۸ پاسخ

صبح سرگرم آشپزی بودم دیدم صدای تق تق میاد دیدم پسرم کنار میز تلویزیون وایساده داره تق تق میزنه تو تلویزیون. جیگرم خونه از دستش

پسر من همیشه یه جاییش زخمه انقد که خودشو این طرف و اون طرف میزنه

الهی عزیزم ای خداااا

فقط خدابهشون رحم کنه اونقد ک ور میرن با همچی بچه من تمام صورتش بوده از بس میزنه تو میز و در و دیوار

کشوهارو همه رو چسب زدم و با طناب بستم 😪😪

دیگه وظیفشون همینه که دق بدن ما رو
خداروشکر تلویزیون رو زدم بالا دیگه کشویی نیست که بره دست بکن توش😂😂😂

ای دختر من پیش شوهرم بود داشتم شام میزاشتم دیدم صدای گریه از درد میاد گریه الکی نبود طفلک دیدم شوهرم سرش تو فوتباله آوینام دستش لای کشو دوییدم بلندش کردم چند تام لگد ب شوهرم زدم جیغ زدم خودمم گریه کردم آوینا نگام میکرد می‌خندید😂😂رد کشو رفته بود تو انگشتش خیلی بد بود خون جم شده بود

کلانتر محلن همههه جا باید سرک بکشن

سوال های مرتبط