۱۱ پاسخ

عزیزم مواظب روحیات خودت باش
یه وقت افسردگی بارداری نگرفته باشی

برا من هنوزم جنگ داریم باهم دیگ .خیلی دور شدیم همش دعوا میکنیم با اینک قبل بچه برا هم میمردیم دبگ عادی شده برام

🙂خودتو جم کن و با شرایط وفق بده وگرنه اذیت میشی شاد باش دوش بگیر خوب بپوش با همسرتم رابطتتو خوب کن چون اگ دور شین حالت بدتر میشه خودت برو بغلش بگو نیاز دارم تا یکم حالم خوب شه اونم عادت میکنه
زندگی سه نفرتون خیلی خوبتر میشه🥰

ببخشید ولی چه بیشعوره شوهرت
بگو من عمل حراحیه سختی کردم
کلی خون ازم رفته
بچه ای ک ۹ماه تو وجودم بوده اومده بیرون
خود بچه ی نوزاد کلی کار داره
باید صبر کنی تا خودمو پیدا کنم
بگو با بخیه و خونریزی بلند شم برقصم برات؟

شوهر منم اصلا محلم نمیزاره حتی به بچه
خدا بزرگه قوی باشیم ان شاالله درست میشه
همه شوهرا مثل هم نبستن
اطرافیان من بعد زایمان شوهر خیلی بهشون رسید من نه
دیگه چی کنیم پناه برخدا

منم بهم محل سگم نمیده ۵۰روزه زایمان کردم تاوقتی میام پیشش میشینم پامیشه میره

دقیقا شرایط ما هنوزم همینه،ولی چه همسر بیشعوری داری،ده روز حالا چیزی نیست، زمان میبره هورمون‌ ها درست شه ،عمل سختی داشتی

چرا سخت بود؟؟
سزارین چون خون بیشتری میره انگار بدنت خالی میکنه منم دقیقا تا یماه همش بی جون بودم دوسداشتم فقط بخوابم حتی ب بچه ام نرسیدم مامانم بود همش

منم سه روزه سزارین کردم خب طبیعیه این چیزا باید خودمونو جمع جور کنیم

درست میشه عزیزم ایشالله زود اکی میشی

چرا عزیزم

سوال های مرتبط

مامان سانیا و سامیار مامان سانیا و سامیار ۲ ماهگی
مامان لِنا🩷 مامان لِنا🩷 روزهای ابتدایی تولد
سلام تجربه سزارین من؛
من برای یه ازمایش ساده رفتم بیمارستان ولی بعد از nst گفتن افت ضربان قلب داره..سریع باید سزارین اورژانسی بشی(خودم سزارین اجباری هم بودم بریچ بود)از یه ازمایش ساده رفتم به اتاق عمل!هیچی نبرده بودم با خودم قشنگ تو شوک بودم..سوند رو قبل عمل گذاشتن وقت هدر نره..خیلی بد بود خیلی درد داشت برام..در اوردنش هم خیلی درد داشت!سوزن بی حسی اصلا درد نداشت نفهمیدم فقط یه ذره ترسیده بودم چون میگم که کلا توشوک بودم!بچه به دنیا اومد نفسش رفته بود خیلی وضعیتش خوب نبود اصلا ندیدمش سریع بردنش ۴۵ دقیقه طول کشید دوختن دیگ رفتم توی ریکاوری..ماساژ هم ۳ بار دادن..بار اول بعد از بی حسی بود که بازهم درد داشت بار دوم توی ریکاوری..بار سوم بعد از بی حسی بود که درد داشت واقعا!!!پایین اومدن روتخت بار اول خیلی سخت بود..۲۴ساعت بعد از عمل تازه دردم شروع شد خیلی واقعا بد بود برام اصلا آروم نمیشد وقتی مرخص شدم اومدم خونه بهتر شدم الانم شکرخدا بهترم..فقط دلم پیش لنا هست ان شاالله زود بیاد خونهههه.ان شاالله همه ی نی نی ها سالم و سلامت بیان خونه♥️♥️ سوالی بود در خدمتم
مامان تیارا مامان تیارا ۲ ماهگی
تو اتاق عمل فقط منتظر بودم صدای بچه را بشنوم وقتی صدای بچه را شنیدم آروم شدم همینطور اشک می‌ریختم دکتر بهم گفت زایمان خیلی سختی داشتی ولی خداراشکر بچه سالمه بچه را آوردن گزاشتن کنار صورتم اون موقع خوشبخترین آدم دنیا بودم دیگه چیزی از خدا نمیخواستم.اوردنم تو ریکاوری تا بی حس بودم ماساژ رحمی دادن خیلی هم سخت نبود اونطور که میگفتن.بعدم آوردن تو بخش شوهرم اومد بالاسرم بچه را هم آوردن دیگه آروم آروم بودم ولی همراه نداشتم و نگران بودم.چند ساعتی طول کشید تا مامانم اینا اومدن و رسیدن.
خداراشکر بچه کامل بود نیاز به دستگاه هم نداشت همش استرس داشتم که بره تو دستگاه ولی همه چی خوب بود.
من تو بیمارستان دولتی زایمان کردم ولی اصلا از پرستارا‌ راضی نبودم.وفتی اومدم تو بخش منی که بچه اولم بود و تجربه نداشتم بهم آموزش درستی ندادن فقط گفتن شیر بده و رفتن یه خانمی از همراه های تخت بغلی اومد کمکم ولی سینم زخم شد بچه گریه میکرد مجبور شد شیر خشک بده بهش.
کلا آدمی که تازه زایمان کرده شیر نداره منکه ندیدم کسایی که با من بودن یک نفرشون شیرشون‌ نمیومد همه مجبور شدن شیر خشک بدن ولی پرستارا خیلی بد اخلاق بودن و اصلا توجه نداشتن به حال مادرا.
من خودم امروز بعد از چند روز تازه شیرم یکم راه افتاده ولی اونا یکساعت بعد از عمل میگفتن باید شیر بیاد از سینت.
شما بگید روزای اول بعد زایمان سینتون شیر داشت؟؟؟؟؟