۹ پاسخ

کلا بعضیا حواسشون نمیشه که باید زنگ بزنن وگرنه اینجوری نیست که دلش نخواد یا دوستت نداره
من دوتا آبجی دارم غریبن یکیش ۲۲ ساله هرررررررشب زنگ میزنه مگر اینکه پیش خودمون باشه

یکیش ماهی یک بارم زنگ نمیزنه
کلا مدلش اینه دلیل بر دلسوزی دلتنگی یا دوست نداشتن نیست
مامانت زیادی ازت خیالش راحته

منم اهل زنگ زدن نیستم اگر مامانم زد زد نزد من نمیزنم

همین که سالمه خداروشکر کن
مادرمن آلزایمر داره پاهاش مشکل داره هزارتابدبختیه دیگه
خواهربرادرم ندارم
کاش مادرانمان سالم بود تو زندگیه خودش بود منم غربت بودم هیچکس به من زنگ نمیزد فقط زندگیه خودموداشتم کاش

منم تو شهر غریب زندگی میکنم امروز داشتم برای یه تاپینگ دیگع میگفتم بدترین قسمتش اونجاس که وقتی با همسرت بینتون ناراحتی پیش میاد جایی رو نداری بری یکم حالت عوض شه

عزیزدلم بقیه اعضای خانواده نمیدونم ولی احتمالا مادرت درگیره یا چیزه دیگه منم خیلی شده اینطور شدم ولی دیدم مادر نمیتونه اینجوری باشه

همیشه همینطور بوده من که رک میگم بهشون تا زنگ نزنیم تماسی نمی‌گیرید بگید طرف مرده یا زنده منم زنگ نمیزنم

من یک چیزی یاد گرفتم. در هر شرایط با قوی باشیم. دیگه راهی وجود نداره

عزیزم عمیقاًدرکت کردم منم یجوردیگ غریبم پدرومادرم فوت شدن تامن احوالپرسی نکنم کسی سراغمونمیگیره🥺😫

عزیزم درکت می‌کنم

فعلا دل همه میخاد. 😂😂😥

سوال های مرتبط