۷ پاسخ

آدم بادش نمیره تو روزای سخت کیا پیشش بودن من خانواده شوهرم از وقتی ک باردار شدم از این رو ب اون رو شدن

انشالله تولد 120 سالگیش رو کنار هم جشن بگیرید
همین ک شوهرت همراه و همدله عالیه
خدا برا هم حفظتون کنه
بچه ها بزرگ میشن
اون چند روز اول یکم سخته. ک تو مادر قوی پشت سر گذاشتی
انشالله شاهد موفقیت ها و خوشی‌های دخترت باشی

خداحفظش کنه

خدا حفظش کنه عزیزم 💖❤ولی واقعا اولین باره میبینم خونواده بهونه بیاره نیاد دیدن نوه ش🥲

خدا حفظش کنه عزیزم ♥️

واقعا چ بهونه ای مهم تر از تو ک نیومدن
هرچی بو گذشت مادر نمونه از پسش بر اومدی خدارو شکر مبارک باشه تولدش🥰

خرگوش کوچولوی یک روزم🥺❤️

تصویر

سوال های مرتبط

مامان سویلای مامان سویلای ۳ سالگی
مامان دلبر طلا❤️ مامان دلبر طلا❤️ ۳ سالگی
سوال:ی زماني آرزو میکردم باردار بشم و گهواره نصب کنم و از رشد تودلیم اطلاعات داشته باشم...
روزها گذشت و در کمال ناباروری آزمایشم مثبت شد و سریع گهواره نصب کردم تو دلیم نزدیک چهل روزش بود...روزها رو با همسرم میشمردیم ..گاهی از ذوق هفته بعد و ماه بعد میخوندیم ک نینیمون الان چه اندازه شده چ اجزای بدنش شکل گرفته... یهو تاپیک میدیدم ک نوشته بالأخره دو رقمی شدم.
با خودم میگفتم وای جقدر مونده تا برای منم اون رقم بیاد 🥲
روزهای آخر ورزش می‌کردم دم صبح ترشح صورتی داشتم و فهمیدم موقع زایمانه.. ..
🌺
گهواره دیدم زده دوسالگی چشام اشکی اشک 🌺🌸😓الان دخترم نور زندگيم پاره تنم کنارم خواب نازه و چقدر روزها زود گذشت .
چند شب پیش خیلی موقع خوابه اذیتم می‌کرد و با همسرم بحثم شده بود و نزدیک پریودم بود حالم وحشتناک بد بود اوا اذیت میکرد نمی‌خوابید ی گاز الکی گرفتم اونم بهونه کرد و کریه کرد...چقدر قلبم درد گرفت و اون روز تا شب فقط گریه کردم و یاد مهربونیهاش میوفتادم قلبم مچاله میشد و عذاب وجدان داشتم ..اصلا آدم دعوایی نیستم ولی واقعا مغزم فرمون نمیداد...از اون شب قول دادم دیگه کوچکترین اذیتی در برابرش نداشته باشم... آخه من آسون بدستش نیاوردم ...برای تسکین دلم آقا جون تو رو فرستاد😭
قلب مامان
پاره تنم
تولدت کلی مبارک 🤩🥰🪷