منم تو خانواده ای بزرگ شدم که هیچوقت محبت خالصانه بین مامان و بابام نبود حتی بابام یکبار نگفت دوستت دارم یا بغلمون کنه. من تو خانواده همیشه اون نفری بودم که هر اتفاق بدی میفتاد یا خرابکاری میشد مقصر بودم بدون چون و چرا. الانم بشدت شخصیت شکننده ای دارم. باز ازدواج کردم بهتر شدم ازون خانواده سمی بیرون اومدم ولی منم تنها دغدغم اینه دخترم مثل خودم نباشه بتونه همه جاها دریت تصمیم بگیره
منم مث شما هستم مامان هدیه با این تفاوت که بیشتر از بابام حس مهربونی میگرفتم اما مادرم اصلا انگار منو نمیدید هنوزم همینیم الانم بابام خیلی دخترمو میخواد اما مامانم فک نکنم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.