودم گفتم این چرا اینقدر گرمه نکنه تب داره حمومش کنم بدتر بشه ب سرش دستمو گذاشتم پیشونش گرم نبود ولی کله اش گرم بود اما دست و پاهاش اصلا گرمی نداشت
حمومش کردم آوردم بخابونم نخابید یکم شیرش دادم چای دادم
ب شوهرم گفتم بازی می‌کنه بذار زود پسرمو حموم کنم خودمم حموم کنم عرق کرده بودم خیس بودم
وای تا یه بچه رو حموم بدم زهر دخترم ترکید حتی وسطش ب شوهرم گفتم بیا برو سرشو بشور بیارش
گف من نمیتونم بذار یکم برگردونم برو زود بیا
رفتم زود سر پسرم رو شستم آوردم
دخترم نفسش میرفت از گریه
گرفتمش
دیگ بعدش شیرش دادم خابوندم بعد خودم رفتم حموم
تا بیام دیدم بازم بیدار شده شدید گریه می‌کنه
زود گرفتمش آروم کردم
دوباره شیر دادم بازی میکرد منم رفتم شام گذاشتم
موقع شام خوردن دیدم سرش خیلی گرمه رفتم تبش رو گرفتم دیدم۳۸.۸اینا هست
قطره نداشتم آوردم نصف شیاف رو گذاشتم نیم ساعت بعد تبش پایین اومد خابید
میگم این ویروس هست یا از دندون است
آخه دیروز ک شهرستان بودیم پسرم رف کوچه منم بچه بغلم رفتم دنبالش اصلا نیماومد تو
خیلی هم باد میاومد
هی گفتم الان بچه سرما میخوره خیلی موند تو کوچه
میگم نکنه دیروز سرما خورده خاک بر سرم😥😥😥
بخدا شام هم نخوردم هنوز یه قاشق نخورده بودم بلند شدم
دیدم تب داره دیگ داغون شدم
مامان جوجو ممد♥️ مامان جوجو ممد♥️ هفته سیزدهم بارداری
من بااین شوهر چیکار کنم هر روز یه مشکلی باهم داریم ....
طبق تاپیک قبلم بابت استوری هاش دیشب باهم حرف زدیم و اشتی کردیم بعد ازم نزدیکی خاست اونم بدون جلوگیری چون ملیکا برج یازده بدنیا اومده اونم میخاد همین ماه اقدام کنیم که بچه دیگمونم همون ماه بدنیا بیاد اون خیلی اسرار کرد ولی من بدون جلوگیری نذاشتم اخر قهر کرد رفت اون طرف رو مبل نشست یدفعه دیدم داره گریه میکنه اولین بار بود اشکشو میدیدم خلاصه دلم سوخت رفتم هرچی باهاش حرف زدم نتونستم راضیش کنم اونم گف من اصلا دیگه بچه نمیخام همین یکی که دارم بسه منم دیگه اون اون طرف خابید من این طرف الانم پیش جاریم و مادرشوهرم ازش پرسیدم کجا مخای بری جوابمو نداد و بی محلی کرد و رفت اومدم خونه زنگ زدم بهش که بیا دخترتو بگیر میخام برم من اومد خونه بهش گفتم من هنوز اینجوری نشدم که تو پیش بقیه منو سبک کنی جوابمو ندی گف به تو ربطی نداره که من جایی برم و دخترمو برداشت و رفت من الان چیکار کنم بخدا هنوز امادگی بچه دوم ندارم اعصابشو ندارم اینم نمیفهمه با ادم نفهم چجوری صحبت کنم .....
فرزند پروری فرزند پروری
پوشک شیرخشک مای بیبی
دختر پسر زایمان انومالی
انتی جیغ شیشه شیرپستونک
بچه کودک گریه مادر سینه
مامان خوشگل خانوم مامان خوشگل خانوم ۲ سالگی
سلام مامانا. شبتون‌ خوش .مامانا من سر پسرم یادم نمیاد اما تنها چیزی که یادمه خیلی راحت از پوشک گرفتم پسرمم دوسال و سه ماهش بود .بعد من هنوز فرشامو از قالیشویی که اومده پهن نکردم یه خورده خونمون کار داره دیگه گفتم از پوشک هم بگیرم امروز واقعا دهنم سرویس کرد دخترم از ساعت 12ظعر تا 5 بعدازظهر من پام حموم بود یه پام خونه چون دستشوییمون بیرون از راه پله اس نمیشد برد میبرم حموم فک کنید نیم ساعت تو حموم میموندم تا یه بار جیش کنه تشویقش کنم تو حموم نمی‌کرد تا می‌بردم خونه تو شلوارش میکرد امروز سه بار خطا داشت تو شلوار کرد سه بار تو حموم کرد تشویقش کردم ولی پدرمو درمیاره تا تو حموم جیش کنه قشنگ نیم ساعت طول می‌کشه ولی تو خونه سریع می‌کنه .بعدازظهر کلا پوشک بستم تا الان چون واقعا خسته شدم کار داشتم و شام بزارم نمیشد بعد امروز من خیلی مایعات دادم که تو حموم کنه یاد بگیره ولی تو حموم دیر می‌کنه بنظرتون فردا چند دقیقه یه بار ببرم و اونایی که گرفتن راه حل میزارید .بعد اینم بگم خیلی تو حموم بازیگوشه اصلا یه جا بند نمیشه واقعا پسرم منو اینقدر اذیت نکرد