دلم میخواد برگردم به اون روزهای ک فکر میکردم جنگ فقط برای کشورهای غرببه اس
جنگ فقط با کلمه فلسطین میشناختم!
دقیقا به روز های مثل تو این عکس
دغدغه نوع غذا و میان وعده بچه ها بود
زوذتر آماده شدن و دیر نرسیدن بود
یا جای پارک!
نه مثل الان دغدغه بقا داشتن برای تک تک کسایی ک میشناسی با حتی نمیشناسی
حس میکنم قدر روزایی که امنیت داشتیم و ندونستیم
از دوری از خونه خسته شدم حتی گاهی گریه میکنم. خانواده ام تهران هستن و من دائم نگران. همش بهشون زنگ میزنم. حوصله ام خیلی سر میره ولی دست و دلم به هیچ کاری نمیره. هی به شوهرم میگم بیا برگردیم ولی نگران اینم که پسرم از صداها بترسه و میدونم اون موقع نمیتونم جواب شوهرم رو بدم.
دلم برای اسفند سالهای قبل پر میکشه.
با کلی زحمت خونه مو تمیز کردم و خونه تکونی کردم ولی چون نزدیک خونه مون انفجار بوده همه چی غرق خاک و دوده شده.
دیگه فکر کنم هرچی تو مغزم بود بهت گفتم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.