من خودم باردار بودم همیشه تو خیالم میگفتم ی دختر چشم سیاه با موهای مشکی باشه
همیشه قبل خواب یادمه سوره یس گوش میدادم ..گوشی رو میزاشتم کنار شکمم
چون بارداری سختی داشتم استرسم زیاد بود همش ترس سقط داشتم
وقتی اتاق عمل دخترمو دادن بغلم
همون بود ک خیال میکردم با چشمای کوچیک مشکی نگام میکرد انگار یه عروسک بود و موهاش پر ه پر ومشکی
خیالات تو بارداریم واقعی شده بود عاشقشم 😍
خدا همه بچه هارو حفظ کنه همیشه سالم باشن
اینکه حس کنم قبلا دیدم و اینا نه
ولی از دیدن جز به جز وجودش سییییر نمیشم
حتی عاشق تار به تار سیبیلاشم😁
آخه دخترم سیبیلوعه😅
چشمای پسرم شبیه چشمای خودمه😃😃
منم همین حس دارم،دین و دنیام شده پسرم
من تو چشماش مامانم رو میبینم همیشه با خودم میگم کاشکی مامانم بود میدیدش مامانم نوه دوست بود اگر بود خیلی خوب بود
نه برای من نشده ولی عاشق چشماشم یه جور خاصیه شبیه هیچ کس از اطرافیان نیست مختص خوذشه و خیلی بامزس انقدر چشماش اکت داره و حرف میزنه با ادم که
چشمای پسرم شبیه چشمای داداشمه وقتی باهاش حرف میزنم انگاری دارم با داداشم حرف میزنم🥰
چشمای آیه بنظرم شبیه چشمای باباشه.
وقتی به آیه نگاه میکنم فقط ماتِ چشماش میشم .
اما اینکه حس کنم قبلاً جایی دیدمش ،نه اینطور حسی ندارم.
من چشای پسرم کپی باباشه میبینم یاد دوران دوستیمون که زل میزدم به چشاش و میگفتم کاش مال من بشه میوفتم خیلی حس خوبیه
چه بامزه 🥹
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.