۸ پاسخ

وووووووی از چشماش شیطنت میباره
خدا حفظش کنه عزیزم 🥴🥴🥴

بهتون تبریک میگم فرزند شما سالم و باهوشه و در تحصیل باعث افتخارتون میشه شنونده خوبی بمانید

پسرم منم جدیدا یکم شلوغ شده فقط حرف میرنه سوال میپرسه سوالای که مغزم درد میکنه مامان مبل چن خریدی بخجال چند خریدی این چیه اون چیه و... وقتی میگم نمیدونم ول کن نیس حتنا باید یه قیمت بگم بخدا خسته میشم گاهی وقتا سرش داد میزنم گریا میکنه دلم کباب میشه که من چرا مامان خوبی نیستم براش ولی خوب ادم خسته میشه

خداروشکر ک حرف میزنه پسرمن کلمه میگه محدود

خب خدارشکرکن که حرف میزنه من پسرم فقط کلمه میگه

الهی
حالا من عکسشو میبینم بنظرم خیلی آروم و کم حرفه

پس ماشالا وروجکیه
دختر من هنوز جمله کامل نمیگه
کلا چند تا جمله دو کلمه ای میگه فعلا
اما کلا یکسره در همه حالت میگه مامان مامان ماماننننن

میگم سایه جون آروم آروم برای مهد آماده ش کن
اینطوری حداقل در روز یکم بیشتر برای خودت وقت داری
و اونم انرژیش بیشتر خالی میشه

دختر من ازینا نیست که از در و دیوار بالا بره
ولی یک بندددددد از صبح تا شب درحال صحبت کردنه اینقدر سوال می‌پرسه اینقدر میگه چرا چطور چگونه مغزم درد میگیره 😩
پنج دقیقه هم با خودشو وسیله هاش سرگرم نمیشه فقط میگه بامن بازی کن
میگم مامان جان برو خودت بازی کن شروع می‌کنه گریههه مامان منو دوست نداره 🫠🫠

وای دقیقا پسر من همینه بعد خدا نکنه بهش بی توجهی کنی یا جوابشو ندی

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۴ سالگی
مامانا سلام. دلم برای گهواره تنگ شده بود گفتم یه عرض سلامی کنم. چطورید؟ خوبید همگی؟ چه خبرا؟؟
از فردا باید برگردیم به تنظیمات کارخونه. من که اصلا آمادگیشو ندارم دوباره هرروز درگیر بهانه گیری های بچه باشم. پسرم دائم دست آدم رو میگیره و بلند می‌کنه و یه چیزی میخواد. جدیدا هم اگه چیزی بهش ندیدم پاشو می‌زنه زمین یا گریه میکنه یا ما رو میزنه. این رفتارش خیلی زیاد شده. جایی هم که میریم با دختر خواهرشوهرم نمی‌سازه و هی میره سراغش یه انگولکی میکنه و اونم صداش درمیاد.
خلاصه اصلا حوصله این کاراشو ندارم و دیگه نمیدونم چطور میشه این موضوع رو حل کرد. شما هیچوقت با مشاور یا روانشناس مشورت کردین؟ من قبلا که صحبت کردم میگفت وقتی بچه به حرف بیاد این رفتاراش کم میشه و می‌گفت باید باهاش بازی کنی و زیاد باهاش حرف بزنی.
توی این ایام ماه رمضون و تعطیلات خیلیی کم باهاش بازی کردم شاید به خاطر اون باشه. نمیدونم!
چقدر وقتی کوچیک بودن راحت‌تر بود. حداقل دوسه بار تو روز می‌خوابیدن یه نفسی می‌کشیدیم.
خلاصه بهتون بگم که نمیدونم چطوری باید سختی بچه داری رو کم کرد. واقعا هر روزش پر از چالش های فراوونه.