۷ پاسخ

منم نظرم همین بود مخصوصا شوهرم ولی من ب اصرار من سه سال بعد ازدواج اقدام کردیم یبار سقط شد بعد یسال الان باردارم خداروشکر ولی واقا از ته دلم نگرانم آینده بچم نگه وضع مملکت این بود چرا منو آوردی چرا آیندمو خراب کردی 😞استرسم با خوشحالی و نگرانی قاطی شده ما نباید جوونیمون اینطوری تباه میشد

من هم همین فکرو میکردم، ولی چند سال اخیر اتفاقاتی افتاد که حس میکنم اوضاع همیشه اینجور نمیمونه، بالاخره این شب طولانی صبح میشه.

منمم وقتی ازدواج کردم با همسرم شرط بند کردم که تا پنچ سال باردار نشمم ومیگفتم بچه واسه چی میخوام من بچه نمیخوام تا اینکه زندگی کنمم و اوضاع مالی عالیی داشته باشم تا یک سوال که گذشته ناخواسته باردار شدم چون شوهرم بچه میخواست بدون اینکه بدونم از هیچ جلوگیری استفاده نکرده خلاصه دونستم که باردار واینقدر غر زدم اولین روزها بعد کم کم دوسش داشتم وخوشحال شدم روز بعدش که بیدار شدم دیدیم خوودم غرق خونمم گذشته سه ماه بعدش گفتم بچه دیگه بی بچه نمیخوام اصلا دوباره دلم یه نی نی خواست گفتم بزار اقدام کنم شاید خدا بهم یه دختر بده که هر چی نداشتم وبهش بدم باردار شدم دو هفته که دونستم باردارم خوشحال شدم شبش از خوشحالی بزور خوابیدم صبح که بیدار شدم یکم به کار خونه رسیدیم درد گرفتم وسقطش کردم الان سه سال بچه میخوام پول نگم چقد دادم ولی دیگه از نصیبم نیست شاید

بچه ها اوضاع شهرتون چه جوره

مطمعن باش پشیمون میشی

منی که ناخواسته باردار شدم و نگهش داشتم حتی قرص سقط هم جورشد😢

الان بخدا خیلی خوشبختید تو این شرایط بچه ندارین من شبو روز غصه دخترمو میخورم

سوال های مرتبط

مامان آقا دیار🩵 مامان آقا دیار🩵 هفته بیست‌وششم بارداری
تجربه این مدت بی اینترنتی و چرخیدن تو گهواره🌸🌻🌸🌻🌸🌻

من تازه تقریبا ده ماهه ازدواج کردم اما تایم زیادی تو دوران عقد بودیم حدودا۴سال ۲۴سالمم هست و عاشق بچه ام اما انقدر که میدیدم همه میگن بچه نمیخوایم و بچه نیارید و… انگار از بچه اوردن به کل منصرف شده بودم و تو مغزم رفته بود که چرا یه موجود زنده رو به این دنیا بیارم
با اینکه هم خداروشکر خونه تونستیم بخریم هم درامد بدی نداره همسرم ولی خودم با خودم به این نتیجه رسیدم که به بچه فکر نکنم
تا همسرم یکسری علائم دید و رفت دکتر متوجه شد واریکوسل داره یه مقدار خیلی خیلی کم رو کیفیت اسپرم تاثیر گذاشته و این خیال منو حتی راحت تر هم کرد چون گفتم حتی بارداری ناخواسته هم ندارم
اما این مدت که نت نبود و تو گهواره چرخیدم روحم داره برای بچه میره تمام بند بند وجودم عاشق بچه شده مثل قبل و خیلی از اینکه یه تایمی دعا میکردم هیچوقت باردار نشم پشیمونم
انقدر که توی گهواره میبینم مامانا با سنای کم و شرایط زندگی سخت مادرانگی قشنگی دارن و با عشق از تو دلیشون میگن شرمنده ی اون حس بد خودم شدم
نتیجه ی تمام اینا این بود که لطفا لطفا لطفا برای هیچکس هیچ تجویزی نکنید
اگر بچه نمیخواید به همه نپرید مدام که اوناهم بچه نیارن این موضوع شخصیه یا به همه گیر ندین که بچه بیار شاید اصلا مشکل دارن تمام اینا روی ناخوداگاه افراد تاثیر میذاره🤍💋
مامان زینب🤭🍓 مامان زینب🤭🍓 قصد بارداری
از بچگی ؛ همیشه خونه ها و ادم های توش برام جالب بودن ! اینکه بدونم فلان پنجره که چراغ اتاقش روشنه دارن چیکار میکنن؟ درگیر چه کاری ان؟ خونه ها چه شکلیه؟ چه صمیمیتی بینشون هست !!!؟
یا مسافرت که میرفتم همیشه به خانواده ها با دقت نگاه میکردم میگفتم فلان خانواده ۳ تا بچه داره چقد بچه هاش خوشحالن با هم ! عه فلان خانواده دو تا بچه داره .... همیشه برام جالب بود از خوشی های دیگران بدونم و خوشحال شم
من به این معتقدم هر ادمی یه رسالتی تو این دنیا داره تا به اون رسالت نرسه و انجامش نده از دنیا هم نمیره !
همیشه میگم یعنی رسالت من چی میتونه باشه !
از بچگی رویا پرداز بودم خیلیییییی زیاد
این اخلاقم روم مونده نمیگم بده اما یه وقتایی خودت باورت میشه رویات رو و به خودت میای میبینی اصلا وجو نداره


خلاصه حدود ۵ سال پیش اون زمان که مجرد بودم سفر رفته بودم
یه اقایی رو با بچش دیدم که رفتار بشدت زننده ای داشت نمیدونم چرا یهو زیر لب گفتم :
خدایا به اونی بچه بده که لایق مادر- پدر شدن باشه

حالا خودم ازدواج کردم و بعد ۱سال و ۹ ماه داریم به بچه فکر میکنیم !
دارم مرور میکنم یعنی بچه من هم خوشحال خواهد بود ؟
یعنی من لایق مادرشدن هستم ؟
خیلی تصمیم سختیه
کاش فقط به این فکر نکنیم چون تنهاییم بچه بیاریم .... چون فلانی تو فامیل میگه بچه بیارم...
اول درون خودمون رو ببینیم بعد

ایشالا که لایقش باشم خدا توان بده

کمی درد و دل با غریبه اما دوست های گهواره!
مرسی تا اینجا اومدی