۹ پاسخ

صب میبره ظهر برمیگردونه ؟ همین؟ شد کار؟ کاری با درجه کاریش ندارما، همه شغلا شریفن، اما یکم کارش بیش از حد سخت نیست؟ بدنش کوفته نمیشه یوقت؟ درآمدش چی؟ کفاف زندگیتونو میده که زبونشم درازه؟

صبح میبره مدرسه
میاد خونه دراز کش گوشی بدست
ظهر هم میره میبره خونشون

دقیقا بحث امشب من با شوهرم همین بود من بیشتر خسته میشم بدون درامدی
اونم میشه ولی لااقل پولی در میاره کم و بیش کیه که قبول کنه

وا عجب آدمیه بیا شوهر منو براش تعریف کنه بنده خدا ۷صبح میره سرکار تا ۹ شب گاهیم بیشتر همشم تو کارخونه و کار سخت هیچوقت به من نگفته تو میخابی من بیدارم فلان تازه میگه تو توخونه با بچه خسته میشی بیشتر باید بخابی

اکثر مردا همینن تو این اوضاع
شوهر من شرکت میره تاکسی هم داره
بعضی روزا اصلا بچه ها رو نمیبینه چون خوابیدن
ولی باز معتقده که وظیفه مردا سنگین تره 😐😂
ما برای رضای خدا و راحتی بچه هامون همه ی توانمون رو میزاریم ، حالا اگر یه قدردانی کوچیکم بشه مارو خوشحال تر میکنه🥲

بنظرم از اول نباید عادت میدادی من شاغلم گاهی روزا پرستار نمیاد بچه ها پیش شوهرمن از یک سالگیشون تنها نگهشون میداشت مثلا سه تا عصر در هفته
الانم گاهی خونه هم باشم واسه دسشویی میگم با بابا برین
یا اون باشه دیگه میرن با اون بازی میکنن گاهی شبا میگن قصه بگو میگم بگین بابا بگه که خودم بخوابم

باهاش مدارا کن عزیزم تواین شرایط پول دراوردن سخته مدل همسر شما هم همین شوهرمن از صبح تا شب بیرون نهایت نیم ساعت با پسرم وقت بگذرونه

من طرز فکرم اینه مرد بازم هرچی کارش سخت باشه بازم پول درمیاره و اینکه با بقیه در ارتباط حرف میزنه روحیه اش عوض میشه ن با بچه ک زبون ادم نمیفهمه و دائم باید یه چیزی حالیشون کنی تازه غیراز کارای خونه و پخت و پز
از همون اول اینو تو گوش شوهرم فرو کردم الان دیگه بااینکه از صبح تا ۷شب سرکاره بازم میاد خونه میگه مامان خسته اس همه کاراش با شوهرم ب جز غذا دادن

وقتی اومد خونه بگو بابچه ها بازی کن منم به کارم برسم بگو کمکم کن

سوال های مرتبط

مامان آرتین مامان آرتین ۲ سالگی
سلام مامان ی درد دل کوچک بعد دو سال و نه ماه دیگه دارم دیونه میشم از دیر خوابیدن بچم از نفهمی شوهر و خانواده شوهرم ...شوهرم برا آرتین وقت نمیذاره درست حسابی بچه وقتی خوابه فرار میکنه میره سر کار حتی بدون صبحانه میره نمیاد تا دوازده شب بش میگم اقا زود برو سرکارت شب زودتر بیا تو سر ظهرم ک میگی نمیام ک درتین گریه نکنه پشت سرم خب پس حداقل شب ساعت ۹ خونه باش دو ساعت با بچت بازی کن اساسی ک بچه خسته بشه از وجودت بهره ببره ک بتونه بخوابه تو میذاری دوازده میای این بچه ب هوای اینکه تو رو ببینه نمیخوابه یا بخوابه ی ساعت بعد ب هوای تو بیدار میشه توام شام میخوری بچه رو بغل میگیری میبری بیرون نمیای تا ساعت ۳ شب میای اونم بچه رو باید ب زور تا ۵ بخوابم خانوادتم ک از اونور نمیفهمن ساعت ۲.۳۰ زنگ میزنن ارتین کجاست ما داریم میایم ببینیمش خب مگه روز ازشون گرفتن ک شب میان بدا دیدنش اقا شب موقع استراحتمه بچم بذارید بخوابه نکنید اینکارو لطفا خودتم از دهنت در نمیاد یبار بگی اقا روز بیاید برا دیدنش ن شب میذارن کارشونو انجام میدن بعدش میان ساعت ۲.۳۰ این بچه میبینشون ۵ دیقه میبیننش صدا گریه و زاری بچه پشت سرشون میفته تا ۶ صبح من چقد حرص بخورم یا میگم خوابه میان بوس بارونش میکنن طقل معصوم بیدار میشه نمیدونم اینا کجا بزرگ شدن بخدا تو تویله بزرگ شدن دیگه رد دادم شوهرم میاد خونه یا بچه رو با خودش میبره تا ساعت ۳ یا ۴ تو خیابونا پیش داداشش میبرش نمیارش یا اینکه تو خونه ام ک هست سرش ب گوشی محل ب بچه نمیذاره این بچه دورش فقط غر میزنه خسته ام خسته