۶ پاسخ

مامانای امروزی همه همینیم
من تمام دکترای شهرمونو رفتم تا براش یه دکتر انتخاب کنم . مامانم میگه خلی برام مهم نیست

ببین اینو از من داشته باش سخت بگیری سخت میگذره آسون بگیری آسون میگذره
بچه هرجور که باشه بزرگ‌میشه اصلا یادش نمیاد اینروزارو
فقط خودتو الکی اذیت میکنی این روزای شیرینی که داری قشنگیا و گوگولی بودن بچتو میبینی به خودت سخت میکنی
من حتی دکتری که واسه ۳روزگی باید بچه رو ببرن هم نبردم
زردی داشت دکتر نبردم
گفتن عرقیجات نده به بچت خوب نیست ولی دادم (البته بگم که من پدرشوهرم عطاری خیلی بزرگو به نامی تو خوزستان داره) عرقیجاتشون دست ساز خودشونن ولی خو اگه میخواستم حساس باشم کلا مخالفت میکردم
باهمین عرقیجات پسرم ظرف یک هفته زردیش کامل رفت
چندوقت پیش یه صبح تا بعدازظهر شکمش کار نکرد گفتن عناب نده فولوس نده ولی من جوشوندم بهش دادم شکمش کار افتاد راحت شد
نمیگم کار من خوبه هااا شاید از نظر شما یا خیلیا اوکی نباشه
ولی کلا سخت نگیر به خودت فکرتو آزاد کن
قدیما مگه چیکار میکردن مردم ماها و نسلهای قبل ما پرورشِ همون قدیمها که امکانات خیلی کم بود هستیم

منم رو خیلی چیزااصلا حساس نیستم اما براانتخاب دکترش خیلی جاها رفتم

منم همینم مامانمو ابجیم همش دعوا میکنن تو تو مطب بخاب دیگ و اینا اما دلم طاقت نمیاره

حساس بودن و مراقب بودن بد نیست خود درمانی برای بچه نمیشه انجام داد

منم دقيقا همينم

سوال های مرتبط