پسرمنم ۴ماهه به خاطر شیرخوردنش دیوانه شدم اول که سینمو نگرفت همش میدوشم باشیشه میدم بعدشم که کولیک گرفت الانم رفلاکس داره وزنم کم اضافه کرده
اصلا اینا مهم نیس عزیزم زمان میگذره و همه چی عالی میشه استرس و اضطرابت رو بچه تاثیر میزاره لاغر باشه مگه چیه همه بچه ها ک نباید تپل باشن مهم اینه که بچته و تو عاشقشی
مطمئنم شرایطتت به بدی من نیست دست تنها با بچهای که کولیک و رفلاکس و آلرژی پروتئین گاوی داره. فقط شیر خودمو میخوره در نتیجه نصف غذاهارو نمیتونم بخورم فقط مرغ و گوسفند میخورم و آب همییییین. دوماهه اعتصابه با قطره چکون شیر میدم وزنش زیر نموداره چشمش مجرای اشکش بسته ست و هنوز باز نشده اما یک لحظه هم دلم نخواسته با دنیا عوضش کنم و مدام خداروشکر میکنم. تنها نگرانیم اینه که مواد مغذی بهش نمیرسه وگرنه لاغریش مهم نیست و بچه دیگه هم میخوام
ای خواهرررر من بچم تو هشت ماهه هنوز بخدا ایقد گریه الکی و بیتابی میکنه همش بغل شبا هم چند شبه نیم ساعت نیم ساعت تو خواب بیدار میشه و گریه و ناله نمیدونم چشه دختر بزرگمم دقیقا تا دوسه سالگی بغلم میشد ایقد گریه الکی میکرد بخدا مث گرتیا شدم از بیخوابی نگران نباش تنها نیستی 😅😅😅🖐️من اینجااام
من بدبخت تر همتونم🤣🤣
شیشه به سختی میگیره حساسیت به پروتویین و لاکتوز
خودم رژیم کولیکشدید
گریه شدید
وزن گیری افتضاح
هفته یه بار کم کم دکتر میریم
توی ماشین به شدت گریه میکنه
توی گهواره آروم نمیشه باید کنیمش داخل پتو
سوختگی شدید داشت برا حساسیت
بچه لاغر مگه چشه؟
خداروشکر سالمه
میدونم همه ما کم میاریم شماام الان کم آوردی حق داری
اما خب بچه همینه سختی داره
ولی شیرینیای خودشم داره
منو چی میگی که دست تنها
مامانم فقط 10روز بود بعد کلا رفت
رفتن مسافرتو بعدم اصلا نبود
مادرشوهرم مریض بود رو تخت بود شوهرمم کلا پیشم نبود 50روزگی بچم مادرشوهرمم فوت شد درگیر عزا
بچم وانمیستاد نمیتونستم عزا برم
نه شیشه میگیره نه پستونک
الانم بغل هیچ کسی وانمیسته جز خودم
اونم مدام میگه راهم ببر بغلم کن
هیچ جانرو فقط پیش خودم بشین
تمام بدنم نابوده
ولی باز یه لبخند که میزنه جونم براش میره
خداروشکر میکنم که سالمه
قبلا دلم میخواست ولی با این شرایط ج ن گ نه دلم نمیخواد یکی دیگه بیارم .
مهم اینه ادم بعدا یادش میره خاهر
دختر منم به زور شیر میخوره زود غذاخورش کردم هرچند غذا هم نمیخوره ولی به زور قاشقو قطره چکون بهش غذا میدم یکم وزنش بهتر شده به نظرم اینکارو کنید
من سر بچه اولم مکافات دنیا رو کشیدم قسم خوردم بچه نیارم دیگه ولی از رو نرفتم یکی دیگه م آوردم که خوب کردم خدارو شکر این یکی آرومتره زیاد اذیت نشدم
میتونم برات قسم بخورم هیچکس تو بچه داری بدبخت تر و بیچاره تر از من نیست
ولی بازم بفکر بچه بعدی هستم
من سر دخترم خیلی اذیت شدم از تولدش تا سه سالگی
حتی الان هم ماشاالله خیلی پر فعالیت و جنب و جوش هست
نمیخواستم دیگه بچه
ولی وقتی پسرم بدنیا اومد انگار همه چیز فرق داره برعکس دخترمه راحت و آروم
وقتی نگاهش میکنم دلم یکی دیگه میخواد
ولی با خودم میگم اگه مثل پسرم آروم و بی اذیت نباشه چی
دیگه اینکه بچه ها باهم فرق دارن . من دخترم شیرخشک هم میخورد ولی بازهم لاغر بود . پسرم که خودم شیر میدم بهتره
بچه من وزنش خوبه اذیت میکنه خیلی با اینک همش همسرم نگ میداره حتی شبا من مبخوابم توبه کردم بچه ای دیگ ای نیارم اصلا ب هیچ عنوان دلم نمیخاد ی بچه بیارم اصلا
چند کیلو هست
من هنوزدلم یه پسردیگه میخواد🥺
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.