سوال های مرتبط

مامان جوجو 😶‍🌫️ مامان جوجو 😶‍🌫️ ۱۷ ماهگی
تجربه زایمان من پارت اول
من بارداری راحتی داشتم و خدا رو شکر همه چیز در سلامتی گذشت.هفته ۳۹ رفتم معاینه داخلی تحریکی، دکتر گفت آماده نیستی برو هفته دیگه بیا. من کل بارداری برای زایمان طبیعی خودم و آماده کرده بودم و پسرم بچه اول من هست. من ایران نیستم، و اینجا تا ۴۰ هفته ات پر نشه هم اجازه سزارین نمیدن ظاهرا.
خلاصه من رفتم هفته بعد برگشتم، گفت هنوز آماده نیستی، برات نوبت بزاریم بیمارستان که القای زایمان کنیم یا سزارین بشو . من آدم بیمارستان و جراحی نیستم و خیلی از سزارین میترسیدم، گفتم یه سونو آخر منو بفرست ببینم وزن بچه ام چقدره چون ۳۷ هفته ۳۸۰۰ بود، تا بتونم بهتر تصمیم بگیرم.
همون روز رفتم سونو و بله شازده وزنش بالای ۴ کیلو بود، همونجا خانم سونوگرافی گفت شک نکن برو سزارین. دیگه خودم و شوهرم و مهمتر دکترم به این نتیجه رسیدیم که زایمان پرریسکیه و دکتر گفت بهترین گزینه سزارین هست چون درد و میکشی و شانس طبیعی پایینه در نهایت ۹۰ درصد سزارین اجباری میشی و برای خودت و نی نی هم چالش و ریسکش بالاس.
برای ۴۰ هفته و ۱ روز که بشه ۲۱ فروردین نوبت سزارین من شد ساعت یک ربع به ۱۰ صبح به وقت اینجا.
#زایمان #سزارین
مامان نيلای 🩷 مامان نيلای 🩷 ۱۱ ماهگی
پارت اول تجربه زایمان اول سزارین اختیاری 🩵
چون زایمان من خیلی عجیب غریب و وحشتناک بود برام نمیخواستم بیام بنویسم چون باردارا ممکنه بترسن یا فکر کنن زایمان سزارین خیلی بده و‌ فرار کنن اما سوالات زیاد بود و خیلی میپرسیدین گفتم بیام بنویسم
من قبلش یه دکتر داشتم که‌ همیشه پیش اون ویزیت میشدم‌ و کل بارداریم تحت نظر اون بودم و قرار بود تو ۳۷ هفته برم مطبش و اونجا معاینه لگن بشم (من همیشه درمانگاه میرفتم پیش اون دکترم بخاطر اون برای معاینه میگفت مطب خودم بیا ) به امید اینکه بگه لگنت تنگه و زایمان من سزارین اجباری بشه میخاستم برم…
اما
۳۶ هفته بودم که رفته بودم بیمارستان چون حرکات نینیم کم بود رفتم ان اس تی بگیرم که ببینم وضعیتش چطوره اونجا پرسجو کردم گفتن برای تنگی لگن قبول نمیکنن که سزارین اجباری بشی و من کلا منصرف شدم و دیگه مطب دکتر خودم نرفتم‌ اونجا تو بخش اورژانس یه دکتر دیگه بود که خیلی خوب و‌ مهربون بود و قیمت عملشم‌ مناسب بود باهاش حرف زدم و هماهنگ شدم که اون منو عمل کنه گفت روز دوشنبه من کلینیک هستم بیا اونجا که من تو ۳۷ هفته بودم و همون روز که گفته بود رفتم و بهم شمارشو داد و گفت اگه لک بینی یا پاره شدن کیسه اب حتی کم شدن حرکات جنین بود بهم زنگ بزن و بگو که من بیام بیمارستان سریع ( مطب خودش یه شهر دیگه بود و فقط بیمارستان میومد ) خلاصه گفت برو و سه شنبه یعنی ۷/۸ گفت برای عمل بیا و صبحش بهت نامه میدم میری بستری میشی و چون بیمارستان دولتی سزارین اختیاری قبول نمیکنن بهانه جور میکنیم و یکار میکنیم انگار سزارین اجباری هستی ...
مامان دونه🥰 مامان دونه🥰 روزهای ابتدایی تولد
خب خانما تجربه سزارین من"
از اونجایی که تا هفته ۳۶ تصمیم بر زایمان طبیعی بود از ۳۴ هفته شروع به پیاده روی و ورزش کرده بودم ، و دنبال ماما همراه بودم و...
دکترمم اخرین سونو رو ۳۰ هفته خواسته بود که همه چی اوکی بود و گفت دیگه سونو نمیخاد برو تا دردات بیاد.
ولی خودم ۳۶ هفته که شدم خودم رفتم برای سونو داستان از همینجا شروع شد، وقتی دکتر داشت سونو میکرد دیگه اخراش بود که پرسید دیابت داشتین ؟ گفتم نه پرسیدم چطور ؟ گفت وزن جنین کمی بالا هست اگه دیابت نداشتین پس بچه خودش تپلیه خلاصه سونو رو انجام دادم و نشون دادم به مامام ایشونم گفت کمی بالائه ولی انقدر نیست که سزارین بشی ، ورزش هاتو انجام بده و توی ۳۹ هفته دوباره سونو که اگه بالای ۴ بود اون موقع سزارین میشی،
۳۷ هفته هم معاینه شدم هم دکترم هم ماما اما هیچکدوم نگفتن لگن خوبی دارم
از اونجا بود که استرس افتاد به جونم که نکنه نتونم و خدانکرده بچه گیر کنه لگنم کوچیک باشه و بفکر سزارین افتادم، که تا وقتی برنامه اشو ریختم و امادگیشو گرفتم دکتر پیدا کردم پولشو جمع کردم شدم ۳۹ هفته و دقیقا ۳۹ هفته تکمیل ۲۲ مرداد زایمان کردم، دکترمم مهین عدالتیان