تجربه این مدت بی اینترنتی و چرخیدن تو گهواره🌸🌻🌸🌻🌸🌻

من تازه تقریبا ده ماهه ازدواج کردم اما تایم زیادی تو دوران عقد بودیم حدودا۴سال ۲۴سالمم هست و عاشق بچه ام اما انقدر که میدیدم همه میگن بچه نمیخوایم و بچه نیارید و… انگار از بچه اوردن به کل منصرف شده بودم و تو مغزم رفته بود که چرا یه موجود زنده رو به این دنیا بیارم
با اینکه هم خداروشکر خونه تونستیم بخریم هم درامد بدی نداره همسرم ولی خودم با خودم به این نتیجه رسیدم که به بچه فکر نکنم
تا همسرم یکسری علائم دید و رفت دکتر متوجه شد واریکوسل داره یه مقدار خیلی خیلی کم رو کیفیت اسپرم تاثیر گذاشته و این خیال منو حتی راحت تر هم کرد چون گفتم حتی بارداری ناخواسته هم ندارم
اما این مدت که نت نبود و تو گهواره چرخیدم روحم داره برای بچه میره تمام بند بند وجودم عاشق بچه شده مثل قبل و خیلی از اینکه یه تایمی دعا میکردم هیچوقت باردار نشم پشیمونم
انقدر که توی گهواره میبینم مامانا با سنای کم و شرایط زندگی سخت مادرانگی قشنگی دارن و با عشق از تو دلیشون میگن شرمنده ی اون حس بد خودم شدم
نتیجه ی تمام اینا این بود که لطفا لطفا لطفا برای هیچکس هیچ تجویزی نکنید
اگر بچه نمیخواید به همه نپرید مدام که اوناهم بچه نیارن این موضوع شخصیه یا به همه گیر ندین که بچه بیار شاید اصلا مشکل دارن تمام اینا روی ناخوداگاه افراد تاثیر میذاره🤍💋

۱۱ پاسخ

موافقم باهات عزیزم👌

آخی عزیزم انشاالله بزودی طعم مادرشدن رو بچشی😊

عزیز دلم اگه شرایطتتون مساعد هست و خودتون هم تمایل دارید تا سنت کمه بزار بچه دار بشی من خیلی غصه میخورم چرا زودتر نزاشتم که الان توی این سن هم دو سه تا داشتم هم دیگه از آب و گل در رفته بودن البته هرچی قسمت باشه دیگه

عزیزم حرفای قشنگی زدی دمت گرم فقط خواستم بگم درمان قطعی واریکوسل فقط و فقط ورزش منظمو تغذیه سالم اصلا سمت قرصو دوا و این چرتو پرتا نرید

منم خیلی دلم بچه میخاد نمیدونم این فرصتو بده بچه داشه باشم یا ن اگر‌ک‌ن یکی بعدها از بهزیسی میارم

چ خوب گفتی انشالله ب زودی مامان بشی

ببین مادر شدن یه حسی که اگه بعدا تو سن بالا از اينکه میتونستی مادر بشی و جلوي خودت گرفتی پشیمون میشی
چون گاهی سن بالا میره و مشکل براب بارداري زیاد میشه

گلم همسر من هم واریکوسل داشت دکتر گف سخت بشه بچه دار بشید ولی به لطف خدا قبل فهمیدن این موضوع خدا بهمون بچه داد ومن باردارم شما اقدام کنید موقع عمل هم خدا بزرگه انشالله بهتر بشن

خوب بچه دارم‌نشیم چیکار‌کنیم‌اونایی ک بچه ندارن دیدیم ب چ حالی افتادن دیگه

افرین که به این نتیجه رسیدی 🤌🤌🤌🥹🥹🥹👌

اره عزیزم حرفات درسته♥️🥰

سوال های مرتبط

در انتظار یه جوجه🥹👼🏻 در انتظار یه جوجه🥹👼🏻 قصد بارداری
روزی که برای عکس رنگی رحم رفتم، یکی از روزایی بود که هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم
با کلی استرس و هزار تا فکر رفتم، از نتیجه می‌ترسیدم؛ بیشتر از هر چیزی نگران این بودم که نکنه مشکلی باشه و هیچ‌وقت نتونم طعم شیرین مادر شدن رو بچشم😭
اما وقتی دکتر با لبخند گفت: هیچ مشکلی نداری و همه چیز طبیعیه، انگار یک کوه از روی دلم برداشته شد😍
همون لحظه دوباره امید توی دلم زنده شد و با خودم گفتم شاید تو خیلی زود، مهمون زندگی ما بشی👼🏻
اینارو برای تو می‌نویسم، عزیزِ مامان…🥹🤍
از خدا می‌خوام روزی که این نوشته رو با هم می‌خونیم، کنارم نشسته باشی و بدونی که برای رسیدن به تو چقدر انتظار کشیدم، چقدر دعا کردم، چقدر اشک ریختم و با وجود تمام نگرانی‌ها، باز هم امیدوار موندم
اون روز دکتر با اطمینان گفت: باردار می‌شی، نگران نباش✨
نمیدونم توی همین ماه مهمون دل و جانم میشی یا چند ماه دیگه، اما یک چیز را با تمام وجودم میدونم اینکه جای تو، خیلی قبل‌تر از آمدنت، در قلب من آماده شده بود.❤️
بی‌صبرانه منتظر روزی ام که تو رو در آغوش بگیرم، و با لبخند و اشک شوق بگم:
تمام این انتظارها، تمام دعاها و تمام اشک‌ها، ارزش رسیدن به تو رو داشت👩‍🍼.
دوستت دارم، حتی قبل از اولین تپش قلبت💓🥹
مامان دخترم ماهلین مامان دخترم ماهلین ۱ ماهگی
به عقب که برمی‌گردم... زمانی که بچه بودم فکر می‌کردم مادرا وقتی دعا می کنن پیش خدا... سریع مادر می‌شن... تو بازی های بچگونه‌ام همیشه مادر بودم... بچه داشتم و باهاش بازی می‌کردم... همیشه فکر می‌کردم بزرگ بشم خدا بهم چند تا بچه می‌ده؟ اسم انتخاب می‌کردم... نفس... پریناز... دلسا... مهیاس و... هر بار یه اسمی که به دلم بشینه... عاشق بچه های فامیل بودم و اونا هم دوستم داشتن... تو دوران مدرسه وقتی با دوستام واسه سرگرمی فال می‌گرفتیم و مثلا بهم می‌گفتن تو فال نشون می ده سه تا بچه داری ذوق می‌کردم... وقتی ازدواج کردم و همسرم هم عاشق بچه بود و می‌گفت سریع بچه بیاریم... با وجودی که هیچی از اقدام و بچه داری هاش نمی‌دونستم با وجود استرس ها فقط به خاطر اون عشق قبول کردم... یه ماه... دو ماه... چند ماه... یه سال... دو سال... چرا نمیشه؟ چرا نشد؟ ۱۸ سالگی... ۱۹ سالگی... ۲۰ سالگی... سنم که کمه چرا نمیشه؟ دکتر برم؟ باشه... دکتر و سونو و آزمایش... سریع ivf کن... چرا؟ ivf چیه اصلا؟ مشکلم چیه؟ ذخیره تخمدان کم... ۲۰ سالگی منی که از بچگی فوبیا آمپول داشتم کلی آمپول و دارو و استرس و ناراحتی رسید به تخمک کشی... نشد... نا موفق بود...
از ۲۰ سالگی انگار افتادم تو ۲۲ سالگی... ۴ سال اقدام ناموفق... ۴ سال در آرزوی فقط یه دونه بچه... شاید این ماه... شاید ماه بعد... شاید این دکتر... شاید این دارو... همسری که دیگه مثله اوایل نمی‌خنده... دلی که گرفته... خونه‌ای که سوت و کوره... نگاه هایی که عوض شده... اقوام و دوست و آشنایی که هر کدوم شون یه نظر می‌دن... و منی که تو ۲۲ سالگی حس می‌کنم پیرم و هیچی از زندگیم نمی‌فهمم!
مامان زینب🍓 مامان زینب🍓 قصد بارداری
از بچگی ؛ همیشه خونه ها و ادم های توش برام جالب بودن ! اینکه بدونم فلان پنجره که چراغ اتاقش روشنه دارن چیکار میکنن؟ درگیر چه کاری ان؟ خونه ها چه شکلیه؟ چه صمیمیتی بینشون هست !!!؟
یا مسافرت که میرفتم همیشه به خانواده ها با دقت نگاه میکردم میگفتم فلان خانواده ۳ تا بچه داره چقد بچه هاش خوشحالن با هم ! عه فلان خانواده دو تا بچه داره .... همیشه برام جالب بود از خوشی های دیگران بدونم و خوشحال شم
من به این معتقدم هر ادمی یه رسالتی تو این دنیا داره تا به اون رسالت نرسه و انجامش نده از دنیا هم نمیره !
همیشه میگم یعنی رسالت من چی میتونه باشه !
از بچگی رویا پرداز بودم خیلیییییی زیاد
این اخلاقم روم مونده نمیگم بده اما یه وقتایی خودت باورت میشه رویات رو و به خودت میای میبینی اصلا وجو نداره


خلاصه حدود ۵ سال پیش اون زمان که مجرد بودم سفر رفته بودم
یه اقایی رو با بچش دیدم که رفتار بشدت زننده ای داشت نمیدونم چرا یهو زیر لب گفتم :
خدایا به اونی بچه بده که لایق مادر- پدر شدن باشه

حالا خودم ازدواج کردم و بعد ۱سال و ۹ ماه داریم به بچه فکر میکنیم !
دارم مرور میکنم یعنی بچه من هم خوشحال خواهد بود ؟
یعنی من لایق مادرشدن هستم ؟
خیلی تصمیم سختیه
کاش فقط به این فکر نکنیم چون تنهاییم بچه بیاریم .... چون فلانی تو فامیل میگه بچه بیارم...
اول درون خودمون رو ببینیم بعد

ایشالا که لایقش باشم خدا توان بده

کمی درد و دل با غریبه اما دوست های گهواره!
مرسی تا اینجا اومدی
مامان مغز بادوم 🥜 مامان مغز بادوم 🥜 هفته ششم بارداری
کار خدا رو میبینی خواهر 🥲🙃
حدود یکسال و نیم بعد ازدواجم واژنیسموس داشتم و تا اینکه خداروشکر درمان شد ، چند ماهم باید صبر میکردم که درمان تثبیت بشه 🫠
تو این مدت بعضی وقتا بدترین روزای عمرم بود چرا؟ چون خیلی حرف شنیدم ! چرا بچه نمیاری ، تو که مذهبی هستی چرا صبر می‌کنی ، هنوز فکر نکردی بچه بیاد و... 🥲
با همه این موضوعات همه چی اوکی شد که فروردین اقدام کنیم
خیلی ذوق داشتم ... خیلی هیجان داشتم ، هی به بچه فکر کردم و قند تو دلم آب شد 🫠
ولییی....
درست چند روز قبل اقدام همسرم بیضه درد گرفت ، رفتیم دکتر میگه واریکوسل رو به شدید داره ، ممکنه عمل لازم باشه و چند ماه صبر کنیم تا اسپرم اوکی بشه
یعنی اقدام و بچه فعلا منتفیه 😓
از طرفی حرفهای بقیه خیلی برام آزادهندس ،،،
سعی میکنم خودمو آروم کنم ولی خب...

ببخشید طولانی شد 🙃 من عادت ندارم حرفامو به بقیه بگم ، حتی خانوادهامونم هیچی نمی‌دونن
فقط چون یکم رو دلم سنگینی می‌کرد گفتم اینجا بگم 🙂

#بارداری#اقدام#بچه#فرزند پروری
دکتر محیا دکتر محیا قصد بارداری
انقدر خودم و با کار و خرید و مهمونی سرگرم کردم این ۱۴ روز بگذره
از طرفی هم چون روز ۳ انتقال hcg زدم زودتر نمیتونم آزمایش بدم

باید یکشنبه برم
ولی این چند روز آخر عجیب پر استرسه به خاطر شرایط حال حاضر منطقه و شرایط کاریم که دائم پر از تنش
امروز یکی تو بیمارستان بچه طفل معصومش و فروخت
مادر دلش پیش بچه موند ولی پدر بخاطر شرایط مالی فروخت اول فکر کردم رحم اجاره ای ولی متوجه شدم نه بچه خودشون بوده ولی توان مالیش و نداشتن خانواده خریدار بچه رو خریدن سزارین تو یکی از بهترین بیمارستان های کشور با شرایط vip
زن و مردی که بچه رو خریدن عین پروانه دور بچه میچرخیدن کل بیمارستان و ناهار دادن اون بچه خوشبخت شد ولی چشم منتظر اون مادر هیچ وقت از ذهن ما پاک نمیشه
من مطمئنم جواب آزمایشم مثبته و فقط به این فکر میکنم ادامه مسیر چجوری قرار بگذره

به دعاتون نیاز دارم ❤️
این روزا خیلی دعا میگیره
چه اعتقاد مذهبی داشته باشی چه نداشته باشی
انرژی مثبت دعا زیاده
برای همه چیز های خوب بخواین
انشالله این ماه همه به چیزی که بخوان برسن
نتیجه آزمایش هر کی بچه میخواد مثبت بشه
همه بچه ها صحیح و سالم به دنیا بیان