من بااین شوهر چیکار کنم هر روز یه مشکلی باهم داریم ....
طبق تاپیک قبلم بابت استوری هاش دیشب باهم حرف زدیم و اشتی کردیم بعد ازم نزدیکی خاست اونم بدون جلوگیری چون ملیکا برج یازده بدنیا اومده اونم میخاد همین ماه اقدام کنیم که بچه دیگمونم همون ماه بدنیا بیاد اون خیلی اسرار کرد ولی من بدون جلوگیری نذاشتم اخر قهر کرد رفت اون طرف رو مبل نشست یدفعه دیدم داره گریه میکنه اولین بار بود اشکشو میدیدم خلاصه دلم سوخت رفتم هرچی باهاش حرف زدم نتونستم راضیش کنم اونم گف من اصلا دیگه بچه نمیخام همین یکی که دارم بسه منم دیگه اون اون طرف خابید من این طرف الانم پیش جاریم و مادرشوهرم ازش پرسیدم کجا مخای بری جوابمو نداد و بی محلی کرد و رفت اومدم خونه زنگ زدم بهش که بیا دخترتو بگیر میخام برم من اومد خونه بهش گفتم من هنوز اینجوری نشدم که تو پیش بقیه منو سبک کنی جوابمو ندی گف به تو ربطی نداره که من جایی برم و دخترمو برداشت و رفت من الان چیکار کنم بخدا هنوز امادگی بچه دوم ندارم اعصابشو ندارم اینم نمیفهمه با ادم نفهم چجوری صحبت کنم .....
فرزند پروری فرزند پروری
پوشک شیرخشک مای بیبی
دختر پسر زایمان انومالی
انتی جیغ شیشه شیرپستونک
بچه کودک گریه مادر سینه

۲۴ پاسخ

تایپیک قبلیتو الان دیدم وقتی استوریای عاشقانه میزاره شک نکن داخل گوشیش ی خبریه،فقط ی جوری رامش کن ک رمز گوشیشو بگیری بتونی چکش کنی این میخاد با بچع داری فقط سرتو گرم کنه خودش بره دنبال کاراش

ببین بچه دار شدن یه تصمیم دو طرفه س
تو این اوضاع هم یکم صلاح نیس
اگه بخوای سر قهراش کوتاه بیای عادت میکنه با قهر کردن حرفش به کرسی بنشونه
یکم زمان بده بحث نکن باهاش بزار آروم شه منطقی باهاش حرف بزن

اصلااااا باردار نشو اصلاااااا یوقت گولشو نخوری ها این میخواد پابندت کنه حواستو جمع کنن گوشیش چک کن اگه پاک بود و کاری هم نکرد
حداقل تا یک سال یکسال نیم دیگه باردار نشو هرچقدر هم ک دعوا و قهر کنین

رفتار کودکانه ای کرده

ی کاسه ای زیر نیم کاسس از من گفتن بود🤷

بزار قهر کنه کون لقش بدن توئه تو میخوای بزرگ‌کنی نفهمن چقد

اینقدر به این مردا اعتماد نداشته باش نمیگم که کلا بدبین باش ها ولی همیشه ۱ ٪ بزار این که رمز گوشیشو نمیده هنوز علامت سواله سعی کن فعلا بچه دار نشی تا همه مشکلاتتون حل بشه و هیچی ابهامی نداشته باشی بعد بچه دار شو

حالا بحث بچه به کنار کلا انگار شوهرتو لوس کردی بگو نمیتونم پشت سرهم بچه بیارم برا سلامتیم خوب نیست اگر زیادی بی احترامی کرد برو مدتی قهر از یه طرف معلومه خودخواهه ...
اما اگر خودت میتونی بچه بیار بستگی داره به سنتون ک ببینی تا کی بچه میاری من خودم الان چهل سالمه چون دیر شده اقدام کردم الان باردارم یه دختر دوساله هم دارم ... اما چون ممکنه دیر بشه اینم به دنیا بیاد فقط شش ماه جلوگیری میکنم بعدش زود اقدام میکنم چون پسر میخوام.
.اینکه ببین یه وقت خانوادش بهش یاد ندادنه که اینجوری بگه؟؟ یا شاید دنبال بهانه هست...

عزیزم خودت چند سال داری؟

نه عزیزم به هیچ عنوان الان راضی به بچه دار شدن نشی وقتی از شوهرت مطمئن نیستی

بچه دومی نیاریا
احساسی تصمیم نگیر

چقدررفتارش بچگانس گریه ولجبازی وقهر دقیقا عین بچه ها تحمل همچین آدمی سخته واقعا

عزیزم شوهرت چجور آدمیه؟ آدم خیانت کردن هست قبلا ازش چیزی دیدی؟؟ واسه این میپرسم بالاخره چندسال زندگی کردین میشناسیش اخلافشو اینارو
احساساتیه ؟؟
شاید واقعا از دستت ناراحته برای تو‌ میذاره استوری هارو
البته در مورد بچه من حقو به تو میدم که نخوای
ولی واسه بقیه بحثا باهاش صحبت کن زیر نظرش بگیر ببین چی دستگیرت میشه
اگه واقعا چیزی نباشه الکی‌زندگیتو‌ تلخ نکنی
تا وقتی هم از چیزی مطمئن نبودی قهر نرو خونه مامانت

قرص اورژانسی تو خونه ات داشته باش و نزار شوهرت بفهمه اگر جلوگیری نکرد سریع بخور

اصلا بچه نیاراااا انگار میخواد پا بندت کنه

بعضی مردا دیر پخته میشن به قول قدیمیا ،هرموقع بزرگ شد دست از بچه بازی برداشت اقدام کن برای بچه درضمن خودت الان سنی نداری بزار ۱۰سال دیگه بعدی رو بیار باباجان
که اولی حسابی کمک حالت بشه تو بچه داری

تو کلا با این آدم مشکل داری
ثبات رفتار نداره
دلشم که جای دیگه اس پس اون بچه بیچاره رو چرا بدبخت میکنید

اصلا تو این موقعیت بفکر بچه نباش میخواد دومی بیاری سرتو شلوغ کنه کار بکارش نداشته باشی با سیاست رفتار کن بچت هنوز کوچیکه بگو نمیتونم از پس دوتا بربیام بزار این یکی از ابو گل دربیاد بعدا بگو یسال دیگه با مشورت پزشک اقدام میکنیم که مثلا پسربیاریم جنسمون جور شه

بدتر از شوهر من چقدر بچس آخه الان بچتم کوچیکه بش بگو از مشاوره پرسیدم الان وقتش نیست بزار بچتون ۴سالش بشه وگرنه این یکی ام اذیت میشه

مث اینکه خرج ومسولیت بچه بهش فشار نمیاره یا بچت انقد خوبه ک دومی هم میخاد،ب هیچ وجه زیربار نرو

وای چه بی فکریه
اصلا بچه میخواد چیکار
همینو نمیتونه مدیریت کنه

اخ اخخخخخ به این مردا مرد مگه قهر میکنه حالم بهم خورد واقعا ولش کن رو نده بهش همیشه یکاری کن طلبکارش باشی اونم بدهکارت محلش نده کوتاه نیا

سنش پایینه شوهرت؟- مشکلی با هزینه ها نداره ؟
اخه این چه رفتاریه ؟ تو این شرایط اقتصادی و جنگ مصمم بگو بچه دوم نمیخوای و اصلا اهمیت به قهراش نده تا بزرگ شده

اتتتننندذذلاااللل

سوال های مرتبط

مامان جوجو ماما♥️ مامان جوجو ماما♥️ هفته دوازدهم بارداری
ممنون از دوستایی که تاپیکای قبلمو جواب دادن جیگرا اون بحث استوریو اینارو حل کردیم شوهرم دیشب اومد خونه پیش قدم شد برا اشتی که چرا چند روزه باهام قهری منم گفتم برا استوری هات اونم قسم خورد که من منظوری نداشتم اون دختره بعد که از شوهرم جدا شده عقد پسرخالش شده پسرخالشم بعد که پردشو زده گفته نمیخامت و طلاقش داده شوهرم گف اون لیاقتش همین بوده منم الان به سگای ولگرد بیشتر اهمیت میدم تا اون دختره اون زمان اون منو نمیخاست الانم اگه اون بخاد من روش میرینم یه تار موی دختر دسته گلمو به صدتا مث اون دختر نمیدم و این مشکل حل شد بعد الان مشکل دیگم تاپیک قبلمه برا بچم به مشاور هم زنگ زدم میگه سنت کم نیست بیار بچه هات پشت سر هم بزرگ میشن یدفعه راحت میشی ولی خوب من واقعا امسال نمیخام مخصوصا الانم که شوهرم قهر کرده اصلا نمیخام جوری رفتار کنم که فک کنه قهر کرده من پشیمون شدم که ازاین ب بعد برا هرچی قهر کنه مث بچها


فرزند پروری فرزند پروری
دختر پسر زایمان انومالی
انتی زایمان جیغ بچه شیردهی بچه داری
مامان آیهان جوجو مامان آیهان جوجو ۲ سالگی
اول صبحی ریدم به خودم از ترس😭
یعنی قشنگ سکته رو زدم شوهرم سر کار رفت صبح بعد دو ساعت یکی کلید انداخت اومد تو رفت دستشویی من گفتم بابا پیمانه شوهرم برگشته پنجره رو باز کردم هر چی صداش کردم جواب نداد یا پیغمبر بچمو چیکار کنم این کیه به خواهرم که نزدیکه زنگ زدم جواب نداد داداشم جواب نداد آخرش خودم با خودم صمیم گرفتم یواشکی در خونه رو باز کنم برم تو حیاط در حیاتم باز کنم اگه دزد بود داد بزنم همون تو کوچه که رفتم دیدیم صاحب خونه بود😐
آخه مرد حسابی یه اِامی اووموی سکته دادی که منه بدبختو
خلاصه شروع روزمون بود تا شب خدا بخیر کنه

#پوشک
#مادر
#بچه
#دکتر
#شیر خشک
#آنومالی
#بارداری
#پوشک
#پوشک
#فرزند پروری
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
مامان ehsan . kiyan مامان ehsan . kiyan ۲ سالگی
خیلی حساس شدم یکی یه کوچولو راجب بچه داریم حرفی بزنه انتقادی کنه دلم میخواد خفش کنم یا دیگه یه مدت حرف نزنم
مثلا دو روز پیش خونه مامانم بودم پسرام خیلی اذیت کردن منم عصبانی شدم کلافه شدم زنگ زدم شوهرم برگردم خونه مامانم میگفت تو دیونه ای بهش گفتم نگو اینجور تو جای من نیستی از وقتی اومدم دارن گریه میکنن نمیبینی چه بلایی سرم آوردن برم خونه بهتره
دیروز اومدم با دوستام درد دل کنم یدفعه دوستم برگشت گفت تو ترسو بارشون آوردی گفتم بابا چه ربطی داره یعنی چی اخه مگه من چکار میکنم که ترسو بارشون آوردم چی میگی اخه من همیشه مهمونی بردم مراسم بردم پارک و خانه بازی دوچرخه سواری بردم مثل همه بچه ها خیلی ناراحتم دلم میخواد دیگه اصلا با کسی فعلا حرف نزنم هیچکس انگار نمیفهمه من تحت فشارم
بچه های من زیاد با آدما جور نمیشن بهانه زیاد میگیرن از محیط اطرافشون ترس دارن بعد وقتی یکیشون از چیزی بترسه روی اونم اثر میزاره بخدا اینا مشکلش من نیستم








پوشک شیرخشک فرزندپروری بارداری آنومالی بچه گهواره اشتراک تب
مامان آیهان جوجو مامان آیهان جوجو ۲ سالگی
سلام مامانا امروز من کلا پسرمو شبا پوشک نمیکنم از همون اول تا الان و اونم تا خود صبح خشکه هیچ موقع خودشو خبس نمیکنه امروز صبح که از خواب بیدار شد قبل اینکه پوشکش کنم خودش گفت جیش دارم منم شلوارشو بیرون کردم رفت جیش کرد و من رفتم دنبال کارام یادم رفت شلوارشو پاش کنم ۱۰ دقیقه بعدش گفتم بیا شلوارتو پات کنم فوری رفت دستشویی پی پی کرد و من متوجه نشدم گفتم الکی رفته اومد گفت مامان پی پی کردم و من تشویقش کروم کلی خوشحال شدم باز نیم ساعت بعدش بردمش جیش کرد اومد دیگه پوشک نکردم چند دقیقه بعد دیدیم تو شلوارش پی پی کرده ولی کمم یعنی نتونست نگه داره خودشو همین ک یکم پی پی کرد گفت مامان جیش دارم بردمش دستشویی دیگه ادامه نداد خوب بعد چند ساعت دوباره من رفتم دستشوئی گفت مامان جیش دارم فکر کردم الکی میگه ولی شلوارشو بیرون کرد و پی پی کرد اینم از داستان جیش و پی پی امروزمون
ادامه بدن پوشکش نکنم بنظرتون؟؟؟؟

پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک فرزند پروری فرزند پروری آنومالی آنومالی آنومالی آنومالی آنومالی سونوگرافی سونوگرافی سونوگرافی
مامان Farhad مامان Farhad ۲ سالگی
منو جاریم کلا دوسال میشه ب دلایلی رفت آمد نداریم حتی سلام هم بهم نمی‌کنیم جاریم دختر دایی شوهرمه از اونجایی که از این مردهاست ک معتقد همه خوبن باید باهم خوب باشه خلاصه گگاهی پسرمو میبرد خونه برادرش با همو خونه مادرشوهرم می‌دین پسر اون ۸ روی ۹ سالشه پسر من ۲ سالش بعد پسرم من ی عادت بدی که داره یا نمی‌دونم ابراز علاقه چیه یکی ک باهاش بازی کن می‌ره بغلش لپ هاشو سفت حالت چنگ زدن میگیره از منو باباشم همینطور بارها دستاشو گرفتم گفتم نه مامان اینجوری اذیت میشم دردم میگیره ولی باز انجام میده خلاصه همین کارو با پسر اینم کرده یکی دوبار بعد امشب خونه مادرشوهرم بودن شوهرم میاد می‌ذاره پسرمو ی دقیقه بره عابر بانک میاد میبینه داره پسرم گرررریع می‌کنه میگه چیشد کسی دعوات کرده بابا یا گفته کسی زده فرهادو جاریم هم سریع گفته پسر تو هرکسیو بزنه اشکال ندارع دنبال اینی که کی اونو زده پسر من پسر نیست هی میزنتش یبار دیگ بزنه پسرمو منم میزنمش


خلاصه من از این حرفش تااالان خوابم نبرده شوهرم گفته کسی که پسر منو نخاد باهاش اینجوری رفتار کنه منو نمیخام ببینمش هرکس پسرمو نخاد منم نمیخامش (یعنی همون بی احترامی کنه منم آدم حسابش نمیکنم)

منم ب شوهرم گفتم بهش میگفتی ناخونت بهش بخوره که از چند منطقه پارت می‌کنه مادرش...

خلاصه نمی‌دونم چیکار کنم باخودش که قهریم بنظرت به مادرشوهرش پدرشوخرم بگم رفتارشو البته اونا طرف اونه چون دختر برادرشونه هرچیم بگیم طرف اونو میگیره بنظرتون چیکار کنم شما بودین چیکار. میکزدین
مامان سوفیا 💝 مامان سوفیا 💝 ۳ سالگی
تجربه من از ترک شیشه شیر اول از همه بگم من حتی با لفظ از شیر گرفتم از شیشه گرفتم از پستونک گرفتم مخالفم ما بچه ها رو کمک میکنیم تا به وقتش اینها رو کنار بزارن و ازش عبور کنن قبل دو سالگیش باهاش صحبت میکردم و کتاب و قصه که بزرگ شدی و وقتشه شیشه رو کنار بزاری دختر من از ۸ ماهگی با نی و لیوان نی دار آب میخوره و تو لیوان شیر بخوری ولی هر بار به اینجا میرسید گریه و زاری که من نی نی ام من بزرگ نشدم من شیشه میخوام منم اصلا نمیخواستم مجبورش کنم ماه پیش با شوهرم یه کلاس فرزندپروری با روش پازیتیو دیسپلین رفتیم بعد اون بهش گفتم مامان میدونم شیر خوردن توی شیشه شیر خیلی کیف میده و خوابیدن و مکیدن باحاله با این حال تو کلی لیوان خوشگل داری و میتونی توی اونا شیر بخوری باز اینجا شروع به گریه میکرد که گفتم بدون که من هیچ وقت مجبورت نمیکنم شیشه ات رو کنار بزاری هیچ وقت بدون اجازه و خواسته ات بهش دست نمیزنم و مطئنم خودت به موقع اش کنارش میزاری من میدونم خودت هر وقت آماده و مطمئن بودی ازش عبور میکنی و سخته و من کنارتم تا برات راحتتر بگذره تصمیم و تو میگیری و بدون هر تصمیمی بگیری دوستت دارم اعتراف کنم ته دلم خیلی امیدوار به این روش نبودم ولی از چند روز پیش دخترم اومد خودش گفت مامان شیرمو تو لیوان میخورم من دیگه بزرگ شدم شیشه نمیخوام عصرم که باباش اومد با ذوق و خوشحالی بهش گفت بابا من بزرگ شدم شیرمو تو لیوان میخورم واقعا بچه ها بسیار هوشیار و آگاه هستن اعتماد کنید به این قضیه و باهاشون صحبت کنید بهترین نتیجه ها رو میده حالا من نمیدونم این ترک شیشه پس رفت خواهد داشت یا نه چون وابستگیش زیاد بود ولی تا همین حد هم خیلی مفید بود به نظرم استفاده از این روش