پارت دوم
من واقعا ناامید شده بودم و بشدت از زایمان طبیعی میترسیدم بخاطر تجربه بدی که داشتم، خواهرم یه دکتر دیگه معرفی کرد رفتم پیشش برام ام ار ای نوشت تو 9 ماهگی انجام دادم، دکتر گفت یه دیسک کوچیک داری و بخاطرش بهم نامه داد منم رفتم نامه بستری و از دکترم گرفتم و همه رو تحویل کمیسیون بیمارستان دادم، خوشحال بودم که سزارین میشم اما جواب اومد که باید برم پیش دکتری که اونا میگن، ناامید شدم باز تپش قلبم برگ‌شت داغون بودم، همسرم گفت بیا بریم پیشش که همه راه هارو رفته باشیم، رفتم و دکتر بعد بررسی نامه زد برام ولی نگفت نامه چی هست، فقط منشیش وقتی دید گفت زده سزارین بلامانع، اما نگفت بهم با چه شرایطی بلا مانع است، البته من بخاطر رد شدن نامه کمیسیون گل مغربی ها رو شروع کرده بودم و دهانه رحمم 1سانت باز بود کلا، رفتم نامه هارو تحویل بیمارستان دادم چیزی به زایمانمم نمونده بود،کلا ده روز وقت داشتم، 3 روز مونده رفتم پیش دکتر زنان، دوباره معاینم کرد گفت 1سانت بازی و دهانه رحمت نرم نشده سر بچه خیلی بالاس و رحم زایمانی نیست، حالا که نامه سزارین داری فردا برات عمل میزارم نامه رو داد و من رفتم بیمارستان
اما بیمارستان گفت سزارینت رد شده چون دکتر گفته لگن تنگ نیست و اگه مشکلی نداره از نظر پزشک زنان باید طبیعی زایمان کنه
دنیا رو سرم خراب شد، مسئول بستری زنگ زد به پزشکم چون ازم ان اس تی گرفت و انقباض داشتم دکتر گفت طبق قرار فردا بیاد بستری شه اما برای زایمان طبیعی چون سزارینش رد شده😔

۵ پاسخ

خب.

رفت خوابید😂😂😂

ادامه

ای بابا خب

خوب بعدش

سوال های مرتبط

مامان اِلینا🐥💗 مامان اِلینا🐥💗 ۱۲ ماهگی
سلام اومدم تجربه زایمان طبیعیمو بزارم 🙂

پارت یک
من روز هشتم تیر رفتم بیمارستان نوار قلب گرفت و معاینه انجام داد و گفت اصلا دهانه رحمم باز نشده و خیلی هم سفته
با اینکه پیاده روی انجام داده بودم و ورزشایی مثل اسکوات و چمباتمه انجام داده بودم ولی هیچ تاثیری نداشت شربت خاکشیر هم خورده بودم
ولی هیچی. خلاصه که بهشون گفتم بخاطر یه شرایط و مشکلاتی باید زایمان کنم و قبول کردن و گفت فردا صبح بیا بستری بشی دکتر ماما بهم گفت روغن کرچک بخورم و پیاده روی کنم و قرص گل مغربی شیاف کنم واسم یه سونو هم نوشت و انجام دادم
فرداش ساعت شش و نیم صبح بیدار شدم و دوش گرفتم و صبحونه خوردم و راه افتادم سمت بیمارستان 🫠 رفتم اورژانس بهم گفتن باید نامه بستری بیاری :/ حالا باید تا ساعت ۱۰ صبح صبر میکردم دکتر زنان بیاد و نامه بستری بگیرم یه ساعتی منتظر موندم و دکتر اومد و منو دید و شناخت گفت چرا مستقیم نیومدی زایشگا😑 اینجوری اذیت نمیشدی یه دکتر دیگه هم معاینه تحریکی انجام داد و گفت یه فینگری بعدم نامه بستری گرفتم و رفتم کارای بستری رو انجام دادم و ساعت ۱۱ صبح بود بستری شدم