سوال های مرتبط

مامان محمدراستین🩵 مامان محمدراستین🩵 ۱۰ ماهگی
جان شیرین مادر
اینجا برات مینویسم که اگه اینجایی بود و بزرگ شدی بخونی و بدونی چجوری بزرگت کردم!
هیچ خاطره و تصویری از نوزادیت ندارم و احساس میکنم همش خواب بوده و وقتی چشامو میبندم که خاطرات نوزادیت رو به یاد بیارم فقط گریه و جیغ و بی خوابی و درگیری باشیر به ذهنم میاد!
بعد اونم اعتصاب شیر لعنتی و بالااوردنا و حساسیت و...
۷ ماه و ۱۸ روزه خواب شب ندیدم!
حرف و طعنه اطرافیان رو به جون خریدم تا حداقل صبحا یکمی بتونم بخوابم تا بشه برات مادری کرد..
بی خوابی و نق زدنا جون و حوصله ای برام نذاشته مادر که بتونم مادرشادی برات باشم از این بابت منو ببخش🥲
ولی علارغم همه حرفایی که میزنن من صدمو برات گذاشتم راستینم تا ۶ ماهگیت درد و خستگی رو تحمل کردم که بتونی شیرمادر بخوری
حوصله برای غذاپختن برا خودمونو ندارم ولی هروعده برات غذاهای متنوع و مقوی میپزم که شاید یبار یکیش خوشت بیاد وبخوری
همه سعیمو میکنم سرت داد نزنم و اروم باشم
سعی میکنم بهترین مکملا رو برات بخرم که تاثیر بذاره روت
ولی حرف و نگاه بقیه جوریه که انگاری بلد نبودم برات مادری کنم🙂
زندگی زهرا همین الانشم رو پامی و من نتونستم نه صبحانه بخورم نه ناهار نه حتی به کار خونه برسم .
نمیدونم کی قراره به روتین بیافتیم مامان جانم
گله و منتی نبود ها پسرقشنگم همش فدای یه خنده ات،فدای اون دندون کجه ات😅
فقط خواستم اگه هیشکی نفهمید تو بفهمی ماما برات صدشو گذاشته❤️
شیرخشک پوشک واکسن تب