به این فکر میکنم که
اگه قرار باشه بمیرم میمیرم
چه پولامو خرج کنم چه نکنم
چه بپوشم بخورم چه نکنم
اوضاع خیلی بده میدونم
۸ سال جنگ بود همه اون ۸ سال مردم عید گرفتن لباس عید خریدن ازدواج کردن بچه اوردن
فیلم های فلسطین رو ندیدی اونا که یک عمره تو جنگن
اگه قرار به مقاومت هم باشه باید روحیه داشته باشبم
من از دی ماه دیگه شوق و ذوقم برای عید از بین رفت
من عاشق چیدن سفره هفت سین و گذاشتن سبزه ام
بچه هامون گناهی نکردن تو این آشفته بازار پا تو دنیا گذاشتن
باید با همین رسومات ایرانی بزرگ شن .ببینن و یاد بگیرن
من شاید قلبا دل و دماغ نداشته باشم ولی مثل هر سال عید رو برپا میکنم
هیچ خریدی برای عید نکردیم من و همسرم
فقط کتونی خریدیم که اونم که نمیشه باهاش رفت عید دیدنی
ولی بچه ها رو تکمیل کردم و البته همسرم با پسرا بلوز ست خریدن
امیدمون به خداس که نمیزاره آسیبی ببینیم چاره چیه عزیزم باید خودمونو بخاطر بچهامون قوی بدونیم تا اونا نترسن وگرنه نه خیلی دل نازکیم
من خودم انقد استرس دارم شبا
فقط با دعا و ذکر خوابم میبره
منم روبراه نیستم ولی مامان بزرگم گف زمان ماهم جنگ بوده والا زندگیمونو داشتیم بچه هم میآوردیم نمیشه که زانوی غم بغل گرف هرچی خدا بخواد همون میشه پیمونه عمر که سر برسه یه جوری میری یا بامریضی یا با جنگ یا که هزار مدل دیگه.
من فقط برا بچه هام اونم اوایل دیماه خریدم از ترس گرونی
بعد وقايع دیماه فک کردم عید نداریم و ... هفت سین تچینم
ولی چند جا دیدم که گفتن نوروز عید باستانی ما هست بهتره که هفت سین چیده بشه و رسم و رسومش برقرار بشه
حالا هم همون هفت سین میچینم
وگرنه از لحاظ گرونی واقعا وسعت خرید آجیل و میوه و شیرنی و مهمونی ... ندارم
ما که عید دیدنی نداریم تا داستانا بخوابه سفره میخواستم بچینم که اونم🥚🥚نمیکنم برم خرید سبزه و اینا 🦦
زندگی درهرشرایطی ادامه داره حتی اب وقتی یه جاراکدبمونه می گنده
از اول جنگ تا حالا روانم به هم ریخته افسرده شدم
دست و دلم نمیره کار کنم
با هر صدایی تن وبدنم میلرزه
ولی امروز به خودم اومدم
شروع کردم خونه تکونی بلکه کمی حواسم پرت شه از اخبار و جنگ
و یه کم فکرم آروم تر شده
باید برگردیم به روزمره چون زندگی ادامه داره چاره نیست
اگه هی بشینیم و غصه بخوریم هیچی درست نمیشه
ب این فکر میکنم ممکنه جنگ ادامه داشته باشه پس برا چی روزای عمرمو الکی سپری کنم؟ و کلا جنگ نباشه. هی یا یه ویروسی هست. یا گرونی هست یا هزار چی دیگه. این دنیا هیچوقت وفق مراد نمیشه اما ما هم نباید زندگی رو ب خودمون زهر کنیم.
زندگی عادیتو بکن. خرید کن آرایشگاه بروو....
این جنگ هم اگ خونتون جفت مراکز نظامی نیست اصلا نگران نباش پشت شیشه ها رو چسب بزن.
اگه جنگم نبود بااون حادثه ومردم داغداردی ماه دلمون به کاری نمیرفت اما میگن عید جزو رسوم باستانی ماست شاید به نیت سال قشنگ واتفاقات خوب واسه همه مردم ایران باید عیدمون روباامیدشروع کنیم
بع این فکر میکنم...تنها چیزی که براشون مهم نیست مردمه ..هر کاری بخوان میکنن دوتا کشور..پس تاثیری نداره که فک کنم ناراحت باشم نگران باشم
آخه ما کاری از دست مون برنمیاد بخایم انجام بدیم چه غصه بخوریم چه نخوریم جنگ ادامه داره باید به زندگی مون ادامه بدیم من روزای اول جنگ استرس بدی گرفتم همش خبر داشتم میخوندم میمیردم الآنم لرزش دست گرفتم اما ی کوچولو خودم جمع کردم بهتر شدم اما هرشب با ذکر دعا اوضاع ایران درست بشه میخابم انشالله پیروز میشیم
منکه قبل جنگ خونه تکونی کردم خریدم هیچی .اصلا حوصله هیچی ندارم تو این جنگ برا عید
بی تفاوت نیستیم خوشحال هم نیستم اصل جهان برناپایداری هیچ چیز تواین دنیا موندی نیست به جز لحظه حال
من با خودم گفتم این تایم به اجبار موندم خونه خب بهتره خونمون تمیز کنم اینترنتا هم که قطع بود جلو بچه هم نمیشه همش نشست اخبار جنگ خوند و دید گناه دارن بچه ها جدا از اون هشت سال جنک دفاع مقدس بوده من دوتا از دایی هام شهید شدن ولی با این وجود تو همین تایم جنگ دفاع مقدس سه تا از دایی هام و خاله ام ازدواج کردن بچه دار شدن زمان جنگ هم زندگی در جریانه البته به شکل خودش یه موقعی هم کرونا بود اگر یادتون باشه اولش دقیقن همین عید هم بود که هممون خونه نشین شدیم کیک میپوختیم اونا گذشت اینم میگذره ایشالا بعد هر سختی روشنی و نوره
من خودم قبل جنگ خونه تکونیمو انجام دادم
برای پسرمم خریدامو کرده بودم ولی خودم از اول قصد نداشتم چیزی بخرم فقط میگفتم اگه کتونی مورد علاقم رو دیدم میخرم
دو روز قبل جنگ اومدم شهرستان خونه مامانم که جنگ شد هم هوا سرد هستش هم اینکه اصلا روحیه ندارم برم بازار خیلی بلاتکلیف دارم روزامو میگذرونم همسرمم کرجه فکرم فقط پیششه
ولی اگه جنگ بسلامتی تموم شه یه کتونی میخرم چون نیاز دارم الانم نمیخرم چون نمیخوام پولم رو تموم کنم چون میگم خدانکرده طول بکشه نیاز پیدا میکنیم شعل همسرم ازاده و از فرداش خبرنداریم
اون ۸سال جنگی ک بود یعنی کسی زندگی نکرد،عرپسی نگرفت ،بچه دار نشد تولد نگرفت مهمونی نرفتن عید نشد .....
ب این فکر میکنم تا زنده و باید زندگی کنم
به این فکر میکنم که زندگی جریان داره
هرچی بخواد بشه میشه
الان رو در می یابم
شوهرم میگه فردا یه زرشک پلو با مرغ بار بذار شاید کشته شدیم حداقل تا زنده هستیم یکم برامون آشپزی کن
من که داشتم خونه تمیز میکردم گند زده شد توش سفره هفت سین هم امسال فکر نکنم خبری باشه عیدی نداریم که هیچ کس هم تو این وضعیت اگر ادامه دار باشه شهرهایی مثل تهران اصفهان و اهواز عمرا مهمون داشته باشند اصلا فکرشم نمیکنن
وقتی پول یه نون خشک نداریم فکر کردن هم نمخواد
امسال عید نداریم الان ۳ سال نداریم دوسال که مال پدرشوهرم فوت کرد جایی نرفتیم امسالم ندارم شنبه پدر بزرگ شوهرم فوت کرد هنوز 7در نیومده
من که حتی بچمم فعلا نمی خوام به دنیا بیارم که جنگا بخوابه
بیمازستان از اول جنگ تا الان دو سه بار زدن
همون روز اول تخلیه ش کردن
منم حال هوا عید ندارم ولی تمیز کاری کردم چون شاید بیان مهمون . لباس کخ واس خودم نمیخرم اصلن واسم مهم نیست امسال ولی پاسه بچه هام میخرم اونا که گناهی نکردن چی میدونند آخه جنگ چیه گرونی چیه
من عکس هفت سین گذاشتم تر زدن بهم🤣🤣
من خونه تکونی کرده بودم
راستش دست و دلم به خرید نمیره پسرمم یه دست داره
اما بخاطر پسرم میخوام هفت سین بچینم سبزه سبز کنم چون خیلی ذوق داره
کلی ذوق جشن نوروز مهد رو داشت که تعطیل شدن
ولی عید دیدنی هم فقط میخوام روز اول عید( عید اول مامانبزرگمه که فوت شده) برم خونه مامانبزرگم از اونجا خونه مامان و مادرشوهرم و بیایم خونه و دیگه جایی نریم
من نه خونه تکونی کردم نه خرید نه مهمونی دادم نه میرم اصلا حوصله چیزی نمونده…
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.