بگو بابام خودش زنگ میزنه میگه چرا نمیاین. بگو بابام خیلی دختر دوسته میگه دختر رحمت خونه هست. بهم میگه تو بیا تا خدا روزیمو برام بفرسته. اینجوری هم مخترم گفتی هم غیر مستقیم میترمونیش
خانواده همسر منم دقیقا همینطور هستن البته اینم بگم قبلا بهتر بودن کمی مثلا در ماه یک یا دوبار دعوت میشدیم از موقعی که جاری دار شدم شش ماه کلا دیگه دعوت نمیکنن قبل جنگ فقط دعوت شدیم اونم بعد شش ماه اینم بگم با اینکه تو یه کوچه هستیم به نظر من مثل همیشه بگو اگه ما خودمون هم نریم زنگ میزنن بیاین
اون دیگه کلااااا نمیفهمه ولش کن بگو جشم ولی کارخودت بکن
عزیزم سری دیگه که گفت تو چشاش نگاه کن ولی جوابی بهش نده ، اگه تکرار کرد بگو صداتون رو نمی شنوم
پدرشوهرت آنچنان حرف بدی نمیزنه. میگه یعنی تو این گرونی رعایت پدرت کنید. ولی خب فرق داره. مثلا ما ۷ تا خواهر بردار هستیم بخواییم زیاد بریم خونه مادرم، که یه زن بیوه هست خب نمیشه خرد میشه پیرزن. پول هم نداره.
ولی یکی مثلا دوتا بچه هستن. زیاد نیستن. مدام هم که برن فشاری نمیاد .
ما خونه مادرشوهر زندگی میکنیم، ۶ تا بچه داره با نوه و عروس و داماد و نتیجه و.... نمیشه که بخوان زیاد بیان. ولی خواهرشوهرم یه دختر داره هرچی هم بره خونه باباش اندازه هفت هشت بچه که ماهی یه بار برن هم نمیشه
عزیزممم
یکبار ولی با لحن کاملا معمولی بهش بگو، یا متوجه میشن یا نمیشن
شما هم کار خودتو انجام بده گلم.
بگو من بابام مثل شما نیست دختراتو آدم حساب نمیکنی
بخدا اگه نریم خودشون زنگ میزنن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.