۱۱ پاسخ

خوب گفتی عزیزم و تجربه منم اینه که همش گذشته و اتفاق های بد رو شخم نزنی اگه الان سر پایی دیگه لازم نیست بهش فک کنی فقط ازش درس بگیر نزار فکرت تو گذشته بمونه تو حال و هوای امروز باش

اره دقیقا🙂‍↕️

احسنت عزیزم دخترم میبینه وقتی گریه میکنم آهنگ باز میکنه بیا برقصیم 😂

دقیقا دقیقا دقیقا👏👏

دقیقا درسته ولی من نمیتونم

منم همینم
فقط نگرانیم تو جنگ برا بچه هاس
وقتی نیستند یا خوابن گریه میکنم

آفرین دقیقا

دقیقا باید خودت رو با شرایط وقف بدی وگرنه کارت تمومه

دقیقا افرین

اگ دل بدیم شوهرمونم اوکی میشه؟!؟دلیل همین دل ندادنا اخلاقای شوهرمونه

دقیقااااا درست میگی عزیزم

سوال های مرتبط

مامان صدرا مامان صدرا ۲ سالگی
سلام عزیزان
من از دو سه روز قبل از ج ن گ یه درد بدی تو کمر و پای چپم گرفت دیگه نتونستم حرکت کنم بعد از کلی دکتر و ام ار ای نظر همشون اینه که باید عمل کنم چون یه دیسک پاره شده و دو تا هم بیرون زده اون یه دونه پارگی باید عمل بشه
زندگیم هم مختل شده از همون موقع تا الان طبق نظر دکتر استراحت مطلق هستم اصلا کنترل همه چی از دستم در رفته همه زندگی و بچه رو همسرم و دو تا خانواده‌ها دارن کمک میکنن که اداره کنم
از طرفی این شرایط واقعا اذیتم کرده حس میکنم دیگه اختیار خونه زندگی دستم نیست از اونور هم همشون دکترا گفتن عمل باید کنی
من واقعا دوست ندارم جراحی کنم ولی خوب اینجوری هم اصلا نمیتونم پنج دقیقه هم سر پا وایسم
حالا الان میخواستم بدونم تو خودتون یا اطرافیان تجربه ای از این جراحی دارید که نظرتون رو بدونم بعد بتونم تصمیم بگیرم
الان واقعا شرایط بدی دارم اما حس میکنم عمل کنم هم میشم یه آدم آسیب پذیر ضعیف با کلی محدودیت که نمیتونم راحت زندگی کنم
فرزند پروری شیر خشک این چه بود دیگه من گرفتارش شدم پوشک زندگی سخت فرزند پروری پوشک شیر خشک بچه داری خونه زندگی
فرزند پروری شیر خشک پوشک
مامان لیموشیرینم👶 مامان لیموشیرینم👶 ۲ سالگی
مامانا یه التماس مادرانه ازتون دارم
اینو فقط ما مادرا میتونیم با جون و دل درک کنیم
می‌دونم هر کس صلاح زندگی خودشو می‌دونه
ولی تو روخدا وقتی بچه‌دار شدید
دیگ هر اتفاقی هر اتفاقی تو زندگی مشترکتون افتاد بخاطر بچتون تحمل کنید
بنظر من وقتی بچه ای مریض میشه بغیر از مادر خودش
کسی دیک هرچقدر هم مهربونم باشه از جون و دل از جان خودش نمی‌گذره بالا سرش نمیشینه یا مداوا نمی‌کنه
من الان دقیقا یک هفته شد دخترم مریض بود دیشب بهتر شد
امشبم پسرم مریض بود
از صب هم کلی کار کرده بود
بیش از حد لباس شسته بودم ک این سه روز دخترم دم ب دیق اسهال و استفراغ بود
اینا خستگی نیستا اینا آرامش یه زندگی هستن
امشبم درست بالا سرش نشستم
توروخدا اگ زندگیتون مشکل هم داشت بازم تا هفت سالگی یا نه سالگی بچه صبر کنید بچتون تو خونه مشترک کنار خودتون بزرگ بشه بعد جدا بشید
هرچند ب تباهی یه عمر زندگی باشه
بچه ها خیلی بی گناهن معصومن
هیچکس مادر خود بچه نمیشه
اینو با جون و دل درک کردم که میگم
مامان دلارُز💕🍭 مامان دلارُز💕🍭 ۲ سالگی
سلام🙂نمیپرسم خوب هستین یا نه چون جواب 90٪شماهارو میدونم❤فقط اومدم یه چیزی بگم
دیشب وقتی برای دلا خوراکی خریدم و بهش دادم یدفعه بهم گفت مرسی🥹خیلی شوک شدم و ذوق کردم چون اصلا سعی نکرده بودم بهش کلمه ی مرسی رو یاد بدم و فک نیمکردم با مفهوم تشکر کردن و اینکه کجا باید ازش استفاده کنه آشنا باشه.. اما بعد گفتم درسته که من چیزی بهش یاد ندادم اما دلا میبینه، میشنوه، حواسش کاملا به رفتارا، حرکاتا و حرفای ما هست...
پس بچه ها میفهمن حتی اگر مستقیم چیزی بهشون نگی🩷

بچه ها اخبار رو نمیفهمن، اما اضطرابشو با ما زندگی میکنن
لازم نیست چیزی رو بهشون توضیح بدیم، کافیه ناآروم باشیم
تو این روزای سخت ما بزرگترا، بزرگترین وظیفمون اینه که خشم هامونو، اضطرابامونو، استرس هامونو با بچه ها یا جلوی بچه ها با بقیه به اشتراک نذاریم و دربارش جلوشون نه صحبتی کنیم و نه واکنش یهویی و خاصی انجام بدیم
بچه ها گوشاشون میشنوه، بچه ها پا به پای ما اضطراب رو تجربه میکنن، حتی خواب و خوراکشون بهم میریزه
امن ترین جمله ای که ما وظیفمونه ملکه ی ذهنشون کنیم اینه که «تو فقط بچه باش، من هستم»

عکس مال چندروز پیشه که با دختر رفته بودیم برف بازی... موقع عکس انداختن کم خودش ادا داشت، منم شبیه خودش کرد😅