۱۳ پاسخ

تو اشتباه نرفتی
اونایی ک معتقدن بچه باید گرگ باشه و با دعوا و وحشی گری حقشو بگیره اشتباه میرن و متاسفانه اینا جامعهرو ب گند میکشن ک تروخشک باهم بسوزن

دقیقا پسر منم.اما بلده دفاع کنه اما می‌دونه زدن بده انگار دفاع کردنش بگیر نگیر داره.منم مادرانی دیگه رو میبینم انقد خودشون و بچه هاشون بدن نمرات اخلاق و رفتار خوب بچم میشه .همسر منم میگه بزرگتر بشه درستش میکنم نگران نباش

چه کتابی خوندی چیا یادش میدی ؟؟؟

پسرخواهرشوهرمم دقیقا مثل پسر شماست از اول اینطوری بود و الآنم که پنج سالشه هنوزم اینطورع و خواهر شوهرم به شدت غصه میخوره ،دختر من به شدت شلوغه من همیشه گله میکنم ،به من میگه گله نکن من آرزو دارم پسرم شلوغی کنه ،مثلا اونروز رفتیم تولد دختر من همش وسط‌میرقصیددبازی میکرد بچه های دیگه بازی میکرد ولی پسر خواهر شوهرم مودب و آقا رو صندلی نشسته بود من به خواهر شوهرم گفتم بابا خداتو شکر کن گفت نه اینطوری نگو بچه باید شیطونی کنه از حق خودش دفاع کنه که پسر من نمیکنه

آرام هر کی بهش زور بگه گاز میگیره و میزنه نمی‌دونم از کجا یاد گرفته آنقدر که توی مهد بچه ها اذیتش کردن تا یه چیزی میشه سریع عکس العمل نشون میده

وبشدت اجتماعیه هرجا میبرم هر بچه ای میبینه میگه من انیلم تو کی اسمته به به چقد قشنگی یعنی حرفایی میزنه قند تو دلت اب میشه ولی اگه تن صدای کسی بلند بشه روش دیکه اینم اخم میکنه فحش کشش میکنه میگه بی ادب بی تربیت یواش

دقیقا دختر منم همین بود بعد خواهر زاده وبرادر زادهام بشدت شیطونن یعنی محال بود بیارم خونه بابام کتک نخوره بعد دخترم میخندید نمیدونست چیه منم تو خونه خودم باهاش تکرار کردم مامان هر کی بهت زد توهم بزن گفت زشته مامان ولی الاناصلا به هیچ وجه با کسی کاری نداره مگه اینکه کتک بخوره که حسابی کتک میزنه طرفو

ماشاالله به گل پسرتون اینا که گفتید عالیه
ولی ب نظرم بهش یاد بده از حق خودشم دفاع کنه بعدادتو مدرسه بچه مظلوم نشه

واای انگارداری درموردپسرمن حرف میزنی پسرمنم دقیقاهمین رفتاراروداره همیشه میگم که این پسره فضولی بایدتوذاتش باشه چرابچه ی من اینجوری نیس توخونه خیلی بازیگوشی وشیطونی میکنه ولی مبادابریم جایی یایه بچه کوچیک بیادخونمون ازچیزی که هست هم آرومترمیشه واصلاازخودش دفاع نمیکنه ومن این چیزخیلی ناراحتم کرده واسترس میگیرم ازاین رفتارش

من نه قضاوتت میکنم نه از روند تربیتیت ایراد میگیرم فقط یه موضوع رو برات تعریف میکنم امیدوارم که بدردت بخوره.....تو به عنوان مادر تلاشت. رو کردی که بهترین نوع رفتار رو پیاده کنی پس در قدم اول خودت رو سرزنش نکن و در مرحله ی بعد ما توی دوستامون یه خانمی بود که خیلی آروم و شاد و مطیع بود یعنی ذاتا اخلاق آرومی داشت یه پسر داشت تقریبا ۴ ساله این بچه مثل پسر شما بزرگانه و بیشتر از سنش رفتار میکرد سال سوم دبستان به مشکل بر خورد چون اون پسر پتانسیل بزرگ شدن مغزی رو داشت برای همین جلو تر از سنش برخور یا رفتارهایی نشون میداد که توی جامعه ی ما بداشون قابل هضم نیست و ما چه بخوایم نخوایم توی این اجتماع داریم زندگی میکنیم حالا گل پسر شما نیاز داره مطابق سنش باهاش برخورد بشه البته اگر همین سنی که توی کپشن گهواره زدی..... اجازه بده بچگی کنه اجازه بده خراب کنه بشکنه بریزه هموزم دیر نشده و اصلا تاکید میکنم اصلااااا با بزرگ تر از خودش بازی نکنه چون آسیب پذیرتره

پسرمنم دقیقا از همون کوچیکی مثه پسرشما بود عزیزم
درسته الان هرکی باهاش برخورد داره میگه چقدر آقا وفهمیدس آفرین به تربیتت
ولی یجاهایی واقعا خودم دوست ندارم اینجور باشه دوست دارم بچگی کنه شیطونی کنه بریزه بپاشه اینقدر آروم ومتین بودنشودوست ندارم
مثلا وقتی مهدمیبردم اصلا نمیتونست بادوستاش ارتباط برقرار کنه چون ازسنش خیلی بزرگتره وکارای دوستاش براش قابل تحمل نبود می‌گفت سرم دردمیگیره چ کارای زشتی انجام میدن درصورتیکه اونا بچگی خودشونو میکردن پسرمن پاستوریزس خیلی
ازیه حد به بعد اصلا خوب نیست عزیزم

دقیقاااا دختر منم همینجوره خیلییی با ادبه ولی من حرص میخورم ک مثلا یه بچه یچیزیشو ازش میگیره دخترم هیچی نمیگه میاد پیش من خیلی مهربونه دلم میخاد پرو بشه بتونه از حقش دفاع کنه

اره خیلی دیگ باادبه تو این زمونه گرگ باید باشه

سوال های مرتبط

مامان فسقلی جون🧒💜 مامان فسقلی جون🧒💜 ۲ سالگی
تاپیک قبلم به نظرم نیاز به توضیحات بیشتری داره برای یه سری مامانها...
قطعا منم مثل شماها خوب و بد رو میدونم و به پسرم یاد دادم.
اکثرا بچه هاتون توی همین رنج سنی هستن، پس با قاعده ی لجبازی یا اینکه یه مورد رو خوب یاد بگیرن و یه مورد رو نخوان یاد بگیرن آشناییت دارین.
منم تو تاپیک قبلی گفتم، مواظب بچم بودم و این حرکتش غیرمنتظره بود و قطعا میدونم که کار پسرم خیلی بد بوده. واسه همین اول بچه ی اون خانومو بلند کردم و نازش کردم و بعد فقط از مامانش عذرخواعی کردم.
حتی اگه بچه اون خانومه بچمو هل میداد یا میزد هم اینقدر حرصی نمیشدم...
ولی اینکه یه مادر، که بچش شاید سه چهارماه با بچه من فرقش بود، اینجور با بچه من حرف بزنه و اون کلمه رو بگه و بعدم بخواد بزنتش،
قطعا بچه های خودتونم بود حرصی میشدین.
مطمئنا بچه هاتون بچه پیغمبر نیستن که تماااام کاراشون خوب باشه...
ده تا کار خوب دارن یه کار بد. واقعا واقعا اون یه کار بدِ بچه من همین هول دادنه اونم فقط بخاطر تصویر ذهنی که از بچه داداشم داره.
و تاکید میکنم فقط دوسالشه... بچه ۱۵ساله نیس😂

دوتا بچه باهم دعوا کنن خیلی فرقه تا اینکه یه ادم ۳۰ ساله با یه بچه دوساله بخواد دعوا کنه.
مامان ابوالفضل مامان ابوالفضل ۲ سالگی
سلام مامانا بچه های شما هم به چیز های چرخشی علاقه دارن ؟
حالم خوب نیس خیلی استرس دارم
پسرم جمله دو کلمه ای فقط میگه اب بده
کلمه نصفه نیمه یاد داره مثلا نیست رو میگه نی
بغل میگه ب
حدودا با همین کلمه های نصفه نیمه 70تا شاید بشه
همرو سعی می‌کنه یه چیزی شبیهش بگه مثلا مبل میگه مو
فقط فعل نمیگه مثلا برو بیا نمیگه فقط بده یاد داره
بعد به چیزای چرخشی علاقه داره چرخش ماشین لباسشویی رو در حد چند ثانیه نگاه می‌کنه یا چرخ دوچرخه رو میچرخونه
ارتباط چشمی داره
واکنش به اسمش خوبه تو شلوغی یکم کمتر واکنش داره ولی وقتای دیگ سریع میگه بله
بچه هارو دوست داره
همزاد پنداری داره
دستورات رو می‌فهمه انجام میده
به چیز های چرخشی ولی علاقه داره
تو خونه گاهی مثلا چند بار هی از این طرف خونه میدوعه اون طرف خونه
پریدن خیلی دوست داره از رو مبل هی میپره
من خیلی نگرانم از نگرانی نمیتونم کارامو بکنم
چرا به حرف نمیاد نکنه مشکلی داره میترسم زبونم لال اوتیسم باشه 😭
همه بچه هاتون چقد قشنگ حرف میزنن این هیچی
این بچه بحرف بیاد مشکلی نداشته باشه فک نکنم من دیگ آرزویی داشته باشم
شرایط دکتر رفتن اصلا ندارم
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!