۱۳ پاسخ

آخی حتی ازچهره بچه هم نگرانی و ترس ملومه

چندین ساله ایران روی خوش ندیده کی تموم میشه این کابوس ها

با نابودی این قوم یهود ک بچه ها ما رنگ جنگ نمیبین وگرنه پنج شیش ماهه دیگه همین اش همین کاسه اس

کاش بری خونه هیچ‌جا دیگ امن نیس💔

ازاین بدتر میشیم حالا ببین

نخووود🥺😘

من که میترسم بچه هامو ببرم جایی

ای جانم😍

اینجا امنه خداروشکر
پریشبا رفتیم پارک همه درحال والیبال بازی کردن بودن 🦦

والا سمت ما که همه خندان درحال خرید عیدن

منم امروز بردمش ولی همه جا سوت و کوره حتی از پارک هم می‌ترسیم ببریم تهران یه پارک رو زدن

دل داشتی بردیش خدا حفظتون کنه

آخی🥺
علوسک❤️‍🩹🩷

سوال های مرتبط

مامان دو عدد وروجک مامان دو عدد وروجک ۳ سالگی
مامان جوجه طلایی🐥 مامان جوجه طلایی🐥 ۳ سالگی
سلام خانما
من چیکار کنم که بتونم از حق خودمو بچم دفاع کنم یعنی هروقت یادش میوفتم میخوام سرمو بزنم به دیوار
دیروز با دوستم و بچش رفتیم پارک دختر اون بزرگتره من و دوستم یه نیمکت خیلی نزدیک به زمین بازی نشستیم بچه ها برن بازی کنن چشمم به بچم بود دیدم وایستادن تو صف تاب تا نوبتشون بشه یهو دیدم یه خانمه دوقلو داشت با رفتار بد نه ها با مهربونی به بچه ها گفت بچه های من باید باهم سوار بشن بزارید اینا باهم سوار بشن زود پیادشون میکنم یهو دیدم دخترم همینجوری داره با حالت قهر تاز پارک میره بیرون بلندشدم بغلش کردم بغضش ترکید همینجوری آروم اشک میریخت بردمش کنار تاب ولی روم نشد به اون خانمه بگم نوبت بچه من بود فقط داشتم به دختر خودم میگفتم نی نی ها دوقلو هستن و دوست دارن باهم سوار شن مرسی انقدر مهربونی اجازه دادی ولی دخترم گریه میکرد همینجوری بابای بچه ها دید مارو به بچه هاش گفت بسه دیگه پیاده بشین نوبت خانم کوچولوئه ولی مامان بچه ها با اعتماد بنفس گفت نه بچه ها باید ۵ دقیقه بازی کنن الان ۳ دقیقه ازش مونده باز باباشون گفت خوبه دیگه خانمه گفت نه هنوز ۱ دقیقش مونده 😳 من چرا مثل مادر اون بچه ها نیستم اخه دلم برای بچم میسوزه که مادری مثل من داره
مامان مهرسا مامان مهرسا ۴ سالگی