از تجربه زایمانم بگم من اخر ۳۲ هفته کیسه آب یک قل ام پاره شد بستری شدم توی ۳۴ هفته ختم بارداری دادن قبلش ولی امپول ریه سولفات همه چی برام زدن زاسمانمم سزارین بود راضی بودن دکترم واقعا دستش خوب بود ، سوند و امپول بی خسی هم دردی نداشتن من استرس اونارو داشتم ولی چیزی حس نکردم ، فقط بعد زایمان بچه هام مستقیم رفتن ان ای سیو‌پنج‌روز بستری لودن سختی من همون پنج روز بود با بیخه و درد همش بیمارستان بودم و‌نشد استراحت کنم ،از وقتیم اومدم خونه همش مراقب بچه هام و حسابی خسته و بیخوابم ولی بازم خداروشکر بچه هام صحیح و سالمن ولی مراقبت از هردوشون با وضعیت الانم بدنم ب شدت ضعیف شده خیلی کار سختیه حس میکنم حال روحی خوبی ندارم از دیروز دوسه بار گریه کردم دوران حاملگی سختی داشتم الانم از بعد زایمان چون اصلا وقت نشد استراحت کنم خوب بشم خیلی سخت بود برام حس میکنم مغزم‌نمیکشه دلم نمیخواد کسیو ببینم با کسی حرف بزنم 🫤

۱۶ پاسخ

عزیزم حق داری ولی صبور باش این روزاهم میگذره
میشه بدونم دکترت و بیمارستانت کجا بود؟

عزیزم به سلامتی قدمشون مبارک باشه 😍وزنشون چقدر بود ؟

الهی شکر ک سلامتن
منم بد زایمان استراحت نداشتم درکت میکنم سختا

میگم یه سوال وقتی کیسه آب پاره شده چجوری چند روز نگه داشتن مگه نمیگن بعد پاره شدن کیسه ۱۵ ساعت وقت هست که بچه رو بیرون بیارن من همش استرس پاره شدن کیسه آب دارم چون دوتا دکتر دارم یکیش یک ساعت ازم فاصله داره یکیش سه ساعت خیلی میترسم قبل از تاریخ زایمانم پاره بشه

بسلامتی عزیزم خدارو هزار مرتبه شکر ک هر سه تاتون سلامتید منم میگم خدایا فقط میشه منم اون روزو ببینم ک زایمان کردم و با بچه ها م تو خونمم بدنم کلا کم آورده همه جام درد میکنه استرس زایمان زودرس دیوونم کرده ترو خدا واسه منم دعا کن عزیزم حدا بهمون میروشو بده تحملشو بده فقط بتونیم تحمل کنیم این شرایطو 😔🙏🏻🥹

خدا حفظشون کنه منم دوقلو باردارم خونریزی اینا دارم همش تو خونه افسرده شذم گزیه میکنم استراحت مطلقم

قوی بودی و قوی بمان و از خالق صبر و قدرت ادامه بخاه خداروشکر بچه هات سالمن و داری نگاشون میکنی و لذت میبری

عزیزم خدا بهت قوت بده

مبارکه عزیزم به سلامتی انشالله. خداروشکر سالمن کوچولوها.
حق داری خیلی سخته. حتما کمک بخواه از اطرافیانت نزار فشار بیاد بهت
خیلی زود شرایط بهتر میشه و مطمئن باش به خوبی از پسش برمیای❤️

عزیزم کمک نداری؟

الهی شکر که سلامت هستن.این گریه ها هم برا افسردگی بعد از زایمان هست خیلیا میگیرن.از اطرافیانت کمک بگیر تو نگهداری از بچه ها

خداروشکر اولادات‌ سالمن، درکت میکنم حق داری سختی کشیدی
انشالله خستگیت در میاد با انرژی ادامه میدی

خداروشكر كه هر سه نفرتون سالميد
عيبي نداره بايد بسازي ميگذره اين روزا قوي باش چون مامان دوتا فرشته اي

مبارک باشه گلم ان شاءالله خدا حفظشون کنه ،🌹
چند کیلو بودن ؟

خداروشکر ک سالمن عزیزم میگذره این روزا

خب خداروشکر سالمن چن کیلو بودن نی نی ها

سوال های مرتبط

مامان فاطمه و حسنا مامان فاطمه و حسنا ۲ ماهگی
مامان ملوری🦢 مامان ملوری🦢 ۱۰ ماهگی
#تجربه سزارین

زایمان من اختیاری بود با اینکه زایمان دوم بود ولی زیر میزی دادم
روز زایمان خیلی استرس داشتم با همسرم و خواهرم رفتیم بیمارستان چون مادرم بچه هامون و نگه داشته بود اول همسرم کارای بستری رو انجام داد بعد من رفتم بلوک زایمان لباسامو عوض کردم بهم سرم زدن خیلی از سوند میترسیدم ولی درد نداشت فقط حس بدی بهم میداد مثل کلافگی رفتم طبقه بالا اتاق عمل خیلی ترسیده بودم سردمم بود بعد از پرسیدن چندتا سوال مثل گروه خونی و نداشتن بیماری بردنم اتاق شماره ۲ البته من فیلمبردارن داشتم و مدام از همه جام داشت فیلم و عکس میگرفت🤣نشستم روی تخت اتاق عمل اومدن برام امپول بی حسی بزنن یه لحظه حس کردم برق از توی پام رد شد به ثانیه نکشید بی حس شدم اون حس بد سوندم از بین رفت واقعا اونقدر درد و ترسی که میگفتن نداشت سریع خوابوندنم روی تخت یه پرده کشیدن جلوم از ترس شروع کردم به گریه کردن ولی همه دلداریم میدادن که نترس چیزی حس نمیکنی واقعا هم چیزی حس نکردم فقط انگار یکی داشت شکممو ناز میکرد حس خوبی داشتم یه دفعه صدای گریه دخترم اومد وای بهترین لحظه عمرمو برای بار دوم تجربه کردم اوردنش پیشم کلی بوسش کردم بعد از بخیه شکممو دوبار فشار دادن که بازم دردی حس نکردم بعد بردنم ریکاوری بعد از ۱۰ دقیقه بردنم توی اتاقم تا ۸ ساعت باز ناشتا بودم فقط سرم بهم میزدن بعد از ۸ ساعت گفتن مایعات فقط بخور بعدم اومدن سوندمو کشیدن من بلند شدم راه رفتم اولین بلند شدن واقعا یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود