۹ پاسخ

عزیزمم،چ عالی، مرسی ک استرسمون رو کم کردی.میگم عزیزم شما نامه گرفتید از دکتر؟من هزینه دستمزد رو پرداخت کردم بهشون چند هفته پیش ،ولی دیگ نرفتم برای نامه ،منشی گفت لازم نیست

چه حس خوبی بود خاطراتت. ان‌شاءالله که خودت و نی نی گلت صحیح و سلامت باشید.
عزیزم کدوم بیمارستان بودی؟ دکترت کی بود؟

چه خوب بوده خداروشکر 😍

چه عالی🤩منم بد درد هستم هی همه میگن میترسی نمیتونی از این حرفا.
ولی پریودیام درد زیاد میکشم.
اینجوری که گفتی به نظر خوب میاد.
ولی باز میگن هر بدنی فرق داره.
امیدوارم که واسه منم خوب باشه

دقیقا منم همینجوری بودم فقط من بخاطر معاینه های زیادی ک برام انجام داده بودن سوزش داشتم موقع سوند وصل کردن و اینکه بعد چندساعت که سری پاهام رفت دردم بیشتر شد بخاطر اینکه بهم شیاف نداده بودن ☹️مامانمم خواب بود بره بهشون بگه دلم نیومد بیدارش کنم😂☹️بچه هم بخاطر کم شیر خوردن زردیش رفت بالا بستری شد،خلاصه خیلی دردسر کشیدم

چ حس خوبی بهم دادی منم سه روزدیگه عمل دارم

تو ریکاوری چیکار میکنن عزیزم ؟ من طبیعی اوردم
جای بخیه ات بزرگه یا ن ؟

(۳)
بعدشم گفتن باید مایعات شروع کنی که میخواستم بشینم کم کم اینکارو خودم انجام دادم یه کوچولو سخت بود و میترسیدم اما خدایی درد انچنان زیادی نداشتم اینم بگم که من فوق العاده ادم بدردی هسم جوری که همه پریودیام بیمارستانی میشدم و ابروریزی میکردم بیمارستان.اخر شب هم اومدن گفت باید راه بری که اونم کم کم نشستم پاهام از تخت اویز کردم بلند شدم واقعا درد انچنانی نداشت.
درکل من از سزارینم راضی بودم واقعا با اینکه انقدر بدشو میگفتن و شب و روز دکترمو به خاطر دست سبکش دعا میکنم .حتی گفتن هر ۴ ساعت دوتا شیاف بزار که من خیلی نیاز پیدا نکردم هر از گاهی یه دونه میزارم فقط.سوالی داشتید در خدمتم

(۲)
برام بعدش رفتیم برا عمل وارد اتاق عمل که شدم داشتم میمردم از ترس همش میگفتم یا خدا الان چ بلایی قرارع سرم بیارن که اونجا ی خانم بود باهام صحبت کرد بهم ارامش داد بعدش دکتر بیهوشی اومد و من همش التماس میکردم که خوب بیحس کنه یه وقت بین عمل چیزی متوجه نشم 😂 سوزن بیحسی که زد داخل کمرم واقعا از سوزنی که برا سرم زدن هم کمتر درد داشت بعدش منو خوابوندن و پارچه رو کشیدن و من همچنان التماس میکردم تو رو خدا تا بیحس نشدم شروع نکنید که یه دفعه همون خانم مهربونه بالا سرم گفت عزیزم عملت خیلی وقته شروع شده و تو متوجه نشدی 😂اینو که گفت واقعا حس خوبی گرفتم کلا از نظر من ۱۰ دقیقه هم نشد که بچه به دنیا اومد و شکممو دوختن که اونم باز من هیچی نفهمیدم اصلا حس میکردم از زیر سینه دیگه بدن ندارم بعدشم که بچرو لباس پوشونده مرتب بهم نشون دادنو بردن ریکاوری اونجا هم تا حس پاهام ی کوچولو برگشت بردنم داخل بخش .اونجا داخل بخش همش منتظر بودم یه درد شدید بعد از بیحسی بیاد سراغم اما خبری نبود یه درد در حد درد پریودی بود فقط.

سوال های مرتبط

مامان ❄دونه برف❄ مامان ❄دونه برف❄ ۷ ماهگی
بچه ها همتون گفتین بگین کسایی میترسین نخونین
تجربه سزارین
خب من فشارم رفت بالا رفتم بیمارستان و قرار شد فردای همون روز عمل بشم
استرس خیلی زیادی داشتم صبح زود رفتیم بیمارستان ولی چون تاریخ رند بود هیلی خیلی شلوغ بود خلاصه نوبتم شد صدام زدن رفتم اون قسمتی که بعدش وارد اتاق عمل بشیم، اونجا قالب تهی کردم و هی فکرای مسخره میومد تو ذهنم خلاصه دکترم منو دید دارم گریه میکنم نشست کنارم فیلم گرفت مسخره بازی دراوردیم یکم از اون حال در اومدم تا یهو گفت بیا بریم اتاق عمل، اتاق عمل تاریک بود یه چراغ داشت یه تخت داشت با وسایل عمل و دوتا اقا که کار بیهوشی میکردن و تخت بچه حقیقتش فضاش خیلی برام بد و حس خوبی بهم. نیمداد خیلی ترسیده بودم مثل قبری بود اقا خلاصه من رث تخت خوابیدم شلوارم دراوردن سوند وصل کردن خیلی بد نبود فقط حس بدی داشت درد نداشت خلاصه یه اقا بد اخلاقی اومد اسپاینال زد برام منم چون خیلی استرس داشتم داخل کمرم نمیرفت دو سه بار زد هی میگفت شل کن نمیتونستم شل کنم اصلا، پارت بعد منتظر باشین
مامان دلوین مامان دلوین ۹ ماهگی
تجربه سزارین
پارت ۲

هرچقد التماس کردم‌و‌ اسرار کردم با اینکه مامانم اسنا داشت تو بیمارستان ولی پرستار قبول نکرد که سوندو تو اتاق عمل وصل کنن و گفت اتاق عمل شلوغه

خلاصه رفتم که سوند و وصل کنه اینقد ترسیده بودم و استرس داشتم که‌حد نداشت گفت اروم میزنم نترس درد نداره اصلا
روان کننده زد و سوندو فرو کرد اینقد جیغ زدم اینقد جیغ‌زدم که میگفت صداتو بیار پایین مرد تو سالنه

مثل بچه ای که یتیمه و کتکش زدن و کسیو نداره شکایت کنه بغض کردم و تنم شد یخ خیلی سرذم شد خیلیییی لرز گرفته بودم بخاطر سوند
نشستم رو‌ویلچرو بردنم سمت اتاق عمل
دیگه نتونستم تحمل کنم همونجا زدم زیر گریه پرستارای اونجا و دکترای بیهوشی اومدن بالا سرم و‌دلداری میدادن یکم ولی اصلا حالم بهتر نشد
نشستم رو‌تخت اتاق عمل. دکتر بیهوشی اومد اولش خیلی مهربون باهام‌حرف زد
و بعد بیحسی رو‌ زد اینقد بدنم گرم شد کهاز ته دل کفتم‌اخیششش

اصلا اصلا درد نداشت انژوکت و سوند دردش خیلی بیشتر بود