۴ پاسخ

منم دقیقا کلا خودمو واسه طبیعی اماده کردم اخر سز شدم

به سلامتی عزیزم مبارک باشه قدمش

خب.

👌🏻👌🏻👌🏻

سوال های مرتبط

مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۱۳ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱

منم دیگه بلاخره وقت کردم بیام تجربه ام رو درباره زایمان طبیعی بنویسم
من از ۲۲هفته میرفتم کلاسای زایمان که بهداشت میفرسته و خیلی خوب بودن برام و تقریبا از ۳۰هفته ورزش های سبک گفته بود انجام بدیم و من هفته ۳۴که رفتم پیش دکترم و اون بهم گفت چون قدت بلنده برو طبیعی و کلی تشویقم کرد و منم جرعت پیدا کردم و گفتم میرم طبیعی خلاصه دیگه افتادم دنبال ماما همراه و بعد کلی پرس و جو فرناز محمدی رو انتخاب کردم چون هم تو فامیل های ما زایمان انجام داده بود هم تو کلاس کلی تعریفشو میکردن ۳۶هفته رفتم پیشش معاینه و بعد معاینه لگن بهم گفت که خیلی خوبم برای زایمان طبیعی و دهانه رحمم هم یک سانت باز هست و منم خوشحال از اینکه دیگه دهانه رحمم بازه و زود زایمان میکنم بهم هم گل مغربی داد و به همراه کلی ورزش و از ۳۶هفته دیگه من جدی ورزش ها رو شروع کردم و پیاده روی و پله نوردی هم کلی داشتم هر روز میگذشت و من هیچ دردی نداشتم….
مامان پسری💙🤰🏼 مامان پسری💙🤰🏼 ۴ ماهگی
و بالاخره لحظه ی موعود فرا رسید و منم زایمان کردم به کمک خدا ، طبیعی تونستم 🥹

پارت اول زایمان طبیعی 😆🤞🏻🩵 :

طبق سونو ان تی تا ۲/۱۴ وقت داشتم طبق گهواره ۲/۱۲
به دکترم گفته بودم از اول قصدم زایمان طبیعی بود ، بعد از عید تقریبا هر هفته میرفتم واسه ویزیت پیشش
تو ۲۸ هفته اولین سونو رشد که رفته بودم بچم سفالیک بود خیلی خوشحال شدم گفتم خدا کنه همینجوری بمونه وزنشم ۱/۱۷۰ بود اونموقع .
دوباره تو ۳۶ هفته و ۵ روزم بود رفتم همچنان سفالیک بود .
خلاصه دکترم گفت برو هفته ی بعد بیا معاینت کنم ببینم اصلا طبیعی میتونی یا نه !
منم یادم بود قبلا واسه پاپ اسمیر رفته بودم پیش یه مامایی اونجا بهم گفت لگنت خوبه .
۳۷ هفته رفتم گفت خوبه لگنت بعد ۱ سانتی . برو روزی ۲ ساعت پیاده روی کن ، اسکات بزن ، پله بالا پایین کن ، روزی یه لیوان گل گاو زبون دم کن بخور روزی یه لیوان زعفرون بخور . گفتم کپسول گل مغربی چطور ؟ گفت نه برو اینا رو انجام بده ببینم هفته ی بعد چطوری‌!
مامان حسین و راستین🩵 مامان حسین و راستین🩵 ۱۶ ماهگی
تجربه ی زایمان طبیعی من بخش اول🫄🩵
من در اولین بارداریم به انتخاب خودم خواستم طبیعی زایمان کنم
من ذهنیتم همیشه این بود که پزشک ها معمولاً سر زایمان طبیعی حضور ندارند چونکه ماماها از پس این کار برمیان
زمان تولد پسر اولم از بس پروسه ی زایمان طولانی شد و زایمان سختی داشتم دکتر شیفت زایمانم رو انجام داد و خدا رو شکر بچه ام جز اینکه حدود یک ساعت بعلت مشکلات تنفسی که حین زایمان واسش پیش اومد داخل دستگاه موند مشکلی براش پیش نیومد
این دفعه از دخترعمه ام که تحت نظر دکتر بدری بیمارستان حضرت ابوالفضل زایمان کرده بود شنیدم که معمولا خود خانم دکتر زمان زایمان حضور دارند و انقدر راضی بود که منم تصمیم گرفتم تحت نظر ایشون باشم
خانم دکتر از همون اول بخاطر شرایط بارداری پرخطرم گفتند که بچه زودتر از موعد به دنیا میاد اما به لطف خداوند من هفته های بارداری رو به سلامت از سرگذروندم و چون که از اول بارداری استراحت بودم،هفته های آخر بارداری چند جلسه ای کلاس های آمادگی زایمان شرکت کردم
می خواستم این بار با آمادگی بیشتری زایمان کنم
هفته ی ۳۶ بارداری قرار بود آخرین سونو رو بدم
دکتر بابلی بعد از سونو گفتند وزن بچه ات ۳۳۰۰ و اگر وزن گیریش به همین روال ادامه داشته باشه احتمالا نتونی طبیعی زایمان کنی
همون روز پیش دکتر بدری برای معاینه ی لگن رفتم،گفت دهانه ی رحمت باز شده
گفتم آقای دکتر نظرشون چی بوده ولی گفتند چون قدت بلنده و لگنت خوبه جای نگرانی نیست
بهم گفتند که از هفته ی آینده شروع به پیاده روی و اقدامات دیگه کنم که بچه به دنیا بیاد اما من چون هنوز یه هفته مونده بود به رشد کامل بچه گذاشتم واسه بعد هفته ی ۳۷
بخاطر تحریکی که شدم ترشحات همراه خونریزی داشتم که با دو سه روز شیاف گذاشتن برطرف شد...
مامان فراز مامان فراز ۱ ماهگی