۴ پاسخ

من ۷۲ ساعت درد کشیدم توی خونه ۴۸ ساعتش رو مامانم پیشم بود من دردم می‌گرفت تایمر میزدم
تا وقتی ک دردام شد هر ۳ دقیقه موندم خونه😂
مامانم استرررسی هی میگفت تو اخر تو خونه زایمان میکنی
اما قبول نکردم زود برم زایشگاه
البته ک با دکترم در ارتباط بودم
دهانه رحمم ۴سانت کامل شده بود بستری شدم
ساعت ۱۲ شب و ساعت ۴و۱۶ دقیقه زایمان کردم

اما استرس و نگاه های مامانم هیچوقت از جلو چشمم نمیره
همسرمم به مامانم میگفت نگران نباش پری میدونه چیکار میکنه😁😂

آره اونم چه خاطره ایی از اتاق عمل اومدم بیرون هیچکس نبود پیشم تا دو ساعت کسی نیومد سراغم اینقدر حالم بد بود شوهرم دنبال کارای بیمارستان بود تو بیمارستان هم کسی نیومد دیدنم بعدش که پسرم ۴روز تو دستگاه بود پیشم نبود

تا یکی دو هفته هم تو خونه درد داشتم و دنده هامم خیلی درد میکرد قفسه سینم، فشار داده بودن موقع زایمان

اره موقع زایمان سزارین که هیچی حس نکردم بعدشم تا چند ساعت بی حس بودم تو ریکاوری، بعد فقط اون راه رفتنه سخت بود درد داشت

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۱۶ ماهگی
بچها باردار که بودم ۳۰هفتگی رفتم سنو گفت جنین بریچه و من انگار دنیا رو بهم دادن چون پول نداشتم زیر میزی بدم برم سزارین زایمان قبلیم ۴سال پیش بود با اینکه بچم ۲کیلو بود ولی خیلی در وحشتناکی داشتم و خیلی از زایمان دومم میترسیدم یعنی وقتی بیبی چکم مثبت شد تا اخرش ترس زایمان داشتم خدا خدا میکردم بریچ بمونه دکتر نیگفت بعید میدونم و من هر روز دعا تا روزی که۳۷هفته بودم گفت فکنم چرخیده برو سنو گفتم خانم دکتر من سر بچمو میفهمم بالاس نچرخید بچم تا رقتم سنو و اومدم بریچ بود و انگار دنیا رو بهم دادن خلاصه رفتم بیمارستان امین یه بیمارستان معمولی دولتی سزارین شدم خیلی ازم مراقبت کردن همه چیز عالی خیلی بهم سر میزدن انگار خصوصی بود خیلی خدارو شکر میکنم که اذیت نشدم چون ماها که دستمون خالیه نمیتونیم هزینه و زیر میزی و بیمارستان خصوصی بریم واقعا دردناکه و خیلی خوشحالم هنوز از بابتش خداروشکر میکنم همش به پسرم میگم افرین مامان که نچرخیدی تا لحظه اخر🤣🤣اینجا ۶ماهه حامله بودم