۱۳ پاسخ

خیلی داغون بودم وهستم

خسته داغون
همسرم حالمو نمیپرسه توقع دارم ازش
خیلی تلاش میکنه ها برامون ولی زبونی نیست
این ناراحتم میکنه ولی به خاطر بچم راضی ام

افتضاح
یه مرده متحرک اینقد از نظر روانی داغونم که حد نداره ولی گریه میکنم تا یکم خالی بشم
اینقد ناراحتم که این روزای قشنگ رو با حال بد دارم سپری میکنم چون هیچوقت دیگه مثلا ۷ روزگی یا ۸ روزگی پسرمو نمیتونم ببینم
از این دوران هم فعلا که لذت نمیبرم امیدبخدا تا بعد ببینیم چی میشه

بعضی وقتا دلم میخواد گریه کنم

عزیزم بهم درخواست میدی

افتضاح داغون غذا که در روز یه وعده به زور میخورم نشستم یهو اشکام می‌ریزه البته دخالتای مادرشوهر و خاله شوهرم بی تاثیر نیست خدا لعنت کنه کسایی که این روزا زن زاچو عذاب میدن

من سعی میکنم روپاباشم چشم ۲تابچه به منه
سرزایمان نابودشدم،هنوزنتونستم پاشم درست ولی وقتی هیچ کمکی نداشته باشی و۲تابچه رودوشت باشه به مرگم شده بلندمیشی
خداکمک میکنه
ولی هیچوقت یادم نمیره تواین روزاکه مامانم بایدباشه چطوری ولم کرد ورفت

افسرده‌🥲هر چقدر میتونی دورت شلوغ کن
من ک دلم فقط گریه میخواد

حالم من که خوب وبد خود به خود گریه میکنم خوب حق دارم بچم رفت تو دستگاه بخاطر تنفس تو ۳۷ هفته آخه ۳۶ هفته ودوروز زایمان کردم

منم امروز دخترم میشه ۵ روزه
خداروشکر همه چی خوبه من فقط چون همسرم تو هفته جدید باید برگرده سرکارش شهر دیگه،خیلی نگرانم که میتونم از پس دخترمون بر بیام یا نه

حالم خوبه خداروشکر ،یکم شب بیداری اذیت می‌کنه تو دلم غر میزنم ولی وقتی یادم میاد تو بارداری چقداذیت شدم ومیگفتم فقط بتونم بگیرمش بغل،همه چی رو فراموش میکنم و میگم خدایا شکرت

منم مثل شما چند روزه زایمان کردم حال روحیم مثل قبله

خوشا بحالت ک بارتو زمین گذاشتی ـبرای ما و استرسا و فکرامون دعا کن

سوال های مرتبط