من فهمیدم بیشتر خلقیات بچهها شانسی یا ژنتیکیه.
مثلا پسر من خیلی اجتماعیه در عین حال لمسی و بغلیه.
پسرم وقتی میخابید حتی نمیزاشتم کسی نفس بکشه ک راحت بخابه الان خیلی بد عادت شده با کوچکترین صدا بیدار میشه
و اینکه چون همش تو خونه تنهایم فقط خودمو پسرمو شوهرم الان یجای ک میرم شلوغ باشه اروم نمیگیره
از چیزی نیست ک راضی باشم 🤣هم ب شدت بد خوابه ینی مقاومت شدید ب خواب داره تا اخر از شدت خواب بیهوش میشهزود تر از 12 نمیخوابه فقط باید من بخوابونم و شیرش بدم حتی بغل باباشم گریه میکنه منو میخواد ب شدت بغلی و نمیتونم تکون بخورم بلند شم از جام گریه و زاری میکنه ...د. طول روزم نمیخوابه در کل زندگی ندارم اما بخاطر وجودش خداروشکر
منم پسرم زیاد بغلی نیست دوست داره بیشتر خودش رو زمین فضولی کنه.راضیم که از شش ماهگی غذارو گذاشتم جلوش تا خودش بخوره الان خوش خوراکه خداروشکر. از این ناراحتم که بعضی وقتا مجبورم تلویزیون رو براش روشن کنم . خودش بعد چند دقیقه خسته میشه ولی بازم من دوست نداشتم اینجوری شه
بزرگترین اشتباه که شیر خودمو دادم چون شاغلم دیگه کمکی نگرفت
من از اینکه دخترام ی دلللل سییییررررر بغل کردم خودم بغلیشون کردم لذتشو بردم چون دیگه هیچ وقت کوچولو موچولو نیستن.ب حرف هیچکسی هم گوش ندادم الان خداروشکر هم اجتماعی هستن هم دیگه اون دلبستگی ناایمن ندارن.خوابشون تنظیمه.خوراکشون خوبه.کلا هیچی تو دلم نموند🥰💞
از این ناراحتم ک نتونستم غذای بافت دار بهش بدم و الان دیگ بلد نیست بخوره. از این ناراحتم ک تو لیوان یاد نگرفت اب بخوره باید حتما تو شیشیه بریزم ابشو.از اینم ناراحتم ک پستونکی نتونستم بکنمش هرچقدم سعی کردم.
اما از این راضیم ک خوابش سر ساعته و بدون اینکه روی پاهام بزارم خودش میخوابه.
ساعت ۹تا ۱۰ خوابیدن
وابسطگی به چیزی نداره
فقط هدف دیگم مستقل خوابیدن هست
عادتش دادم شب ساعت ۷ نهایتا ۸ بخوابه و اینکه خودش بخوابه نخواد من بخوابونمش اینکه سینمو نمیگرفت نه خودمو اذیت کردم نه بچه رو ۱۴ روز بهش شیر دادم بعدش شیر خشک
عادت بدش هم اینکه یکی رو هم داخل خیابون ببینه بهش لبخند بزنه فوری میره بغلش
ب شدت بقلیه ب شدت وابستمه در طول روز نمیخوابه
مهم ترین چیزی ک به نظرم انجام دادم و راضیم اینه که از اول روی تخت بین منو باباش نخوابیده همیشه جای شخصی خودشو داشته .
از اینا راضیم: اینکه ساعت خوابش منظمه. از اول تو غذا دادن وسواس به خرج ندادم که بدغذا نشه و بدغذا هم نشد. الان همه چی دوس داره و میخوره. اینکه تاحالا دعواش نکردم یا خدانکرده نزدمش با اینکه خیلی شلوغه. عصبانیم که میکنه سرمو میکنم تو بالش جیغ میزنم 😂🤣
از این ناراضیم که بارها جلوش با شوهرم دعواهای بدی کردم. اگه جواب شوهرمو نمیدادم یا کلکل و لجبازی نمیکردم، دعوامون نمیشد 😔
نمیدونم چرا لج نکنم انگار دارم خفه میشم 😐😶
من از همه چیز پسرم راضیم خداروشکر
فقط اینکه یکم نق نقوعه و بغل هیچکس نمیره جز منو و باباش و ب شدت جیغ میزنه اصلا اجتماعی نیست نمیدونم شایدم تقصیر منه
از این ناراحتم که کلا الگوی خواب نداره وابسته به پستونک نیست
شیر شب فراوان میخوره و این که به شدت سخت میخوابه
از این راضی همکه خداروشکر از اول بهش غذا رو با اشتیاق دادم بهش و خوش غذاعه و خیلی به غذاش اهمیت میدم اهل شیر نیست زیاد در طول روز بنابراین برای گرفتن از شیر زیاد سخت نیست منم پسرمو به میکس عادت ندادم
من تایم خوابشو از همون اول ۷شب تنظیم کردم. هنوزم همون موقع میخوابه حدودا.
هروقت به چالش میخورم از روانشناس کودک کمک میگیرم یا مطالعه میکنم.
غذای بافت دار دادم از اول و بعدش انگشتی شروع کردم.
مهمتر از همه سعی کردم با تراپی زنجیرهی تروما رو بشکونم.
وقتی شیر خودمو میخورد ب اصرار بقیه شیر خشک بهش دادم بعد شیر خودمو نخورد
واسه خواب روی پاهام گذاشتم
پستونک خیلی کمک کننده بود
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.