سوال های مرتبط

مامان آریَن🩵🥹 مامان آریَن🩵🥹 ۱ ماهگی
سلام‌مامان خانوما گل❤️
میخوام بعد از ۲۲ روز از تجربه زایمان طبیعی خیلی خلاصه براتون بگم
(پارت اول)
توی ۳۹ هفته بودم که قشنگ دیگه از بارداری خسته شده بودم و همش دعا دعا میکردم که دیگه زودتر زایمان کنم
یه دردهای کاذبی هم داشتم ولی دائمی نمیشد
شاید یه ساعت در روز میومد سراغم و کلا تموم میشد میرفت
اخرین آیتم من آرایشگاه رفتن بود
بعد از آرایشگاه رفتن اومدم خونه دوش گرفتم و بیشتر کلافه شدم که چرا درد ها نمیان سراغم
تصمیم گرفتم برم بیمارستان و الکی بگم که سردردمو و الکی بگم لکه بینی دارم
و البته بگم که حرکات بچه هم کم شده بود
خلاصه که به شوهرم زنگ زدم گفتم بیا گفت کار دارم با اسنپ برو و تنهایی رفتم بیمارستان
همه این این علائم رو گفتم و بهم گفتن سریع برو NST
وقتی رفتم واقعا حرکات بچه کم شده بود و بهم گفتن بیا سنو
وقتی رفتم اتاق سونوگرافی بهم گفتن اب دور جنین کم شده باید بستری شی
اون لحظه هم خوشحال بودم هم ترسیده بودم
هم میخندیدم و هم‌گریه میکردم
مامان امیرعباس مامان امیرعباس ۶ ماهگی
تجربه ی سزارینم با اشتباهاتم
من سزارین سومم و ۳۸ هفته و پنج روز دکتر برام نوبت عمل زد
در صورتی که تا ۳۸ کافی بود
ولی چون بچم وزن بگیره چیزی نگفتم
از پایان ۳۷ هفته درد پریودی منو گرفت
درد مقعد در صورتی که دسشویی نداشتم
از اونجا که قبلا سزارین شده بودم و درد طبیعی نکشیده بودم
گفتم حتما طبیعیه و ماه درده
این دردا یوقتایی توی روز میگرفت و خیلی ازار دهنده بود ولی میگفتم عیب نداره پنج روز دیگه وقت عمل دارم همون روز میرم دیگه
تا شب اخر دیدم دارم از پشت فوق العاده اذیت میشم
در صورتی که هیچی دسشویی نداشتم
و دردام نفس گیر شده بود
هنوز سه روز تا نوبت سزارین مونده بود
رفتم بیمارستان نزدیک خونه دولتی و شلوغ که فقط ان اس تی بدم ببینم چمه
رفتم تا نوار قلب گرفت گفت اماده اش کنید اتاق عمل داره درد زایمان میکشه
دیگه ساعت ۲ شب بود
گفتم نه اینجا شلوغع و ترسیده بودم
گفتم میرم همون بیمارستان که نوبت دارم و دکتراشو میشناسم میگفت خطر داره نرو خیلی فشار روته یوهو رحمتو پاره میکنه
سزارین سومی و ریسک
قبول نکردم و رفتم سمت بیمارستانی که نوبت داشتم
توی راه دردام هی شدید تر مید و شده بود هر یک ربع ده دقیقه یکبار
در صورتی که اصلا نیاز نبود من درد زایمان طبیعی بکشم
فقط کافی بود دو روز قبل برم عمل
وقتی رسیدم اونا ام باز نوار گرفتن و کلی اذیت و اینور اونور منم ضعف کرده و در حال غش و درد شدید
اتاق بغلی داشت زایمان طبیعی میکرد و درداش هر پنج دقیقه شده بود
منم توی همون مرحله بودم
تازه بیشعورا معاینممم میکردن که ببینن بچه نیاد پایین که بشه برد اتاق عمل 😭
خلاصه اتاق بغلی زور میزد و درد میکشید
من استرس که بچه نیاد شکمم پاره نشه و درد میکشیدم
افتضاح بود افتضاح
مامان رایلین 🩷 مامان رایلین 🩷 ۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
من از اولین لحظه ای که فهمیدم باردارم تصمیم شخصی خودم زایمان سزارین بود همون اول به هم به دکتر گفتم ولی بچه من تا هفته۳۴بارداری بریچ بود سر این موضوع هم من خیلی اذیت شدم ولی هفته۳۵سفالیک شد یعنی هزینه های زایمان من تقریبا ده برابر شد
خود خانم دکتر خانم دکتر زهرا سادات رباطی بود از اولین روزهای های که فهمیدم باردارم چند تا دکتر رفتم من چون ترس خیلی زیادی هم از بارداری هم از زایمان داشتم داشتن یک دکتر که آروم و مهربونم باشه برام الزامی بود
خلاصه مراحل بارداری و سختیاش بخوام بگذرم خانم دکتر دو هفته به زایمان من نامه سزارین بهم داد گفت هر زمان درد داشتی برو بیمارستان بستری شو خودشون بهم زنگ میزنن من سریع خودمو می‌رسونم منم روز های آخر درد زایمان طبیعی داشتم و انقباض هام خیلی زیاد شده بود برای همون استرس زایمان داشتم همش و من قرص برای انقباض مصرف میکردم که خوردم هوین قرص باعث تپش قلب شدید برام میشد و تپش قلب شدید هم تنگی نفس میآورد برام 🥲 خلاصه گذشت و من بلاخره رسیدم به روز اول اردیبهشت ۱ اردیبهشت با همسر رفتیم بیمارستان قمر توی شهرستان نیشابور
یک بیمارستان خصوصی هست اونجا پذیرش شدم برای فردا۲/۲که تاریخ زایمانم بود اگه میخوایید برای پذیرش برید حتما ۸صبح برید من ساعت۱۱رفتم خیلی شلوغ بود و با وضعیت شلوغی و روز های آخر بارداری خیلی برام سخت بود یعنی تا تمام شد کارمون ساعت۴بعد ظهر بود به ترتیب اول از مون آن اس تی گرفتن بعد رفتیم پذیرش از شناسنامه و کارت ملی خودم و همسرم
کپی لازم بود و تمام آزمایش و سونو گرافی های که توی بارداری گرفته بودم