۴ پاسخ

لایکم کن بعدا بخونم

بیمارستان ساوه رفتی؟

کل بدنت خارش میداد یا کف دست و پاهات عزیزم؟

عه من دستو پام بدنم کلا میخارع 🥲داغون شدم نگفتمم ب دکتر

سوال های مرتبط

مامان نارنگیا🍊 مامان نارنگیا🍊 ۱ ماهگی
تجربه سزارین :


از ماه ۸ خارش بدنم شروع شد جدی نگرفتم آزمایش ندادم
تا اینکه ماه ۹ رسیدم ۳۵ هفته دیگه به حدی رسیده بود تحملشو یه ثانیه ام نداشتم رفتم ازمایش دادم آنزیم کبدم بالا بود
عین بارداری قبلم فکرشو نمیکردم اینبارم آنزیم کبدم بره بالا
دیگه جواب آزمایشم اومد خیلی بالا بود و من چند روز صبر کردم که بشم ۳۶ هفته برم دکتر انتخاب کنم برای سزارین

شدم ۳۶ هفته و ۴ روز
میدونستم هر ثانیه برم بستری میشم با این عدد بالا
شب قبل رفتم خریدامو انجام دادم
به دلمم افتاده بود برم زود زایمان میکنم 🫠
دیگه اومدم خونه استراحتامو کردم صبح ساعت ۴ بلند شدم خونمو مرتب کردم بچه هامو آماده کردم به خودم رسیدم رفتم سمت بیمارستان که دکتر انتخاب کنم برای سزارین و مشکلمو بهش بگم که آنزیم کبدم بالاست
رفتم بیمارستان از شانسم گفت دکتر جراح زایمان یکشنبه ها میشینه و من دوشنبه رفته بودم
دیگه برگشتیم رفتم خونه ی مامانم ک کنار بیمارستانم بود
مامانم گفت با این وضعیتت چرا نرفتی اورژانس زایمان
چون هر لحظه ای که بچه تو شکمم بود برام خطرناک بود
اون چندروزیم صبرکرده بودم ریسک کرده بودم ...





بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان دخترم ماهلین مامان دخترم ماهلین ۱ ماهگی
پارت دو زایمان من

رفتیم مرکز بهداشت روستا... یادمه هوا هم گرم بود. ماما که منو دید ورم و فشارم رو چک کرد. سریع دو تا نامه داد بهم.
یه نامه برای دکترم که حتما منو ویزیت کنه با حساسیت
یه نامه برای آزمایش دفع پروتئین... خیلی تاکید کرد که حتما انجام بدم.
خلاصه ما سریع نوبت گرفتیم و رفتیم مطب دکترم. یادمه مامانمم نگران شده بود و باهام اومده بود. دکترم که نامه ماما رو دید برام آزمایش خون اورژانسی نوشت. باز رفتیم آزمایشگاه و من آزمایش دادم. بماند چون ماه آخر بودم و سرکلاژ هم بودم باه رفتن و نشستن خیلی برام اذیت کننده بود. خلاصه بعد از یه ساعت جواب آزمایشم اومد و بردم پیش دکترم... نتیجه چی بود؟
بله تو آزمایش ادرارم دفع پروتئین دو تا تیک ++ خورده بود. دکترم سریع نامه داد که بدم بیمارستان بستری بشم. ما هم بدون رفتن به خونه از همون جا یه راست رفتیم بیمارستان... به خیالم که چند روز می‌مونم و مرخص میشم. خبر نداشتم که...🥺🥺🥺

خلاصه تا برسیم بیمارستان و بستری بشم فشارم رسید ۱۴ رو ۹... هیچ علائمی واسه فشارم نداشتم حتی یه سر درد... سریع تو زایشگاه بستری شدم. دیگه بماند که سرم و دارویی که بهم تزریق کرده بودن داشت منو می‌سوزاند. بی‌نهایت گر گرفته بودم... دو روز گمونم زایشگاه بودم. هر روز کلی آزمایش و سونو انجام می‌دادم. آزمایش دفع پروتئین ۲۴ ساعته دادم که جوابش وحشتناک بود... دفع پروتئین ام ۱۰۰۰ خورده بود.

بارداری زایمان زایمان زودرس
مامان مهوا 👼🏻🌸 مامان مهوا 👼🏻🌸 ۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت اول

من تقریبا از ۱۶ هفته جفتم پایین بود و کاملا سرراهی،دکترم گفت اگه اینجوری پیش بره تا آخر بارداری سزارین میشی ولی فعلا صبر کن تا ۳۱ هفته که میری سونوی وزن همه چی مشخص میشه.
۳۱ هفته رفتم سونو وزن دکتر سونو قبل از اینکه سونو کنه گفت احتمال زیاد جفتت رفته بالا ولی وقتی دستگاه رو گذاشت همون اول گفت باید سزارین بشی جفتت هیچ تغییری نکرده،خیلی استرس گرفتم چون زایمان اولم طبیعی بود و این یکی قرار بود سزارین باشه .
خلاصه جواب سونو رو بردم پیش دکترم،دکتر منو فرستاد یه بیمارستان دولتی پیش یه دکتر دیگه چون وضعیتم خطرناک بود و دکترم گفت به ما اعلام شده مامانایی که وضعیتشون اینجوری فقط بفرستیم فلان بیمارستان

من رفتم بیمارستان دکتر برام ۳۴ هفته سونو نوشت که وضعیتم چک بشه و ختم بارداری بهم بدن .۳۴ هفته رفتم سونو که متاسفانه بازم جفتم تغییر نکرده بود و دکتر ۳۷ هفته بهم ختم بارداری داد

ادامه پارت بعدی می‌زارم ♥️
مامان کیانا مامان کیانا ۱ ماهگی
پارت دوم
من واقعا ناامید شده بودم و بشدت از زایمان طبیعی میترسیدم بخاطر تجربه بدی که داشتم، خواهرم یه دکتر دیگه معرفی کرد رفتم پیشش برام ام ار ای نوشت تو 9 ماهگی انجام دادم، دکتر گفت یه دیسک کوچیک داری و بخاطرش بهم نامه داد منم رفتم نامه بستری و از دکترم گرفتم و همه رو تحویل کمیسیون بیمارستان دادم، خوشحال بودم که سزارین میشم اما جواب اومد که باید برم پیش دکتری که اونا میگن، ناامید شدم باز تپش قلبم برگ‌شت داغون بودم، همسرم گفت بیا بریم پیشش که همه راه هارو رفته باشیم، رفتم و دکتر بعد بررسی نامه زد برام ولی نگفت نامه چی هست، فقط منشیش وقتی دید گفت زده سزارین بلامانع، اما نگفت بهم با چه شرایطی بلا مانع است، البته من بخاطر رد شدن نامه کمیسیون گل مغربی ها رو شروع کرده بودم و دهانه رحمم 1سانت باز بود کلا، رفتم نامه هارو تحویل بیمارستان دادم چیزی به زایمانمم نمونده بود،کلا ده روز وقت داشتم، 3 روز مونده رفتم پیش دکتر زنان، دوباره معاینم کرد گفت 1سانت بازی و دهانه رحمت نرم نشده سر بچه خیلی بالاس و رحم زایمانی نیست، حالا که نامه سزارین داری فردا برات عمل میزارم نامه رو داد و من رفتم بیمارستان
اما بیمارستان گفت سزارینت رد شده چون دکتر گفته لگن تنگ نیست و اگه مشکلی نداره از نظر پزشک زنان باید طبیعی زایمان کنه
دنیا رو سرم خراب شد، مسئول بستری زنگ زد به پزشکم چون ازم ان اس تی گرفت و انقباض داشتم دکتر گفت طبق قرار فردا بیاد بستری شه اما برای زایمان طبیعی چون سزارینش رد شده😔
مامان دخترم ماهلین مامان دخترم ماهلین ۱ ماهگی
پارت سوم زایمان من

خلاصه هر روز کلی دکتر و پرستار و ماما بالا سرم می اومدن و می‌رفتن. فشارم کنترل شد... علائم خطر چی بود؟ همون چیزی که دکترا هر ساعت هزار بار ازم می‌پرسیدن.
سردرد
تاری دید
درد بالای شکم و...
جواب همه چی بود؟ نه نداشتم... حتی یه انقباض حتی یه خستگی هیچی... فقط ورم داشت اذیتم می‌کرد.
فشارم که نرمال شد دکتر منتقل کرد منو به بخش... یه آزمایش دفع پروتئین ۲۴ ساعت دیگه برام نوشت. گفت احتمالا وضعیتت نرمال شده چون هیچ علائم خطری نداری. دوباره آزمایش بده و جوابش اگه پایین اومده باشه مرخص‌‌ میشم. اینم بگم که من هفته ۲۸ آمپول ریه زده بودم. دوباره بعد از بستری شدنم زدم. قرار شد تا هفته ۳۷ بچمو نگه دارن بعد زایمان کنم.
اینم بگم که من ۳۲ هفته سونو وزن رفته بودم و وزن بچم پایین بود. ۱۶۶۸ بود. پودر لیدی میل تا اون روز می‌خوردم. وقتی تو بخش بودم یه دکتر دیگه اومد منو دید. وسط ان اس تی گرفتن یهو شکمم رو به دستاش تو مشت گرفت انگار جمع و بلند کرد. حسابی شوکه شدم. یهو گفت خانوم این فقط شکم هست بچه‌ات خیلی ریزه. سریع بیا سونو.. تو سونو معلوم شد که بچم آ یو جی اره و وزن بچم زیاد تغییر نکرده. ناراحت شده بودم

بارداری زایمان زودرس زایمان سزارین
مامان لیام🩵 مامان لیام🩵 ۱ ماهگی
تجربه سزارین پارت ۱ :
من توی بارداریم از اول ورم خیلییی زیادی داشتم،ولی فشارم و ازمایشاتم همیشه نرمال بود.اواخر بارداری هم هرهفته ازمایش خون و ادرار رو تکرار میکردم و باید هفته ای دوبار فشارمو چک میکردم(که متاسفانه زیاد جدی نبودم تو این مورد🙁).سه شنبه ازمایش دادم قرار بود شنبه برم پیش دکترم،از غروب چهارشنبه سردرد خفیف داشتم یبار استامینوفن خوردم بهتر شد ولی نه کامل،پنجشنبه هم سردرد داشتم هی کم و زیاد میشد منم چون چشمام ضعیفه همیشه سردرد میشدم و فکر میکردم طبیعیه.این یکی دو روز حس میکردم یکم ورم پام زیاد تر شده.جمعه صبح سردردم خیلییی زیاد بود جوری که چشمم باز نمیشد، رفتم درمونگاه فشارمو بگیرم.فشارم پایین بود. البته ناشتا هم بودم خلاصه گفتم فشار بالاست که خطرناکه بیخیال شدم ولی همسرم گفت به دکتر بگیم.بهش پیام داد و دکترم دید جواب ازمایشم اماده نیست گفت استامینوفن بخورم اگر بهتر نشد برم فلسفی ازمایشا رو تکرار کنم جوابش زود اماده میشه،جمله ای که ته دلمونو خالی کرد این بود که شاید باید امروز زایمان کنه.دو روز سردرد تو این سن بارداری خیلی خطرناکه.ولی من هییییچ آمادگی ای برای زایمان نداشتم چون طبیعی میخواستم.نه ساک بسته بودم نه هیییچی