۲ پاسخ

منم اگر راستش بودم ممکن بود واکنش بدم ناراحت بشم بیام‌جلو اما قطعا اگر میدیدم مادر اون یکی بچه حواسش هست چیزی نمیگفتم ممکن بود دختر خودمو دور کنم اصلا هم نمیگفتم اگر زد تو هم بزن
ولی اون واکنش لحظه ای مادر طبیعی بوده شاید چون هر بچه ای برا مادرش عزیزه و خوب همه مادرا مثل تو نیستن ممکنه مادری اهمیت نده و چیزی نگه و اون بچه یهو کار اشتباه و خطرناکی انجام بده برا همین میگم
البته برعکس هم پیش میاد مثل همین اتفاق شما .شما نذاشتی هول بده و یه مادر دیگه ترغیب میکنه بچه رو به زدن و واکنش سریع برای همین حضور ما الان کنارشون واقعا واجبه و نمیشه بذاریم نزدیک هر بچه ای بشن

حالا من چند روز پیش دحترمو برد پارک محلمون تاب و سرسره همیشه هم کنارشم اخه تا بچه های۱۳ ساله میاین میترسم هولش بدن و..
یه دختر کوچولو تقریبا ۴ الی ۵ ساله بود دست دخترم گرفت میکشید با زور گفتم ابجی میخواد باهات بازی کنه و... یکم گذشت لب سرسره از مارپیچی بلندا پرتش کرد حدا رحم کرد تفتاد ۱ متر جلوتر وسطای سزسره سر خورد اومد پایین یعنی ترسیدم بیوفته بعدش بازم بهش اخطار دادم عه هولش نده کار زشتیه باهم بازی کنید دیدم نه و... بازم داره اذیت میکنه اخرسر عصبی شدم گفتم مامانت کجاس بهش بگم اینکاراو میکنی مثل جوکر تلخند زد انگار جنی شده بود حرفم نمیزد بچه پررو🫤

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان آرتا🥹♥️ مامان آرتا🥹♥️ ۲ سالگی
بچها می‌خوام یه چیزی بگم شما جای من باشید چیکار میکنید؟ بنظرتون چ رفتاری داشته باشم؟ اصلا مهم باشه برام یا نه؟
من یه دوستی دارم رفت آمد داریم باهم خیلی هم خوبیم
بعد بارداره چند وقت پیش هوس ذرت مکزیکی کرد گفتم برات درست میکنم وسایلش داشتم جر پنیر پیتزا.. گفت میارم خلاصه آورد و درست کردیم خوردیم هرکار کردم گفت نه بابا چیه پنیر ک بخوام ببرمش و این حرفا دیک منم اصلا استفاده ای از پنیر پیتزا ندارم.. همونجا تو یخچال گذاشته بود هر وقت خودش میومد خدا شاهده هر وقت میومد عصرا هوس چیپس پنیر میکرد من درست میکردم براش چندین بار درست کردم خلاصه یکم دیگه مونده بود ازش خیلی کم بود دیگ امروز به من گفت بیا خونمون و اینا گفتم باشه اگر چیزی لازم داشتی بگو بیارم برات دیگه گفت ک یه جارو بخر برام و پنیر پیتزا ک خونتون بود بیارش می‌خوام شام درست کنم منم دیدم کمه سفارش دادم اومد یه بسته دیگه خلاصه جارو هم خریدم رفتم خونشون

ادامه تو کامنت میزارم
پوشک شیر خشک بارداری آنومالی بچه شیر پوشک پوشک شیر خشک شیر
مامان هانا کوچولو مامان هانا کوچولو ۲ سالگی
یعنی بعد ۴ ساعت به حدی اعصابم خورده
دخترم عاشق بچه هاست یعنی هر بچه ای رو ببینه بوس میکنه ناز میکنه
امروز رفتم پارک دخترم رفت بالای سرسره سوار شه یه بچه سه ساله جلوی سرسره نشسته بود هر چی گفتم عزیزم جیگرم بیا پایین به من می‌گفت نمیخوام پدر ومادرش هم دقیقان بغل دست من وایستاده بودن یهو بلند شد یکدفعه یه مشت کوبید تو پیشونی دخترم من یه لحظه هیچی نگفتم گفتم الان بابا مامانش میگن نکن دیدم بعد مشت دستش وبلند کرده یه سیلی این سمت صورت دخترم یکی اون ور یعنی اون صحنه به حدی عصبی شدم نه به خاطر بچه از اینکه پدرومادر دارین میبینین اون حالیش نمیشه شما که حالیتون میشه دخترم کلان گرخیده بود فقط نگاش میکرد یکدفعه داد زدم گفتم نکن دید تا سرش داد زدم برمیگرده به مامانش میگه مامان نی نی سرم داد زد گاوه مامانش گاوه نی نی هم گاوه
مادر پدر ه عین خیالشون هم نبود رفتم بچه مو گرفتم بردم خانه بازی آوردم خونه
آخه به این جور پدر مادرها آخه چرا انقدر بی فرهنگ هستن درسته بچه حالیش نیست نمیفهمه اما تو داری این صحنه رو با چشمت میبینی که بچه ات داره یکی رو میزنه یعنی واقعان کلمه یه نکن از دهنشون در نمیاد باز اینجور موقع ها پدر مادر نباشن خوب میگیم نبودن ندیدن بچه رو کنترل کنن بچه هم حالیش نمیشه عیب نداره اما باشن و شاهد موضوع باشت هیچی نگن خیلی درده
من خودم تا به امروز یه انگشت به دخترم نزدم پیشونیش رو چنان مشتی زد هنوز قرمزه