سلام دخترا اومدم از تجربه زایمانم براتون بگم...
زایمان من با دکتر زینب صمدی بیمارستان امام زمان اسلامشهر بود...
اول از همه حتما پمپ درد و اتاق خصوصی بگیرید که میزان راحتی و رسیدگی تو این بیمارستان صد برابر میشه...
من سی و شش هفته و هفت روز با دردای انقباض رفتم مطب و با توجه به ان اس تی دکتر ترسید بخیه سرکلاژم پاره شه تاریخ عملم و یک هفته جلوتر یعنی سی وهفت هفته و یک روز قرار داد...
صبح ساعت شش رفتم بیمارستان...
به خاطر شرایط تعداد زایمانها بیشتر شده چون نسبت به تهران امن تره...
سر همین اول وقت برید و همون موقع تمام تلاشتون و برای گرفتن اتاق خصوصی( اتاق201خیلی خوبه.)بکنید...عمومیاش واقعا فرسایشی و افتضاحه...
ساعت هفت صبح رفتم بلوک زایمان لباسها و کارای اولیه ام انجام شد...
(درهمون حین شاهد زایمان طبیعی یه خانوم بودم در عرض یکساعت از پنج سانت به فول رسید)زایمانش راحت بود اما درکتر خودش جلالی بود که متاسفانه نیومد و یکی به اسم سلطانی زایمان و انجام داد...
هیلی بداخلاق و بد برخورد بود....

۴ پاسخ

اتاق خصوصی چند تا داره؟باید از قبل تشکیل پرونده بدیم و بگیم اتاق خصوصی میخوایم تا پر نشده؟
اتاقش تمیز بود سرویس ایناش؟

ببین اون خانومی که زایمان طبیعی داشت بهش ماما همراه داده بودن و کمکش کرد توی زایمان که سریع فول شد؟بعد درو پیکر اتاق زایمان طبیعی بسته نبود که زایمان کنه؟اونروز من رفتم اتاقشو دیدم، رو به روی پرستاری بود درم باز یود.
دکتره چرا بداخلاقی میکرد؟

بچه ۳۷ هفتش پر بشه دیگه دستگاه نمیره؟

مبارکه به سلامتی

عزیزم پمپ درد برا موقعی ک شکم و فشار میدنم تاثیری داره؟

سوال های مرتبط

مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۵ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان رایلین 🩷 مامان رایلین 🩷 ۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
من از اولین لحظه ای که فهمیدم باردارم تصمیم شخصی خودم زایمان سزارین بود همون اول به هم به دکتر گفتم ولی بچه من تا هفته۳۴بارداری بریچ بود سر این موضوع هم من خیلی اذیت شدم ولی هفته۳۵سفالیک شد یعنی هزینه های زایمان من تقریبا ده برابر شد
خود خانم دکتر خانم دکتر زهرا سادات رباطی بود از اولین روزهای های که فهمیدم باردارم چند تا دکتر رفتم من چون ترس خیلی زیادی هم از بارداری هم از زایمان داشتم داشتن یک دکتر که آروم و مهربونم باشه برام الزامی بود
خلاصه مراحل بارداری و سختیاش بخوام بگذرم خانم دکتر دو هفته به زایمان من نامه سزارین بهم داد گفت هر زمان درد داشتی برو بیمارستان بستری شو خودشون بهم زنگ میزنن من سریع خودمو می‌رسونم منم روز های آخر درد زایمان طبیعی داشتم و انقباض هام خیلی زیاد شده بود برای همون استرس زایمان داشتم همش و من قرص برای انقباض مصرف میکردم که خوردم هوین قرص باعث تپش قلب شدید برام میشد و تپش قلب شدید هم تنگی نفس میآورد برام 🥲 خلاصه گذشت و من بلاخره رسیدم به روز اول اردیبهشت ۱ اردیبهشت با همسر رفتیم بیمارستان قمر توی شهرستان نیشابور
یک بیمارستان خصوصی هست اونجا پذیرش شدم برای فردا۲/۲که تاریخ زایمانم بود اگه میخوایید برای پذیرش برید حتما ۸صبح برید من ساعت۱۱رفتم خیلی شلوغ بود و با وضعیت شلوغی و روز های آخر بارداری خیلی برام سخت بود یعنی تا تمام شد کارمون ساعت۴بعد ظهر بود به ترتیب اول از مون آن اس تی گرفتن بعد رفتیم پذیرش از شناسنامه و کارت ملی خودم و همسرم
کپی لازم بود و تمام آزمایش و سونو گرافی های که توی بارداری گرفته بودم
مامان زینب مامان زینب ۶ ماهگی
#زایمان ۱
سلام اومدم از روند زایمانم بگم شاید به درد کسی خورد من ۲۷ آذر در ۴۱ هفته و ۷ روز زایمان کردم از اول میخواستم طبیعی زایمان کنم اما مشکل اینجا بود که هیچ درد و ترشح و علامتی از شروع روند زایمان نداشتم از هفت ماهگی تحت نظر پزشک متخصص زنان و زایمان و ماما ورزش و پیاده روی کردم از ۳۰ هفته بچه ام سفالیک بود و پوزیشنش برای زایمان طبیعی خوب بود و طبق گفته دکتر و ماما لگنم و بدنم توانایی زایمان طبیعی داشت ولی بچه توی لگن نیومد و به اصطلاح شکمم همچنان بالا بود و علامتی از زایمان نداشتم ۲۷ م آذر به دستور پزشک بستری شدم برای القای زایمان طبیعی با آمپول و سرم فشار ، بیمارستانم خصوصی بود با دکترم هماهنگ کرده بودم سرزایمانم بیاد ماما همراه ام داشتم از ۳۷ هفته دهانه رحمم ۱ سانت باز شده بود ساعت ۸ صبح بستری شدم و کیسه آبم رو پاره کردن و آمپول فشار توی سرم برام زدن و دردام شروع شد تا ساعت ۱۴ که سرم تموم شد و دردای منم تموم شد و معاینه که کردن گفتند شدی ۲ سانت
مامان دایار مامان دایار ۸ ماهگی
سلام خواستم تجربه خودم رو راجع به زایمانم و بیمارستان بگم براتون شاید به کار کسی اومد..
بیمارستان عیسی بن مریم زایمان کردم ماما خصوصی خانوم فضه ملکی رو داشتم و زایمان در آب انجام دادم
از هفته ۳۴ تحت مراقب خانوم ملکی بودم همراه با ورزش هایی که بهم میداد..آبریزش و درد داشتم خانوم ملکی گفتن که هر موقع خواستم برم بیمارستان ولی من میخاستم بیشتر زمان خونه باشم وقتی رفتم معاینه شدم ۵ سانت بودم کارای پذیرش انجام شد رفتیم برای زایمان که کلا داخل آب بود حتی بچه هم تو آب دنیا اومد..ی حس آرامش آب داشت، بخیه هام رو خیلی خوب زدن خانوم ملکی، فقط خودش معاینه کرد اونم در حد یکی دو بار....در کل زایشگاه خیلی خوب بود
رفتم بخش هر اتاق دو تخته بود پرستارا مدام سر میزدن و رسیدگی و تمیزی بخش خیلی خوب بود غذا خوب بود ...ولی دکتر زنان اصلا برای چکاپ نیومد و فقط رو پرونده ترخیص زده بود،، دکتر نوزادان هم در حد چند ثانیه اومد و رفت و معاینه و ویزیت درستی نکرد بچه رو ...
پایان
مامان توت🍓 فرنگی مامان توت🍓 فرنگی ۲ ماهگی
میخام تجربه زایمانم رو بگم😍
#تجربه زایمان 🩲بیمارستان دولتی 🙋

اول از همه دعام اینه انشاللله همگی ب سلامت زایمان کنید
و خیلی ممنونم از دوستایی که لطف کردن تبریک گفتن ببخشید نتونستم جواب بدم با دوتا بچه کوچولو💗
قضیه زایمان من اینطور بود که قرار بود امروز زایمانم باشه که سه شنبه هفته قبل از بیمارستان زنگ زدن گفتن دکترت رفته تهران تا دوسه هفته برنمیگرده واقعا ضدحال از این بدتر چی میتونست باشه☹️☹️☹️
بیمارستانم خصوصی بود با این دکتر ۳۸میلیون پول بیمارستان بود که خیلی خوب بود ب نظرم و فرق بیمارستان دولتی و خصوصی میدونین چیه خلوتی بیمارستان خصوصی با شلوغی دولتیه اونم یک شبه مهمترینش دکتره که عمل میکنه که من بعد از اینکه دکتر اولم کنسل شد رفتم سراغ دکتر جدید هر کجا زنگ میزدم دکترا ۲۵تا سی تومن زیر میزی میخاستن بیمارستان هم ۶۰ب بالا که خیلی زیاد بود ب نظرم 🥺ولی چاره نداشتم فکر میکردم بیمه قطع شده وگرنه با بیمه کمتر میشد که اونم قطع نشده بود.....
مامان نــــورا🦋 مامان نــــورا🦋 ۷ ماهگی
سلام مامانا میخام از تجربه زایمان طبیعیم بگم شاید بدردتون بخوره
اول این که برای زایمان طبیعی به بدنتون نگاه کنید باید خیلی بدن قوی و آماده ایی داشته باشین
من روز زایمانم ساعت ۷ صبح بیدار شدم خیلی ترشح های زرد داشتم همراه کمر درد تا ساعت ۱۲ ظهر ترشحات خیلی زیاد شد و غیر قابل کنترل بود و همچنان تنها دردم کمر درد بود رفتم مطب پیش دکترم گفت کیسه آبت پاره شده و چهار سانت دهانه رحمت بازه فوری برو بیمارستان و بستری شو منم الان میرم بیمارستان ساعت ۵ رفتم بیمارستان هفت سانت شدم و دردام قابل تحمل بود تو بیمارستان کلی ورزش انجام دادم پوزیشن های مختلف وقتی نه سانت شدم همه چی آماده کردن برا زایمان برام گاز انتونوکس وصل کردن با این که شنیده بودم خیلی کمک میکنه برای زایمان ولی هیچ تاثییری نداشت برا من امپول ایپیدورال خوب بود وقتی بخیه زدن اصن هیچی حس نکردم ولی با این همه چیز میزا خیلی خیلی زایمان ترسناکی بود ولی تنها خوبی زایمان طبیعی این که بعد عمل سرپایی ولی بازم به کسی پیشنهاد طبیعی نمیکنم چون خودم خیلی اذیت شدم 🥲💔