۱۰ پاسخ

من باشم نمیزارم بره هرچقدر ک گریه کنه این براش میشه یه عادت بد ک با همه بره و دوهواعه بشه

فردا پس فردا بهش عادت میکنه

پسر من نسبت ب باباومامانم اینجوریه و منم چیزی نمیگم‌چون‌درکی از این موضوع نداره الان باید صبر کرد بزرگتر شه

الان دعواش هم‌بکنی متوجه نمیشه بزار بزرگتر بشه یکم بعد
منم خواهرم میاد دخترم باهاش میره ده دقیقه میمونه باز برمیگرده

اینکه خییلی خوبه...یه جاهایی میخای بری بچه رو راحت میذاری پیش شون...ولی عادت که نمیشه...ما با داداشم و مامانم تو یه ساختمانیم... یچه ها توی سنی اینطورین و میخان برن بیرون...بعد به خودت میچسبه بیشتر...ولی اینکه یه یکی غیراز خودت مطمئن باشه خییلی خوبه برات

من اجازه نمیدم شاید هفته ای یه باراونم باخودم میبرم‌.خودش بلده بای بای کنه تا یکی داره ازخونمون میره میگم بای بای کن بره بعداز آیفون نگاش میکنیم مثلا بره پایین آیفون بزنی کلی راه برای سرگرمی بچه هست ولی خب مادرشوهرتم باید همکاری کنه باهات

بذار بره
مامان بزرگشه دیگه
بخدا اگه من جای تو بودم....
ای خدا....

ن پسر من اینطور نیست با اینکه تو ی ساختمونیم،، اولا ک نمیخاستم بمونه الان یکم اوکی شده
ولی شما نذار وابسته بشه سرش رو گرم نره باهاش

کمتر بفرستش عادت کرده بهشون بخاطره اونه الان کوچیکه نمی‌فهمه بزرگتر که بشه جز تو به کسی وابسته نیس عزیزم هیچکی جای مادرو نمیگیره

پسر منم در باز میشه زود میره سمت در یا کسی میره بیرون گریه میکنه ولی خیلی زود یادشون میره از مادرشوهرت بگیرش سرگرمش کن فراموش میکنن .میشه عادت

سوال های مرتبط