سوال های مرتبط

مامان مهوا 👼🏻🌸 مامان مهوا 👼🏻🌸 ۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت اول

من تقریبا از ۱۶ هفته جفتم پایین بود و کاملا سرراهی،دکترم گفت اگه اینجوری پیش بره تا آخر بارداری سزارین میشی ولی فعلا صبر کن تا ۳۱ هفته که میری سونوی وزن همه چی مشخص میشه.
۳۱ هفته رفتم سونو وزن دکتر سونو قبل از اینکه سونو کنه گفت احتمال زیاد جفتت رفته بالا ولی وقتی دستگاه رو گذاشت همون اول گفت باید سزارین بشی جفتت هیچ تغییری نکرده،خیلی استرس گرفتم چون زایمان اولم طبیعی بود و این یکی قرار بود سزارین باشه .
خلاصه جواب سونو رو بردم پیش دکترم،دکتر منو فرستاد یه بیمارستان دولتی پیش یه دکتر دیگه چون وضعیتم خطرناک بود و دکترم گفت به ما اعلام شده مامانایی که وضعیتشون اینجوری فقط بفرستیم فلان بیمارستان

من رفتم بیمارستان دکتر برام ۳۴ هفته سونو نوشت که وضعیتم چک بشه و ختم بارداری بهم بدن .۳۴ هفته رفتم سونو که متاسفانه بازم جفتم تغییر نکرده بود و دکتر ۳۷ هفته بهم ختم بارداری داد

ادامه پارت بعدی می‌زارم ♥️
مامان نی نی نقلی🩷 مامان نی نی نقلی🩷 ۱ ماهگی
پارت 2
روز بعد باز برگشتم پیش دکترم و ماجرا رو بهش گفتم ایشون هم منو معاینه کرد و گفت درسته
بهم گفتش با توجه به شرایط پیش اومده نظر من اینه که کلا سراغ زایمان طبیعی نرو و بیشتر از این هم منتظر نمون،معرفی نامه بهم داد که برم پیش یه دکتر دیگه که با زیر میزی یه دلیل ساختگی تو پروندم بنویسه و برم واسه سزارین میکرد(تو شهر خودمون خیلی روی سزارین حساسن و گیر میدن،دکترم منو فرستاد یه شهر دیگه که فاصله زیادی باهامون نداره)
فرداش رفتم پیش اون دکتر و درحالی که روز آخر هفته 38 بودم،بهم نوبت داد واسه سزارین
گفت چهار روز دیگه بیا
بهش گفتم من ترشحات موکوسیم شروع شده هرلحظه ممکنه دردم بگیره،معاینه تحریکی هم چندروز پیش شدم،گفت پس با این حساب همین امشب برو بستری شو فردا عملت میکنم😐😂
ساعت 8 شب بود و من فقط تا 9 وقت داشتم برم بستری شم،بعد اون تایم دیگه بیمارستان قبول نمیکرد منو بستری کنه
این شد که از همون مطب دکتر،بدون اینکه برم خونه وسایلمو بردارم،مستقیم رفتم بیمارستان با شوهرم
فقط تو راه به مامانم که شهر خودمون بود زنگ زدمو داستانو گفتم اونم دلداریم میداد که نگران نباشم،فردا تا قبل عمل خودشو بهم میرسونه
مامان نی نی قندی 🥹🍭 مامان نی نی قندی 🥹🍭 ۶ ماهگی
تجربه زایمان و بارداری من پارت اول

من از اول بارداریم چون وزنم بالا (۱۱۳ کیلو ) بود که باردار شدم خیلی بارداریم ریسک داشت ، تیروئید داشتم و قندمم لب مرز بود دیگه همش دکترم میگفت با رژیم کنترلش کن ، تا هفته ۳۴ که قندم شد ۱۰۱ و وزنمم رسید به ۱۲۰ ، دکترم برام انسولین داد و امپول انوکسا هم میزدم ، بچمم داشت خوب وزن میگرفت که گفت دیگه بیشتر رژیمو کنترل کن ، اینم بگم از ۱۸ هفته بخاطر دیابتم یوگای بارداری میرفتم ولی از همون اول اول زایمان سزارین میخواستم که قرار شد با نامه فوبیا اوکی کنن برام هزینش ۸۰ تومن اینا میشد ، خلاصه وقتی انسولینی شدم دکترم گفت اگه بتونی طبیعی بیاری بهتره و منم بخاطر این شرایط کشور که کار و کاسبی شوهرم کلا بهم ریخت و دستمون خالی شد و این اواخرم هزینه هامون چند برابر شد (بخاطر دیابتم هر هفته سونو بیوفیزیکال و دوتا ان اس تی داشتم که نزدیک سه چهارتومن میشد بیممونم سلامته که چیزی کم نمیشه ) دیگه گفتم ولش کن من که ورزشای آمادگی زایمانو رفتم بذار برم طبیعی شاید تونستم
مامان تیام مامان تیام ۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱
خب از اونجایی بگم که من خیلی دنبال سزارین بودم ولی چون بیمارستان های دولتی هزینشون بالا بود و دکتر ها زیر میزی زیاد میخواستن نمی‌تونستم سزارین کنم بیخیال شدم و گفتم میرم طبیعی با اپیدورال
بعد دختر دایی همسرم عمم و خیلیا که تجربه هم طبیعی داشتن هم سزارین بهم گفتن شده پول قرض کن ولی سزارین کن طبیعی خیلی وحشتناکه منم که از قبل ترس طبیعی رو داشتم استرسم هزار برابر شد
آقا دیگه زد شرایط اسفند ماه پیش اومد و ما از کرج اومدیم سمت شهرستانمون ک تو یزد هست چندتا دکتر رفتیم و قبول نکردن سزارین بنویسن گفتم نهایت طلامو میفروشم میرم خصوصی ک بعد عید قیمت بیمارستان های خصوصی سر به فلک کشید آخرین شانسمو امتحان کردم رفتم پیش یک دکتر بیمارستان دولتی که اونم اول مقاومت کرد بعدش گفت حالا ببینم چی میشه من ی امیدی ته دلم گرفتم که سزارینم می‌کنه گفت ۳۵ هفته بیا سونو رشد رفتم و دوباره ۳۷ هفته رفتم و بجای نامه سزارین طبیعی نوشت گفت چون بیمارستان دولتیه من باید یواشکی و به یک بهونه ای بیام سزارینت کنم
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۲ ماهگی
سلام مامانا
میخوام تجربه ۹ ماه مراقبت بارداری و زایمانم پیش دکتر شهلا شفایی(  اصفهان )رو بزارم.اول اینکه من به خاطر اخلاق و برخورد خوبش انتخابش کردم و مراقبت و ادامه دادم یه ویژگی خیلی خوبی که داشت اصلا استرس نمیداد به مریض و با آرامش همه چی چک میکرد چون من خودم خیلی استرسی بودم گزینه خوبی برام بود.داروها و مکمل های خوبی تجویز میکرد .من توی دوره بارداری مشکل خاصی نداشتم و همه چی خوب بود خداروشکر نمیدونم توی شرایط خاص تصمیماتش چه جوریه.فقط مطبش شلوغ بود و سه نفر سه نفر میرفتن داخل که خوب من خودم مشکلی با این قضیه نداشتم.برای زایمان واقعا عالی بود من بعد از عمل حالم خداروشکر خیلی خوب بود.درد خیلی کمی داشتم و از فرداش میتونستم با درد خیلی کمی بلند بشم و راه برم.بخیه ها هم خیلی تمیز و عالی در آورده.و واقعا هر کس پیشش زایمان کرده میگه دست سبکی داره.زیرمیزی هم ۳۰ تومن گرفت که خوب زیاده ولی الان که زایمانم تموم شد به نظرم ارزشش و داشت.خیلی پیامای بدی توی گهواره راجع بهش دیدم که توی بارداری دو دل شدم برم پیشش یا نه ولی خوشحالم که ادامه دادم و پیش خودش زایمان کردم.
مامان مهوای قشنگم 🥰 مامان مهوای قشنگم 🥰 ۱۲ ماهگی
*تجربه زایمان پارت یک *
من خودم طبق روحیات و آشنایی ک از خودم داشتم دنبال سزارین بودم تو ۳۶ هفته یه دکتر پیدا کردم که با زیرمیزی سزارین انجام بده برام .( ده تومن زیر میزی گرفت )
تو ویزیت ۳۷ هفته بعد اینکه زیرمیزی رو دادم نامه زایمان رو داد برای تاریخ ۳۸ هفته و ۲ روز طبق برنامه ریزی خودش
تو نامه برام زده بود بیمار به دلیل مکونیوم (همون مدفوع نوزاد) کاندید سزارین شده که بیمه قبول کنه
شب عمل از ساعت ۱۲ هیچی نخوردم و شام هم سوپ خوردم که سبک باشه فردا صبح ساعت ۵ بیمارستان بودم
ورودی کارای پذیرش رو انجام دادیم و من رفتم بلوک زایمان دکترم گفته بود اونجا وانمود کنم سزارین تکراری ام که اذیتم نکنن
ماما نامه و مدارک پزشکی مو گرفت و چک کرد یکم سوال جواب کرد خیلی دنبال این بود که سوتی بگیره چند بار با روش های مختلف راجع به این قضیه سوال پیچم کرد منم مطمئن گفتم سزارین تکراری ام با اینکه اعتراف میکنم این قضیه واقعا استرس بدی بهم وارد کرد و توی روند عملم تاثیر داشت
ولی وقتی تشکیل پرونده تموم شد و برای nst و صدای قلب اومدن اصلا به شکمم نگاه نکردن که جای بخیه نیست یا مدرکی ازم نخواستن با این حال من همش استرس داشتم که هرلحظه بهم گیر بدن 🥲